پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
عضوی از راز دل

طبق خواسته مدرسه و البته علاقه شخصی خودم، در کلاس آمادگی دفاعی پایه نهم، قرار است انواع بحث های سیاسی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و حتی ورزشی مطرح شود. معمولا این بحث ها را خودم به صورت مدیریت شده در کلاس راه می اندازم و بعد هم جمعش می کنم. اما گاهی هم بحثی پیش می آید که حتی فکرش را نمی کنیم.

یکی دو هفته پیش، در کلاس آمادگی دفاعی، هنگامی که موضوع بسیج مردمی در سایر کشورها را توضیح می دادم، بحث ضرورت کمک به فلسطین پیش آمد. معمولاً بحث های احتمالی کلاس را پیش بینی می کنم و پاسخ مناسب برایشان آماده می کنم. از جمله همین بحث که یکی دو کلیپ هم برایش آماده داشتم و پخش شد. اما بحث دیگری از این موضوع منشعب شد که قبلاً فکرش را نکرده بودم: «ضرورت وحدت شیعه و سنی» که دو مخالف جدی در کلاس چهل و چند نفری ما داشت.

وقتی سوال توسط یکی از دانش آموزان مطرح شد، از عکس العمل کلاس به نظرم رسید که موضوع برای بقیه هم محل سوال است. خود دانش آموزان را برای پاسخگویی به سوالات هم فعال کردم. بحث های زیادی مطرح شد و چون وقت زیادی از کلاس نمانده بود، موضوع برای جلسه آینده باقی ماند. به همین دلیل هم تکلیف این جلسه، چنین طرح شد: «رفتار اهل بیت با اهل سنت چگونه بوده است»

جلسه آینده، پاورپوینتی آماده کردم که موضوعات مطرح شده در جلسه قبل و چیزهایی که احتمال داشت در کنار موضوع مطرح شود را پاسخ دهد. تعدادی فیلم هم آماده کردم که در صورت ضرورت پخش کنم.

دریافت پاورپوینت
حجم: 375 کیلوبایت

بیشتر بحث این دو نفر و یکی دو حامی نصفه و نیمه آنها با بقیه کلاس، بر این موضوع متمرکز بود که آیا اهل سنت مسلمان هستند!

عمده کلاس، نظر معتدل و وحدت گرایانه ای داشتند. البته در فاصله این دو کلاس متوجه شده بودم که دو فرد مذکور اقدام به گسترش اندیشه خود در کلاس می کرده اند و در نتیجه شبهاتی برای سایر افراد کلاس ایجاد شده است. عده ای به دنبال پاسخ مناسب بوده اند و عده ای به مبانی قبلی خود مشکوک شده بودند و ایجاد بحث در کلاس، موجب فوران این گذشته در امروز شد.

اما همه این مقدمه را گفتم که این نکات را بنویسم. در این بحث، من نکات ذیل را به شدت رعایت کردم:

  1. با اینکه نظر من و بخش عمده ای از کلاس به طور آشکار با دو نفر از دانش آموزان تفاوت داشت، به هیچ وجه اجازه ندادم سایر دانش آموزان به این دو نفر بی احترامی یا تعرضی داشته باشند. حتی وقت بیشتری به آنها نسبت به سایر کلاس دادم و حمایت بیشتری از آنها کردم. این کارها برای آن بود که بچه ها مدارای در بحث را یاد بگیرند.
  2. اجازه دادم بیشتر مباحث بین خود دانش آموزان صورت بگیرد و تا جایی که دانش آموزان قادر به پاسخگویی بودند، وارد بحث نشدم.
  3. در بحث، بر اصول شیعه تأکید فراوان کردم. تولی و تبری را به طور جدی مطرح کردم تا اولاً دانش آموزان به اشتباه به پلورالیسم روی نیاورند و حس نکنند که مهم نیست چه عقیده ای داشته باشی. دوم این که با این کار جلوی متهم شدن خودم به بعضی موضوعات را گرفتم.
  4. بیشترین تکیه بحث را بر کلام معصومین و آیات قرآن گذاشتم.
  5. هرگز از کلماتی که تحریک کننده طرف مقابل است مثل «شیعه انگلیسی» استفاده نکردم. هیچ نامی هم از افرادی مثل سید صادق شیرازی نیاوردم. چه آن که می دانستم یکی از این دو نفر از اقوام ایشان است. بنابراین اهانت نکردن به مقدسات! طرف مقابل را به طور عملی اجرا کردم. البته لازم به ذکر است که در فضای عمومی جامعه، با توجه به عملکرد این افراد، جدا بودن آنها از بدنه شیعه باید به صراحت اعلام شود و این عملکرد من برای شرایط کلاس خودم بوده است.
  6. ده دقیقه پایان کلاس را اجازه طرح بحث جدید ندادم و مباحث گفته شده را جمع بندی کردم تا فضا آرام شود.
  7. بعد از پایان کلاس به پایه های دو طرف بحث تذکر دادم که این بحث مربوط به کلاس ما بوده است و بعد از کلاس نباید ادامه پیدا کند. مهم تر آن که این بحث نباید رفاقت آنها را به هم بزند.

