پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

رئیس جمهور دستور لغو آزمون استخدامی را صادر کرد تا از استیفای حقوق زنان اطمینان حاصل شود. در این آزمون، اکثر سهمیه برای مردان در نظر گرفته شده بود و سهمیه زنان برای استخدام بسیار اندک بود. + ایشان همچنین در گفتگوی زنده تلویزیونی خود به مناسبت شروع سال پایانی دولت، به این موضوع اشاره کرد:

اخیراً دیدم یک چارچوبی برای استخدام منتشر شده و نحوه این اعلامیه به گونه‌ای بود که فقط بدنبال جذب افراد تحصیل کرده پسر است که در دولت بیان کردم که فرقی وجود ندارد و فقط  شایسته‌سالاری مهم است، البته ممکن است یک شغلی باشد که خانم‌ها اصلاً مایل نباشند و یا مناسب با شرایط جسمی‌شان نباشد اما در جایی که هر دو جنسیت می‌توانند فعال شوند چرا باید  نسبت به خانم‌ها ظلم شود؟ اگر تفاوتی وجود دارد چرا دختر خانم‌های ما دانشگاه بروند و تحصیل کنند؟ این از افتخارات کشور مان  است که در دانشگاه‌ها و در میان نخبگان این همه دختر خانم‌ها فعال هستند.

شعار شایسته سالاری و ظلم نشدن به خانم ها، شعار زیبایی است. تحصیل خانم ها نیز از افتخارات کشورمان است. اما شناخت آسیب های اجتماعی، و جرأت مقابله با ریشه های آن چیزی است که با شعار و افتخار حاصل نمی شود.

اسلام، نان آوری را بر عهده مرد گذاشته است. جامعه نیز همین توقع را از مردان دارد. هنگامی که فرصت های شغلی را در اختیار زنان می گذاریم، هر چند به ظاهر، از حقوق ایشان طرفداری کرده ایم، اما در واقع جامعه را با مشکل «نان آوران بیکار و نان خوران شاغل» مواجه کرده ایم. از دیگر سو زنان شاغل، به طور عمده از ازدواج باز می مانند. زنان متأهل شاغل نیز دچار مشکلات فراوانی در زندگی هستند. به این نمونه ها توجه کنید:

زنان هنگامی که به حقوق اجتماعی خود در حوزه ی شغلی دست یافتند، علاوه بر همسر و مادر بودن، نان آور هم شدند و با توجه به تعدد نقشهایی که زنان در این رابطه پیدا کردند این سؤالات مطرح میشود که این امر چه اثراتی بر زن و روابط زن و شوهری و فرزندان داشته است؟ ایا این آثار در جهت ثبات خانواده است یا تضعیف؟ ایا زنان از عهده ی رسالت دیرین خود در قبال خانواده و فرزندان خود به خوبی برمی آیند؟ +

زنان شاغل

«فرضیه ی کمیابی» که توسط «بارنت (Barnet) در ۱۹۹۳ طرح گردید، با این نظر که تکثر نقشها موجب اضطراب و فشار بیشتر بر زنان میشود همنوا است. او فرض را بر این میگذارد که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد میشود و در نتیجه زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش (خانوادگی و شغلی) -که هر دو نیز مستلزم توان پاسخگویی بالا هستند – با کمبود انرژی و ضعف و ناتوانی روبه رو میگردند. +

مطابق آمار موجود مربوط به سال های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹، چهل درصد از زنان تهرانی به خاطر گرفتاری های شغلی که در خارج از منزل داشته اند و به دنبال اختلاف و مشاجره با شوهران شان جدایی را انتخاب کرده-اند. البته پژوهش های انجام شده در سال های اخیر (حدود ۱۳۷۹) نشان می دهد که در میان زنان درخواست کننده ی طلاق، سهم زنان شاغل بیش از دو برابر سهم زنان خانه دار است. +

غیبت والدین – به خصوص مادر – سبب می شود که نظارت ها کافی نباشند و در نتیجه زمینه برای انحراف و لغزش آن ها فراهم گردد و این خود می تواند یکی از عوامل ارتکاب جرم باشد. چنان که آمار بزه کاری فرزندان در خانواده های فاقد حضور مادر بیش تر است. برخی از مادران گمان دارند با فرستادن فرزند به مهدکودک، دِین خود را نسبت به او ادا کرده و بدهی اخلاقی و حقوقی نسبت به او ندارند. اما در این جا این سؤال مطرح می شود که اگر مراقبت کودک به فرد دیگری در خانواده یا مهدکودک سپرده شود چه تغییراتی در فرآیند رشد روانی و اجتماعی کودکان بوجود می آید؟ گرچه با ایجاد مؤسسات جدید اجتماعی مثل مدارس و مهدهای کودک و وسائل ارتباط جمعی و امثال آن، وظیفه ی تربیتی پدر و مادرها کاهش پیدا کرده و این سازمان های حمایتی و مکمل تا حدودی جانشین مادر در جنبه های تربیتی و پرورشی گردیده اند اما خلأ ناشی از عدم وجود مادر را نمی توانند پر کنند. مسلماً عاطفه و محبت مادر نسبت به فرزندش بیش از دیگران است. در ضمن باید دانست که فعالیت های پرورشی مهدکودک ها قاعدتاً با انگیزه های اقتصادی انجام می شود و به همین دلیل جای گزین مناسبی برای مادر نمی تواند باشد چه رسد به این که جای گاه عاطفی مادر را برای کودک پر کنند. سپردن کودک به مراکز نگه داری و مهدکودک به ویژه در سال های اول زندگی و به مدت طولانی، وی را با محرومیت عاطفی ناشی از خلأ والدین، عدم توانایی در ارتباطات عاطفی و عدم ثبات شخصیت مواجه می-سازد. +