بحث تمام شد اما احتمالاً پس لرزه هایی داشته باشد. همچنین منتظرم که دوستانم (انصافاً به این دو نفر که برای عقیده شان تلاش می کنند علاقه مند شده ام) برای جلسه آینده سوالات و حرف های جدیدی آماده کنند. اما از مجموع مسائل پیش آمده احساس خوشحالی و رضایت می کنم.

مرتبط است:

کلاس باز سواد رسانه ای: متن و حاشیه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۱۹
علی اصغر جوشقان نژاد

رسانه ملی، به دلیل شرایط داخلی خود (نیروی انسانی، مدیران، دولتی بودن) دستخوش اشکالاتی است که تا رسانه تراز انقلاب اسلامی فاصله دارد. دو ایده برای بهبود شرایط رسانه ای انقلاب اسلامی وجود دارد. یکی این که ما فقط پخش کننده باشیم و تولید را به بیرون از سازمان (بخوانید مردم و جوانان) بسپاریم.

دوم این که ما فقط تولید کننده باشیم (چیزی شبیه هالیوود) و کار خوب تولید کنیم، خودش پخش خواهد شد.

حالا هر دو ایده به نحوی در کشور پا گرفته است. اول این که تولیدات خوب و تیم های تولیدی خوب، در حال افزایش است. یک مجموعه حرفه ای و پای کار هم به نام «اوج» شکل گرفته که دائم به گروه های قوی و انقلابی میدان می دهد تا تولید کنند. این مجموعه، هیچ بخلی در توزیع ندارد و هر کس بخواهد آثارش را (به صورت غیر تجاری) پخش کند، همراهی خوبی می کند.

از دیگر سو شبکه افق شکل گرفته است که اگر شما ایده خوبی برای این شبکه داشته باشید، استقبال می کند و میدان پخش برای ایده منجر به تولید شما فراهم می کند.

در کنار این دو جریان هم سو و متحد، جریان سومی هم به نام عمار وجود دارد که موجب تقویت توزیع آثار خوب و انقلابی است.

در این شرایط، توقع افزایش شتاب رشد رسانه ای جریان انقلاب اسلامی، توقع زیادی نیست. ما باید بجنبیم. فرصت های زیادی از دست رفته است. آدم های زیادی منتظرند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۸
علی اصغر جوشقان نژاد

دو قطبی شدن جامعه، بیش از آن که به نفع چپ یا راست باشد، به نفع دشمن است. ممکن است عده ای گمان کنند که فلان گروه سیاسی از دو قطبی شدن جامعه در انتخابات سود می برند، اما واقعیت آن است که ضرر این اتفاق بیش از سود آن است. راز توصیه مقام معظم رهبری به یکی از آقایان! هم همین است.

آقا، جامعه را از یک دو قطبی بزرگ نجات داد. اما چیزی که ما از آن غفلت می کنیم، ایجاد دو قطبی های کوچکتر است.

مخالفت با کنسرت ها

مخالفان و موافقان کنسرت

مخالفان و موافقان برجام

مخالفان و موافقان برگزاری مسابقه فوتبال در شب عاشورا

مخالفان و موافقان اکران فیلم [...]