 از امیرالمؤمنین(ع) به فرزند عزیزش امام حسن(ع) روآیت است که می فرمایند: «خارج از امور شخصی زن، کاری در اختیار او نگذار تا طراوتش بیشتر و لطافتش زیادتر و زیبائیش پایدارتر باشد» یعنی اگر بناست به زن ها ظلم نکنیم، باید عادلانه، آنها را برای کارهایی استفاده کنیم که برایش ساخته شده اند.

در این مباحث، معمولاً ما متهم می شویم به مخالفت با حقوق زنان و این که زن را فقط برای شهوت می خواهیم و به عنوان کلفت. زن را بی سواد می پسندیم و سر به زیر. اما زن نمونه، می تواند پزشک باشد، یا معلم شود، یا در امور بسیار دیگری سرآمد باشد. اما موقعیت های اداری، یا حضور در بانک، هیچ مزیتی برای زن ایجاد نمی کند. خوب است که زنان به دانشگاه بروند و سپس شاغل شوند. اما لازم است به طور واقعی نیاز جامعه را تشخیص دهیم و بر مبنای آن هم دانشگاه و هم مشاغل را سهمیه بندی کنیم. رشته هایی مثل مامایی باید 100% زنانه باشند که هستند. رشته هایی مثل پرستاری باید بر مبنای پیش بینی جمعیت زنان و مردان سهمیه بندی شوند تا مشکلات (+ و +) این حوزه ها حل شود. رشته هایی مانند معدن و برق نیز باید کاملاً مردانه باشد. البته ممکن است در مورد بعضی رشته ها نیز بتوان رقابت را کاملاً آزاد گذاشت.

پس از پایان تحصیل نیز، موضوع اشتغال باید به همین صورت تقسیم شود. مشاغل پر مراجعه و مشاغلی که وقت زیادی را در روز طلب می کنند، باید تا حد امکان از حیطه حضور زنان خارج شوند.

زن کارمند

تصمیم دولت به سهمیه بندی مشاغل، یک تصمیم درست بوده است. آقای رئیس جمهور، تصمیم درست دولت را خراب نکن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۸
علی اصغر جوشقان نژاد

پس از یک دوره کوتاه مدیریتی که آقای سرافراز در سازمان صدا و سیما پشت سر گذاشت، اکنون مدتی است که سکان به آقای علی عسکری سپرده شده است. در این مدت، مهم ترین سیاستی که در عمل از رئیس جدید دیده شده است، بازگرداندن تغییرات دوره قبل به حالت قبل از تغییر بوده است. اما این تغییرات چرا ایجاد شدند و چقدر درست بودند؟

سرافراز، بر اساس ضرورت های اساسی ادامه کار سازمان و همچنین حکمی که مقام معظم رهبری به ایشان داده بودند، چابک سازی را در دستور کار خود قرار دادند. این اقدام، طبیعتاً مخالفت هایی را در پی داشت و کنترل این مخالفت ها نیز باید جزئی از برنامه آقای سرافراز قرار می گرفت که نبودن این بخش از برنامه، سهم موثری در تغییر مدیریت سازمان بعد از مدتی کوتاه داشت.

با همه هجمه هایی که بر علیه سرافراز وجود دارد، با جرأت می گویم که سیاست اصلی سرافراز کاملاً درست (و حتی تنها راه چاره سازمان صدا و سیما) بوده است. اما از نگاه من به دلایلی این سیاست درست، غلط اجرا شد:

  1. نبود گروه مدیریتی قوی و همراه با این سیاست ها در کنار دکتر سرافراز
  2. روحیه فردگرایی دکتر سرافراز و دخالت ندادن کارشناسان در تصمیمات
  3. برخی اقدامات شاخص غلط که تمام اقدامات درست را نیز زیرسوال می بردند
  4. در نظر نگرفتن سرعت مناسب اجرای سیاست ها
  5. در نظر نگرفتن خط پایان چابک سازی به نحوی که به نظر می رسید پایان این چابک سازی ها، حذف سازمان صدا و سیما باشد!!
  6. نبود سیاست حمایتی برای مدیرانی که جایگاه آنها حذف شده است و به عبارت دیگر تحویل نگرفتن مدیران قبلی
  7. وجود مراکز قدرت مختلف در سازمان
  8. ...

غلط اجرا شدن این سیاست ها کار را به جایی رساند که دکتر سرافراز کناره گیری کرد و اکنون حرف زدن از سیاست چابک سازی، به نوعی خودزنی محسوب می شود. با این همه بنده به عنوان یک عضو کوچک این جامعه، عرض می کنم که هر چند بخشی از اقدامات آقای سرافراز غلط بوده است، اما عدول از سیاست چابک سازی، به نوعی ادامه دادن مشکلات سازمان صدا و سیماست. حالا که آقای سرافراز با اقدامات خود، هزینه های سرسام آور مدیریتی را تحمل کرده است (یا نکرده است) بالاخره با اندکی تغییرات کاملاً ضروری، باید مسیر را ادامه داد و از فشردن دائمی کلیدهای CTRL+Z خودداری کرد!

*

بعد نوشت:

چقدر شباهت بین سرافراز و احمدی نژاد بود. هر دو اقدامات خوبی داشتند که با اقدامات بدشان آن را خراب کردند. و...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۸
علی اصغر جوشقان نژاد

چند سالی است که در یکی از مدارس قم به تدریس آمادگی دفاعی مشغول هستم. از آن جا که این درس در کنار درس هایی مانند ریاضی و فیزیک و حتی زبان و عربی و بینش اسلامی، درس درجه دو هم به شمار نمی آید، گاهی موضوع شوخی بین سایر معلمان بوده است. اما از نظر اثرگذاری، آمادگی دفاعی می تواند یکی از مهم ترین دروس دبیرستان باشد و دانش آموزان را با افزایش اعتماد به نفس ملی و ایجاد قدرت حرکت، به افرادی مؤثر در جامعه تبدیل کند.

امسال برای آن که میزان اثرگذاری درس در بین دانش آموزان را بسنجم، اقدام به برگزاری یک نظرسنجی کردم. سوالاتی بر اساس آن چه در کلاس درس می دهم آماده کردم و در اولین جلسه، قبل از شروع درس به دانش آموزان دادم. همین پرسشنامه را انتهای سال، پس از آن که امتحان دانش آموزان برگزار شد، مجددا بین دانش آموزان توزیع کردم. این پرسش نامه، بدون نام و بی اثر در نمره بوده است.

مقایسه پاسخ های دانش آموزان، نکات جالبی را به دنبال دارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود.

 

قدرت ما، قدرت آمریکا:

یکی از سوالات پرسشنامه، یک جمله ناقص بود که دانش آموزان باید آن را کامل می کردند: «آمریکا به ایران حمله نمی کند، چون....»

من پاسخ های دانش آموزان را به سه دسته تقسیم کردم:

  • دسته اول: جواب هایی که به نوعی ناتوانی آمریکا را مطرح می کرد، مانند ترس آمریکا از ایران و...
  • دسته دوم: پاسخ هایی که به نوعی نشان می داد که آمریکا می تواند اما محاسباتش نشان می دهد نباید حمله نظامی کند، مانند حمله فرهنگی به ایران، هزینه زیاد حمله نظامی و...
  • دسته سوم: جواب هایی که قدرت ایران را نشان می داد، مانند آمادگی دفاعی ایران، ایمان ما به خدا، مقاومت مردمی و...

جدول مقایسه پاسخ های ابتدا و انتهای سال، نکات جالبی دارد:

 

دسته اول

دسته دوم

دسته سوم

ابتدای سال

10

13

9

انتهای سال

9

7

23

اعتماد دانش آموزان به قدرت داخلی، افزایش چشمگیری پیدا کرده است. جالب اینجاست که بیشترین کلید واژه ای که در ابتدای سال توسط دانش آموزان در پاسخ ها تکرار شده بود، «ترس آمریکا» با 8 بار تکرار بود. در انتهای سال این کلید واژه 6 بار تکرار شد، اما در عوض کلید واژه «اقتدار یا آمادگی دفاعی ایران» به 10 بار تکرار رسید.

 

شناخت شهدا:

در پرسشنامه، از دانش آموزان خواسته شد که نام سه شهید که می توانند یک نکته درباره آنها بگویند، بنویسند. ابتدای سال، پرتکرارترین نام شهید، مربوط به شهید بابایی و شهید چمران بود که فیلم یا سریال آنها به تازگی پخش شده بود. همچنین در مجموع نام 19 شهید نوشته شد.

در طول سال، هر دانش آموز با نام یک شهید شناخته می شد و باید زندگی شهید را در یکی از جلسات در کلاس ارائه می کرد. نتیجه این کار، آشنایی همه دانش آموزان با حداقل یک شهید بود. به همین دلیل در انتهای سال، 9 شهید جدید به فهرست اضافه شده بود. البته جالب توجه آن است که نام شهید چمران و شهید خرازی بیشترین تکرار را به خود اختصاص داده بودند که به دلیل وجود زندگی این دو شهید در محدوده امتحانی دانش آموزان بود.

 

گزینه های نگرشی:

در ادامه پرسشنامه، 12 جمله آمده بود که دانش آموز با انتخاب گزینه های «کاملاً موافق، موافق، مخالف، کاملاً مخالف» نگرش خود را به موضوعات ذکر شده نشان می داد.