مخالفان و موافقان قراردادهای نفتی

حتی موافقان و مخالفان انصراف احمدی نژاد پس از توصیه رهبری

این دو قطبی ها هم دو سر دارد. یک طرف ماجرایی را شروع می کند، طرف مقابل (بخوانید حزب اللهی ها) رگ گردنی می شوند و مخالفت می کنند. طرف اول هم در تنور ماجرا می دمد و آن قدر ادامه می دهد که شکاف را به میان جامعه بکشاند.

حزب اللهی ها باید مراقب باشند که در دام این بازی ها نیفتند و غیرحزب اللهی ها هم باید بدانند که سودی از این بازی نخواهند برد. این که به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر [...] فشار بیاید که کنسرت برگزار کند و بعد هم واکنش ها برجسته شوند، نتیجه اش افروخته شدن آتش اختلاف هاست. دود این منقل برای ماست و کبابش برای دشمن.

*

اگر در رفتار خود دقت نکنیم، چیزی که پس از دعواهای انتخاباتی باقی خواهد ماند، کدورت و شکاف بین طبقاتی از مردم است. شکافی که پس از فتنه عمیق شد و هنوز بخش هایی از آن ترمیم نشده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۴
علی اصغر جوشقان نژاد

رئیس جمهور دستور لغو آزمون استخدامی را صادر کرد تا از استیفای حقوق زنان اطمینان حاصل شود. در این آزمون، اکثر سهمیه برای مردان در نظر گرفته شده بود و سهمیه زنان برای استخدام بسیار اندک بود. + ایشان همچنین در گفتگوی زنده تلویزیونی خود به مناسبت شروع سال پایانی دولت، به این موضوع اشاره کرد:

اخیراً دیدم یک چارچوبی برای استخدام منتشر شده و نحوه این اعلامیه به گونه‌ای بود که فقط بدنبال جذب افراد تحصیل کرده پسر است که در دولت بیان کردم که فرقی وجود ندارد و فقط  شایسته‌سالاری مهم است، البته ممکن است یک شغلی باشد که خانم‌ها اصلاً مایل نباشند و یا مناسب با شرایط جسمی‌شان نباشد اما در جایی که هر دو جنسیت می‌توانند فعال شوند چرا باید  نسبت به خانم‌ها ظلم شود؟ اگر تفاوتی وجود دارد چرا دختر خانم‌های ما دانشگاه بروند و تحصیل کنند؟ این از افتخارات کشور مان  است که در دانشگاه‌ها و در میان نخبگان این همه دختر خانم‌ها فعال هستند.

شعار شایسته سالاری و ظلم نشدن به خانم ها، شعار زیبایی است. تحصیل خانم ها نیز از افتخارات کشورمان است. اما شناخت آسیب های اجتماعی، و جرأت مقابله با ریشه های آن چیزی است که با شعار و افتخار حاصل نمی شود.

اسلام، نان آوری را بر عهده مرد گذاشته است. جامعه نیز همین توقع را از مردان دارد. هنگامی که فرصت های شغلی را در اختیار زنان می گذاریم، هر چند به ظاهر، از حقوق ایشان طرفداری کرده ایم، اما در واقع جامعه را با مشکل «نان آوران بیکار و نان خوران شاغل» مواجه کرده ایم. از دیگر سو زنان شاغل، به طور عمده از ازدواج باز می مانند. زنان متأهل شاغل نیز دچار مشکلات فراوانی در زندگی هستند. به این نمونه ها توجه کنید:

زنان هنگامی که به حقوق اجتماعی خود در حوزه ی شغلی دست یافتند، علاوه بر همسر و مادر بودن، نان آور هم شدند و با توجه به تعدد نقشهایی که زنان در این رابطه پیدا کردند این سؤالات مطرح میشود که این امر چه اثراتی بر زن و روابط زن و شوهری و فرزندان داشته است؟ ایا این آثار در جهت ثبات خانواده است یا تضعیف؟ ایا زنان از عهده ی رسالت دیرین خود در قبال خانواده و فرزندان خود به خوبی برمی آیند؟ +

زنان شاغل

«فرضیه ی کمیابی» که توسط «بارنت (Barnet) در ۱۹۹۳ طرح گردید، با این نظر که تکثر نقشها موجب اضطراب و فشار بیشتر بر زنان میشود همنوا است. او فرض را بر این میگذارد که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد میشود و در نتیجه زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش (خانوادگی و شغلی) -که هر دو نیز مستلزم توان پاسخگویی بالا هستند – با کمبود انرژی و ضعف و ناتوانی روبه رو میگردند. +