اگر نظرات را به دو دسته کلی موافق و مخالف تقسیم کنیم، جدول زیر نشان دهنده تغییرات نظر دانش آموزان در هر مرحله است (بعضی از دانش آموزان تعدادی از گزینه ها را پاسخ نداده اند):

 

گزاره

ابتدای سال

پایان سال

موافق

مخالف

موافق

مخالف

1

ما در یک کشور کاملاً امن زندگی می کنیم.

23

0

22

0

2

توانایی دفاعی ایران در مقابل تهدیدات موجود زیاد است.

22

1

22

0

3

در جنگ تحمیلی، ایران پیروز نهایی میدان بود.

20

2

22

0

4

سازمان ملل می تواند امنیت جهان را تأمین کند.

2

20

0

22

5

بسیجی یعنی کسی که کارت عضویت در بسیج را داشته باشد.

15

6

2

20

6

بسیج در دوران بعد از دفاع مقدس هم خدمات مهمی داشته است.

17

5

16

6

7

جنگ ما، جنگ کفر و ایمان بود.

23

0

22

0

8

اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، به نفع اسرائیل و آمریکاست و باید از آن جلوگیری کرد.

19

4

21

1

9

تماشای فوتبال، یک سرگرمی مفید است.

8

15

8

12

10

در دوران صلح باید برای شرایط جنگ آمادگی کسب کنیم.

19

3

22

0

11

من تلاش می کنم کالای ایرانی بخرم.

11

10

15

6

12

اقتصاد آمریکا، یک اقتصاد قوی و پر توان است.

18

5

12

8

 

جدول بالا نشان می دهد که کلاس در بعضی موضوعات موفق بوده است و در بعضی دیگر، نه. مثلاً تفاوت گذاشتن بین رفتار بسیجی و کارت بسییج، نسبتاً بین دانش آموزان جا افتاده است. اما اعتقاد به خدمات بسیج پس از پایان جنگ تحمیلی دچار پسرفت شده است.

در موضوعاتی مانند «ضرورت وحدت شیعیان و اهل سنت»، «ضرورت کسب آمادگی برای تهدیدات»، «خرید کالای ایرانی» و «قدرت اقتصادی آمریکا»، شاخص ها بهبود نسبی داشته اند. اما در موضوع «فوتبال به عنوان یک سرگرمی» با توجه به اینکه فرصت گفتگوی لازم در کلاس ایجاد نشد، شاخص نیز هیچ بهبودی نداشته است.

 

جمع بندی:

ما به عنوان معلم، اهمیت فرصت گفتگو با دانش آموزان را بیشتر خواهیم دانست، اگر به اثرگذاری گفتار خود بر ایشان واقف باشیم. مسئولیت سنگینی که بر عهده ماست، ناشی از همین اثرگذاری است. بر این مبنا، تمام دروس درجه یک هستند و آمادگی دفاعی و درس های مشابه، به آن دلیل که امکان گفتگوی بی واسطه پیرامون موضوعات حساس فکری و فرهنگی را ایجاد می کنند، درجه یک تر از بقیه دروس هستند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۲
علی اصغر جوشقان نژاد

قبلاً برای دانش آموزان دبیرستان توحید، یک پروژه تاریخ شفاهی راه انداخته بودیم. تجربه خوبی بود. اما برای امسال نیاز به تغییراتی در کار بودم.

بنابراین امسال کار را محدود به کلاس آمادگی دفاعی کردم و تاریخ شفاهی دفاع مقدس را برای دانش آموزان کلاس دوم دبیرستان به عنوان یک پروژه اختیاری ویژه تعریف کردم. این نوشته را برای راهنمایی بیشتر دانش آموزان این کلاس نوشته ام.

*
تاریخ شفاهی چیست؟
پیشنهاد می کنم برای آشنایی با تاریخ شفاهی این نوشته را بخوانید. همچنین به این پایگاه مراجعه کنید.
اما برای اجرای این پروژه چه باید کرد؟
مصاحبه با یک نفر که خودش در دفاع مقدس نقش داشته است... همین
مراحل کار:

1- انتخاب:

شما باید فردی را انتخاب کنید که:

                    در دفاع مقدس حضور جدی داشته باشد
                    دسترسی به او داشته باشید و بتوانید با او مصاحبه کنید
                    توانایی ارائه خاطرات و مطالب خود را داشته باشد
2- تصویب
برای این کار کافی است کاربرگ معرفی سوژه را تکمیل و به معلم ارائه کنید. معلم شخص مورد نظر شما را بررسی می کند و نتیجه را اعلام خواهد کرد.
دریافت
عنوان: کاربرگ معرفی مصاحبه شونده
حجم: 11.6 کیلوبایت

بدیهی است اگر این فرد مورد تأیید قرار نگرفت، لازم است شخص دیگری را انتخاب کنید.
3- مصاحبه
در این مرحله شما مصاحبه با فرد مورد نظر را انجام می دهید. ضبط صوتی یا تصویری مصاحبه را فراموش نکنید.
 در مصاحبه خود به این موضوعات توجه کامل داشته باشید:
  • چه شد که جنگ شد؟ صدام چرا حمله کرد؟ ما چرا دفاع کردیم؟
  • یک عملیات چطور برگزار می شد؟ از برنامه ریزی قبل از عملیات تا تشکیل خط دفاعی و پدآفندهای بعد از عملیات
  • چه ابتکاراتی در دوران دفاع مقدس برای جبران کمبودها انجام می شد؟
  • پذیرش قطعنامه 598، چه حسی در مردم ایجاد کرد؟ چرا؟
در اجرای مصاحبه حداقل به یکی از موضوعات بالا پرداخته شود. هر چه بیشتر مصاحبه شونده با استفاده از خاطرات خودش این موضوعات را بیان کند بهتر است.

ذکر خاطرات متفرقه خارج از این موضوعات نیز بلامانع است اما حتما یکی از این موضوعات باید در مصاحبه به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

قوانین:

  • حداکثر تا پایان آذر ماه، شخصیت مورد نظر به تصویب رسیده باشد.
  • حداکثر تا پایان فروردین 95 مصاحبه تحویل داده شود.
  • مصاحبه حداقل 15 دقیقه و حداکثر یک ساعت باشد.
  • مصاحبه توسط خود دانش آموز انجام شود.
  • ارائه یک فایل صوتی یا تصویری با هر فرمتی+ برگه خلاصه مصاحبه کافی است.

اگر همچنان سوالی برای شما باقی مانده است، می توانید در نظرات همین مطلب مطرح کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۰
علی اصغر جوشقان نژاد

من معمولاً سریال های ماه مبارک رمضان را دنبال نمی کنم، مگر در مهمانی ها یا گاهی اوقات که خانواده علاقه مند می شوند. مجموعه داستانی پایتخت 4 هم از این قاعده مستثنی نبوده است. اما در این مجموعه چیزی بود که مرا مشتاق کرد در موردش بنویسم.

پیشتر، پرداختن به موضوعات مورد نیاز نظام در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در حد زیرنویس و برنامه های گفتگویی بود و کمتر مجموعه هنری به این موضوعات به چشم ظرفیت های برنامه سازی نگاه می کرد. گاهی موضوعاتی مثل اصلاح الگوی مصرف به آن دلیل که متقاضی خاص (مانند شرکت برق، آب و گاز) داشته است، اندک اندک موضوع «تولیدات هنری» در صدا و سیما بوده اند اما مسائلی مانند وحدت، جمعیت، مدیریت جهادی، همدلی و همزبانی که سفارش دهنده خاص (بخوانید پشتیبان مالی) ندارند جای زیادی در محصولات هنری سازمان ندارند.

البته بدیهی است که برنامه های گفتگو محور و خبر و امثال آن، هر چند که خالی از هنر نیستند اما به مثابه یک برنامه هنری (از قبیل فیلم، پویانمایی و قالب های خلاقانه دیگر) به شمار نمی آیند. وگرنه کم نیستند برنامه هایی در «صدا» و «سیما» که مجری و کارشناس به جان هم بیفتند و بیخ مطالب مهمی از قبیل آنچه گفته شد را در بیاورند و مردم هم نصفه نیمه سری تکان بدهند و بعد کار خودشان را کنند.

گفتگو در صدا و سیما

آنچه مرا وادار به نوشتن این مرقومه کرد، کار زیبای سیروس مقدم در به تصویر کشیدن «همدلی و همزبانی» بود.

استفاده از ظرفیت «پایتخت» با شخصیت هایی که جای خودشان را بین مردم باز کرده اند، کار زیبایی بود که می توانست اتفاق نیفتد. قبلاً هم قرار بود که این مجموعه در حال و هوای شیرخوارگاه تهیه شود. موضوعی که احتمالاً حرف جدیدی نداشت اما ساده تر از این مجموعه تولید می شد.

می شد «هما خانم» در این قسمت نقش یک مسئول را نگیرد و ما نبینیم که مسئولین هم از جنس خودمان هستند. می شد ما متوجه نشویم حرف هایی که بعضی ها پشت سر مسئولین می زنند چقدر بی پایه است.

اما با پایتخت 4، دیدیم که یک مسئول چقدر نیاز به اعتماد مردم دارد تا بتواند به آنها خدمت کند. متوجه شدیم که اگر خانواده یک مسئول خلاف می کنند نمی توان مستقیما آن را به حساب او گذاشت. دانستیم که تعامل با خانواده و کار، به طور همزمان و عادلانه بسیار مشکل است.



*

پایتخت هم مثل هر کار دیگری اشکالاتی دارد. اما پرداخت زیبای او به موضوعاتی مانند همدلی و همزبانی، مدیریت جهادی، جمعیت و... نیازمند تحسین است. نویسنده توانسته است این موضوعات را از حالت شعاری خارج کند و در متن داستان وارد کند. انتخاب «شورای شهر» هم انتخاب هوشمندانه ای بوده است. هم آن همه بزرگ نیست که غیر واقعی و شعاری به نظر بیاید. هم «دولت» به معنای مصطلح نیست تا سیاسی دیده شود و هم «مجلس» نیست تا زمینه سازی برای انتخابات پیش رو تلقی شود.