مطابق آمار موجود مربوط به سال های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹، چهل درصد از زنان تهرانی به خاطر گرفتاری های شغلی که در خارج از منزل داشته اند و به دنبال اختلاف و مشاجره با شوهران شان جدایی را انتخاب کرده-اند. البته پژوهش های انجام شده در سال های اخیر (حدود ۱۳۷۹) نشان می دهد که در میان زنان درخواست کننده ی طلاق، سهم زنان شاغل بیش از دو برابر سهم زنان خانه دار است. +

غیبت والدین – به خصوص مادر – سبب می شود که نظارت ها کافی نباشند و در نتیجه زمینه برای انحراف و لغزش آن ها فراهم گردد و این خود می تواند یکی از عوامل ارتکاب جرم باشد. چنان که آمار بزه کاری فرزندان در خانواده های فاقد حضور مادر بیش تر است. برخی از مادران گمان دارند با فرستادن فرزند به مهدکودک، دِین خود را نسبت به او ادا کرده و بدهی اخلاقی و حقوقی نسبت به او ندارند. اما در این جا این سؤال مطرح می شود که اگر مراقبت کودک به فرد دیگری در خانواده یا مهدکودک سپرده شود چه تغییراتی در فرآیند رشد روانی و اجتماعی کودکان بوجود می آید؟ گرچه با ایجاد مؤسسات جدید اجتماعی مثل مدارس و مهدهای کودک و وسائل ارتباط جمعی و امثال آن، وظیفه ی تربیتی پدر و مادرها کاهش پیدا کرده و این سازمان های حمایتی و مکمل تا حدودی جانشین مادر در جنبه های تربیتی و پرورشی گردیده اند اما خلأ ناشی از عدم وجود مادر را نمی توانند پر کنند. مسلماً عاطفه و محبت مادر نسبت به فرزندش بیش از دیگران است. در ضمن باید دانست که فعالیت های پرورشی مهدکودک ها قاعدتاً با انگیزه های اقتصادی انجام می شود و به همین دلیل جای گزین مناسبی برای مادر نمی تواند باشد چه رسد به این که جای گاه عاطفی مادر را برای کودک پر کنند. سپردن کودک به مراکز نگه داری و مهدکودک به ویژه در سال های اول زندگی و به مدت طولانی، وی را با محرومیت عاطفی ناشی از خلأ والدین، عدم توانایی در ارتباطات عاطفی و عدم ثبات شخصیت مواجه می-سازد. +

 از امیرالمؤمنین(ع) به فرزند عزیزش امام حسن(ع) روآیت است که می فرمایند: «خارج از امور شخصی زن، کاری در اختیار او نگذار تا طراوتش بیشتر و لطافتش زیادتر و زیبائیش پایدارتر باشد» یعنی اگر بناست به زن ها ظلم نکنیم، باید عادلانه، آنها را برای کارهایی استفاده کنیم که برایش ساخته شده اند.

در این مباحث، معمولاً ما متهم می شویم به مخالفت با حقوق زنان و این که زن را فقط برای شهوت می خواهیم و به عنوان کلفت. زن را بی سواد می پسندیم و سر به زیر. اما زن نمونه، می تواند پزشک باشد، یا معلم شود، یا در امور بسیار دیگری سرآمد باشد. اما موقعیت های اداری، یا حضور در بانک، هیچ مزیتی برای زن ایجاد نمی کند. خوب است که زنان به دانشگاه بروند و سپس شاغل شوند. اما لازم است به طور واقعی نیاز جامعه را تشخیص دهیم و بر مبنای آن هم دانشگاه و هم مشاغل را سهمیه بندی کنیم. رشته هایی مثل مامایی باید 100% زنانه باشند که هستند. رشته هایی مثل پرستاری باید بر مبنای پیش بینی جمعیت زنان و مردان سهمیه بندی شوند تا مشکلات (+ و +) این حوزه ها حل شود. رشته هایی مانند معدن و برق نیز باید کاملاً مردانه باشد. البته ممکن است در مورد بعضی رشته ها نیز بتوان رقابت را کاملاً آزاد گذاشت.