وارد کردن موضوع در متن داستان، کاری است که با پشتیبان مالی برنامه هم شده است. «تاژ» در بخش هایی از داستان موثر است. نه اینکه فقط نامش روی تابلوها و پشت کامیون دیده شود.

عوامل تولید پایتخت 4

*

امیدوارم توجه به پیام انقلاب اسلامی و موضوعات مهمی که جامعه امروز ما به شدت نیازمند آن است، به صورت جدی تر در متن برنامه های صدا و سیما وارد شود و «غفلت» کمرنگ تر شود. هر چند که این امر نیازمند برنامه سازانی است که غافل نباشند.

غیبت طولانی من را ببخشید. نیازمند همدلی بیشتری شده ام! نظرات شما را در همین مکان مقدس خواهم خواند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۴ ، ۰۳:۴۴
علی اصغر جوشقان نژاد

موشک به سمت صنعا

برادرانم

         در صنعا و صعده

قبله را از مسیر حرکت بمب افکن ها پیدا می کنند

و تکبیره الاحرام را

                با مشت گره کرده می گویند

رو به قبله قیام می کنند

در قنوت خود

            -با صدای بلند-

                           نفرین می کنند

و سجده را

          سرخ به جا می آورند

برادرانم

         در صننعا و صعده

         از ریاض و جده

                   موشک های ساخت آمریکا را هدیه گرفته اند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۵۱
علی اصغر جوشقان نژاد

زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم

کبریت های بی خطر از چین بیاوریم

آورده ایم هرچه شما فکر می کنید

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هرچند توی کشور ایران زیاد هست

ما می رویم گورخر از چین بیاوریم

آورده ایم ما نمک از ساحل غنا

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم

خشکیده است پس بدهینش به روسیه

دریای خشگل خزر از چین بیاوریم

تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بزان پای کوفتن

ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند

باید گدا و دربه در از چین بیاوریم

گویند سرّ عشق، نگویید و نشنوید

ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم

سعید بیابانکی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۱
علی اصغر جوشقان نژاد

در هیئت (خانوادگی) محبان شاه نجف، موضوعی ارائه می‌شود با عنوان «فرزندان وایبری»

در جلسه اول به موضوع آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی پرداخته می‌شود و ان‌شاء الله در جلسات بعدی راهکارهایی برای هر فرد و نکاتی برای مواجهه با فرزندان.

در ادامه جدولی مربوط به آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی آمده است:

آسیب های شبکه های اجتماعی

آیا شما نکته‌ای به این جدول اضافه می‌کنید؟ آیا دسته‌بندی بهتری دارید؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۵۸
علی اصغر جوشقان نژاد

برای اشاره به معنای هم دلی و هم زبانی ملت و دولت، ترجیح می دهم شما را به بازخوانی نوشته های قبلی پرهنگ راهنمایی کنم. گفتگوها و بحث های من با دوستان حزب اللهی ام در مورد دولت:

مصاف یا انعطاف (جند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 92)

دشمن کیست (گفتگویی با یک نفر که مثل خودم دوست نداشت روحانی رئیس جمهور شود، پس از اعلام نام رئیس جمهور قانونی کشور)

سه گانه رفتاری ما در مقابل دولت (منظورم از «ما» دقیقاً یعنی «خود ما بچه حزب اللهی ها»)

چرا از گرفتن یارانه انصراف می دهم (مخصوصاً بخش نظرات رو بخونید)

*

به نظر من در بین «ملت»، بیشتر طیف حزب اللهی مخاطب شعار امسال هستند. همان هایی که همیشه ادعای تبعیت از ولایت فقیه را داشته اند. حالا باید دید که در صحنه عمل، چه کسانی تابع ترند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۵۵
علی اصغر جوشقان نژاد

1.

بعضی از تاریخ نگاران، تاریخ را آن گونه که خواسته اند نوشته اند نه آن گونه که بوده است. تاریخ نگارانی که از دربار سلاطین ارتزاق می کرده اند، هیچ گاه نفع توده های مردم را در نوشتن تاریخ رعایت نکرده اند و حماسه ها را به نام شاهان نوشته اند.

وقتی آخرین شاه کشور ایران فرار کرد و مرد، باقی مانده های دربار او روزنامه و کتاب و ماهواره را برای تعریف دوباره دوران پهلوی انتخاب کردند. آنها سعی کردند تاریخ انقلاب را طوری بنویسند که به مذاق شاهزاده و اربابانش خوش بیاید. تاریخی که الان در بعضی رسانه ها از دوران پهلوی روایت می شود، طوری است که گویی همه جا گل و بلبل بوده است، مردم خوش می گذرانده اند، همه چیز ارزان بوده، همه مردم کاملا دین دار و با فرهنگ بوده اند، و خلاصه کشور در مسیر پیشرفت چهار نعل می تاخته است اما ناگهان مردم دچار جنون آنی شدند و انقلاب کردند. از این جا به بعد ماجرا هم به گونه ای تعریف می شود که انگار به محض تمام شدن انقلاب، مردم از جنون لحظات انقلاب در آمدند و دیدند عجب کاری کرده اند، دیگر هیچ پیشرفتی در هیچ چیزی دیده نمی شود، یک دفعه فرهنگ مردم از بین رفته و مردم بی دین شده اند، همه چیز تند و تند در حال گران شدن است اما پشیمانی دیگر سودی ندارد!!

این طور روایت کردن تاریخ، پروژه ای است که مدت هاست در حال اجراست. اما حقیقت انقلاب مردم چه بوده است؟ این را باید از خود مردمی که انقلاب کرده اند پرسید.

2.

هر چند اصل 44 قانون اساسی در حوزه اقتصاد تعریف شده است، اما از نظر من در حوزه فرهنگ نیز بسیار پرکاربرد است! برنامه فرهنگی خوب، برنامه ایست که مردمی باشد. احتمالاً شما هم به خاطر دارید که برنامه های جشن دهه فجر مدارس را خود ما دانش آموزان بر عهده داشتیم. مدارس را تزئین می کردیم، گروه سرود تشکیل می دادیم، مقاله و تئاتر و مسابقه و هر شیرین کاری دیگری که از دستمان بر می آمد برای دهه فجر آماده می کردیم. خب طبیعی بود که بعضی از این هنرهای! ما هم سرریز می شد و در مسجد و محله هم به نمایش در می آمد. محله ها هم (شبیه آنچه در نیمه شعبان اتفاق می افتد) تزئین می شدند و مساجد جشن می گرفتند و دانش آموزانی که برای مدرسه برنامه ای آماده کرده بودند، در مسجد هم کار خودشان را ارائه می کردن

البته اگر الان در مدارس و مساجد بگردید، کمتر چنین فضایی پیدا خواهید کرد. مدیران مدرسه برگزاری جشن را بر عهده گرفته اند و نقش مردمِ آن مدرسه (یعنی دانش آموزان) فقط شرکت کردن در جشن است. این یعنی بیرون کردن مردم از فرهنگ. طبیعی است که به تدریج دانش آموز به زمان جشن دهه فجر فقط به عنوان «وقتی برای کلاس نرفتن!» نگاه کند. سخنران ها نیز گاهی مباحثی (از نظر دانش آموز) تکراری و انتزاعی ارائه می کنند. نتیجه همه این ها می شود جدا شدن مردم از برنامه های فرهنگی.

3.

نزدیکی های دهه فجر 93 بود. مدیر مدرسه، از من خواست که برای دهه فجر برنامه ریزی کنم و برنامه های مدرسه را دست بگیرم. از آنجا که من یک معلم پاره وقت هستم، نمی توانستم همه کار را دست بگیرم اما قول دادم که به بخشی از کار فکر کنم.

ایده اصلی من برای برگزاری مراسم دهه فجر، مثل بسیاری از امور دیگر، مردمی کردن جشن ها بود. به مدرسه پیشنهاد دادم که برگزاری جشن را به خود دانش آموزان بسپارد و فقط بر آن نظارت کند. یکی از اولیای مدرسه معتقد بود که بچه ها پای این کار نمی آیند یا شاید هم نمی توانند. هرچند تجربه قبلی، راجع به برگزاری جشن عید غدیر توسط دانش آموزان کلاس دوم بود که به خوبی آن را اجرا کرده بودند اما مدرسه معتقد بود عید غدیر فرق دارد و بچه ها پای کار انقلاب نمی آیند؛ گویی خود ما بر این باوریم که دانش آموزان مان با انقلاب فاصله دارند.

این ایده در ذهن من بود تا این که یکی دو روز مانده به شروع دهه فجر، نشریه راه را روی پیشخوان دیدم. از میان همه عناوین روی جلد، این عنوان مرا جذب کرد:

پیشنهادی برای معلمان

با تاریخ شفاهی روحی تازه به درس هایتان ببخشید

من به نشریه راه علاقه داشتم و این عنوان هم مزید بر علت شد که سریع دست به جیب شوم و یک شماره را بخرم. نشریه مملو از مطالب مختلف در مورد تاریخ شفاهی بود. بعد از آن که مطالب مختلف را تورق کردم، این ایده در ذهنم آمد که از دانش آموزان بخواهیم خودشان تاریخ انقلاب را استخراج کنند. با یکی از دبیران خلاق و پرتجربه هم مشورت کردم و بعد اصل مطلب را با مدرسه در میان گذاشتم. مدرسه از این موضوع استقبال کرد.

4.

دهه فجر شروع شده بود و تا بخواهیم طرح را بنویسیم و تبلیغات را آماده کنیم، نیمی از آن را از دست می دادیم. نام مسابقه را گذاشتیم «چشمه های انقلاب». به سرعت یک برگه تبلیغاتی برای طرح آماده کردیم و سعی کردیم همه نکات را در آن بیاوریم. یک جلسه هم بعد از نماز ظهر و عصر به مدرسه رفتم و برای بچه ها صحبت کردم. سعی کردم در عرض 10 دقیقه دانش آموزان را به اصل موضوع علاقه مند کنم و برای شرکت در مسابقه در آنها انگیزه ایجاد کنم.