پس از پایان تحصیل نیز، موضوع اشتغال باید به همین صورت تقسیم شود. مشاغل پر مراجعه و مشاغلی که وقت زیادی را در روز طلب می کنند، باید تا حد امکان از حیطه حضور زنان خارج شوند.

زن کارمند

تصمیم دولت به سهمیه بندی مشاغل، یک تصمیم درست بوده است. آقای رئیس جمهور، تصمیم درست دولت را خراب نکن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۸
علی اصغر جوشقان نژاد

پس از یک دوره کوتاه مدیریتی که آقای سرافراز در سازمان صدا و سیما پشت سر گذاشت، اکنون مدتی است که سکان به آقای علی عسکری سپرده شده است. در این مدت، مهم ترین سیاستی که در عمل از رئیس جدید دیده شده است، بازگرداندن تغییرات دوره قبل به حالت قبل از تغییر بوده است. اما این تغییرات چرا ایجاد شدند و چقدر درست بودند؟

سرافراز، بر اساس ضرورت های اساسی ادامه کار سازمان و همچنین حکمی که مقام معظم رهبری به ایشان داده بودند، چابک سازی را در دستور کار خود قرار دادند. این اقدام، طبیعتاً مخالفت هایی را در پی داشت و کنترل این مخالفت ها نیز باید جزئی از برنامه آقای سرافراز قرار می گرفت که نبودن این بخش از برنامه، سهم موثری در تغییر مدیریت سازمان بعد از مدتی کوتاه داشت.

با همه هجمه هایی که بر علیه سرافراز وجود دارد، با جرأت می گویم که سیاست اصلی سرافراز کاملاً درست (و حتی تنها راه چاره سازمان صدا و سیما) بوده است. اما از نگاه من به دلایلی این سیاست درست، غلط اجرا شد:

  1. نبود گروه مدیریتی قوی و همراه با این سیاست ها در کنار دکتر سرافراز
  2. روحیه فردگرایی دکتر سرافراز و دخالت ندادن کارشناسان در تصمیمات
  3. برخی اقدامات شاخص غلط که تمام اقدامات درست را نیز زیرسوال می بردند
  4. در نظر نگرفتن سرعت مناسب اجرای سیاست ها
  5. در نظر نگرفتن خط پایان چابک سازی به نحوی که به نظر می رسید پایان این چابک سازی ها، حذف سازمان صدا و سیما باشد!!
  6. نبود سیاست حمایتی برای مدیرانی که جایگاه آنها حذف شده است و به عبارت دیگر تحویل نگرفتن مدیران قبلی
  7. وجود مراکز قدرت مختلف در سازمان
  8. ...

غلط اجرا شدن این سیاست ها کار را به جایی رساند که دکتر سرافراز کناره گیری کرد و اکنون حرف زدن از سیاست چابک سازی، به نوعی خودزنی محسوب می شود. با این همه بنده به عنوان یک عضو کوچک این جامعه، عرض می کنم که هر چند بخشی از اقدامات آقای سرافراز غلط بوده است، اما عدول از سیاست چابک سازی، به نوعی ادامه دادن مشکلات سازمان صدا و سیماست. حالا که آقای سرافراز با اقدامات خود، هزینه های سرسام آور مدیریتی را تحمل کرده است (یا نکرده است) بالاخره با اندکی تغییرات کاملاً ضروری، باید مسیر را ادامه داد و از فشردن دائمی کلیدهای CTRL+Z خودداری کرد!

*

بعد نوشت:

چقدر شباهت بین سرافراز و احمدی نژاد بود. هر دو اقدامات خوبی داشتند که با اقدامات بدشان آن را خراب کردند. و...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۸
علی اصغر جوشقان نژاد

چند سالی است که در یکی از مدارس قم به تدریس آمادگی دفاعی مشغول هستم. از آن جا که این درس در کنار درس هایی مانند ریاضی و فیزیک و حتی زبان و عربی و بینش اسلامی، درس درجه دو هم به شمار نمی آید، گاهی موضوع شوخی بین سایر معلمان بوده است. اما از نظر اثرگذاری، آمادگی دفاعی می تواند یکی از مهم ترین دروس دبیرستان باشد و دانش آموزان را با افزایش اعتماد به نفس ملی و ایجاد قدرت حرکت، به افرادی مؤثر در جامعه تبدیل کند.