بعد از سخنرانی، تعدادی از دانش آموزان جلو آمدند و راجع به نحوه اجرای کار سوالاتی پرسیدند. من به دانش آموزان گفته بودم که ایده های خوب قابلیت چاپ شدن هم دارد، ولی خودم هم راه دقیقش را نمی دانستم. احتمال می دادم که دوستان مان در نشریه راه بتوانند این کار را انجام دهند. همچنین گفته بودم که با این کار، شما هم به عنوان یکی از مورخین انقلاب اسلامی خواهید بود. جالب بود که تعدادی از دانش آموزان مخالف خوان که در نگاه اول در این وادی دیده نمی شدند، دور مرا گرفتند و سوالاتی در مورد نحوه انجام مصاحبه، شیوه تدوین، سوژه مورد نظر و... پرسیدند.

چند روز بعد هم یکی دیگر از دوستان، در سخنرانی خود در مدرسه به مسابقه چشمه های انقلاب اشاره کرد و این تمام تبلیغ ما بود.

5.

از طراحی مسابقه چشمه های انقلاب، دو هدف عمده مد نظر ما بود:

  1. علاقه مند کردن دانش آموزان به موضوع تاریخ انقلاب اسلامی و تلاش خودشان برای آموختن این تاریخ
  2. شناسایی سوژه های کمتر شناخته شده برای استخراج خاطرات تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

هدف اول برای افرادی که در مسابقه شرکت می کردند آسان تر اتفاق می افتاد، اما از تحقق هدف دوم مطمئن نبودم. با توجه به عجله ای که در برگزاری مسابقه به خرج دادیم و به خاطر نوع تبلیغات مان، احتمال حضور انگشت شمار بچه ها را می دادیم. در مجموع، از مدرسه حدود 90 نفری توحید، 4 اثر به دبیرخانه رسید که البته همان آثار هم برای ما جذاب بودند. با مشاهده آثار، معلوم شد که مصاحبه شونده ها بیشتر حرف های کلی زده اند و کمتر وارد مصادیق شده اند. البته تمام مصاحبه ها خاطرات خوبی از دوران انقلاب داشت اما کمتر از نیمی از مجموع مدت مصاحبه به این خاطرات می گذشت و بیشتر تحلیل فضای قبل از انقلاب با ادبیات مطرح در سایر رسانه ها و بر اساس چیزی به جز دیده ها و شنیده های مستقیم خودشان بود.

دو نفر با پدرشان، یک نفر با پدربزرگش و یک نفر با شخصی دیگر مصاحبه کرده بود. دو تا از مصاحبه ها صوتی و دو تا از آنها تصویری انجام شده بود. یک مصاحبه صوتی و یک مصاحبه تصویری، پس از پایان کار تدوین شده بود و دوتای دیگر به صورت (تقریباً) خام تحویل داده شده بود. حداقل مدت مصاحبه ها هم 25 دقیقه و حداکثر آن بیش از یک ساعت بود.

6.

با دیدن مصاحبه ها، احساس کردم که فضای خوبی برای گفتگوی این فرزندان با خانواده هایشان در مورد انقلاب اسلامی ایجاد شده است. احتمالاً به جز مدت مصاحبه، گفتگوهای دیگری نیز بین این دانش آموز و خانواده اش در مورد این موضوع بوده و ممکن است همین مسئله ادامه پیدا کند. از نظرگاه یک معلم، این فعالیت اثرگذار و مفید ارزیابی می شود و کاملاً ظرفیت برنامه ریزی بیشتر و اجرا در سال آینده را دارد.

اما از منظر کسی که به دنبال یافتن سوژه هایی برای استخراج تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی باشد، فعالیت امسال تنها یک سوژه به او می دهد. پدربزرگ یکی از دانش آموزان مبارزات زیادی داشت و چندین بار در زمان طاغوت زندانی شده بود. سه اثر دیگر هر چند برای تولید کننده زحماتی داشته است، اما از این ویژگی برخوردار نبودند یا در مصاحبه چنین ویژگی از افراد نمود پیدا نکرده بود. هر چند که در مورد یکی دیگر از افراد نیز احتمال می دهیم چنین ویژگی داشته باشد.

7.

ما با برنامه ریزی دقیق تر این طرح را در سال آینده اجرا خواهیم کرد. البته نه فقط در دهه فجر، بلکه در طول سال تحصیلی و در قالب یکی دو تا از دروس دانش آموزان. این بار آئین نامه و سوالات پیشنهادی را تغییر می دهیم تا آثار رسیده بیشتر پیرامون مشاهدات و خاطرات خود مصاحبه شونده باشد. همچنین زمینه ای فراهم می کنیم که مصاحبه ها طی چند مرحله انجام شود و در هر مرحله بخشی از ابهامات رفع شود.

 

انقلاب، برای خودمان است. خودمان هم باید تلاش کنیم تا به دست نسل بعدی برسد. منتظر ارگان های دولتی نباشیم.

این نوشته در گنج

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۱۲
علی اصغر جوشقان نژاد