امسال برای آن که میزان اثرگذاری درس در بین دانش آموزان را بسنجم، اقدام به برگزاری یک نظرسنجی کردم. سوالاتی بر اساس آن چه در کلاس درس می دهم آماده کردم و در اولین جلسه، قبل از شروع درس به دانش آموزان دادم. همین پرسشنامه را انتهای سال، پس از آن که امتحان دانش آموزان برگزار شد، مجددا بین دانش آموزان توزیع کردم. این پرسش نامه، بدون نام و بی اثر در نمره بوده است.

مقایسه پاسخ های دانش آموزان، نکات جالبی را به دنبال دارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود.

 

قدرت ما، قدرت آمریکا:

یکی از سوالات پرسشنامه، یک جمله ناقص بود که دانش آموزان باید آن را کامل می کردند: «آمریکا به ایران حمله نمی کند، چون....»

من پاسخ های دانش آموزان را به سه دسته تقسیم کردم:

  • دسته اول: جواب هایی که به نوعی ناتوانی آمریکا را مطرح می کرد، مانند ترس آمریکا از ایران و...
  • دسته دوم: پاسخ هایی که به نوعی نشان می داد که آمریکا می تواند اما محاسباتش نشان می دهد نباید حمله نظامی کند، مانند حمله فرهنگی به ایران، هزینه زیاد حمله نظامی و...
  • دسته سوم: جواب هایی که قدرت ایران را نشان می داد، مانند آمادگی دفاعی ایران، ایمان ما به خدا، مقاومت مردمی و...

جدول مقایسه پاسخ های ابتدا و انتهای سال، نکات جالبی دارد:

 

دسته اول

دسته دوم

دسته سوم

ابتدای سال

10

13

9

انتهای سال

9

7

23

اعتماد دانش آموزان به قدرت داخلی، افزایش چشمگیری پیدا کرده است. جالب اینجاست که بیشترین کلید واژه ای که در ابتدای سال توسط دانش آموزان در پاسخ ها تکرار شده بود، «ترس آمریکا» با 8 بار تکرار بود. در انتهای سال این کلید واژه 6 بار تکرار شد، اما در عوض کلید واژه «اقتدار یا آمادگی دفاعی ایران» به 10 بار تکرار رسید.

 

شناخت شهدا:

در پرسشنامه، از دانش آموزان خواسته شد که نام سه شهید که می توانند یک نکته درباره آنها بگویند، بنویسند. ابتدای سال، پرتکرارترین نام شهید، مربوط به شهید بابایی و شهید چمران بود که فیلم یا سریال آنها به تازگی پخش شده بود. همچنین در مجموع نام 19 شهید نوشته شد.

در طول سال، هر دانش آموز با نام یک شهید شناخته می شد و باید زندگی شهید را در یکی از جلسات در کلاس ارائه می کرد. نتیجه این کار، آشنایی همه دانش آموزان با حداقل یک شهید بود. به همین دلیل در انتهای سال، 9 شهید جدید به فهرست اضافه شده بود. البته جالب توجه آن است که نام شهید چمران و شهید خرازی بیشترین تکرار را به خود اختصاص داده بودند که به دلیل وجود زندگی این دو شهید در محدوده امتحانی دانش آموزان بود.

 

گزینه های نگرشی:

در ادامه پرسشنامه، 12 جمله آمده بود که دانش آموز با انتخاب گزینه های «کاملاً موافق، موافق، مخالف، کاملاً مخالف» نگرش خود را به موضوعات ذکر شده نشان می داد.

اگر نظرات را به دو دسته کلی موافق و مخالف تقسیم کنیم، جدول زیر نشان دهنده تغییرات نظر دانش آموزان در هر مرحله است (بعضی از دانش آموزان تعدادی از گزینه ها را پاسخ نداده اند):

 

گزاره

ابتدای سال

پایان سال

موافق

مخالف

موافق

مخالف

1

ما در یک کشور کاملاً امن زندگی می کنیم.

23

0

22

0

2

توانایی دفاعی ایران در مقابل تهدیدات موجود زیاد است.

22

1

22

0

3

در جنگ تحمیلی، ایران پیروز نهایی میدان بود.

20

2

22

0

4

سازمان ملل می تواند امنیت جهان را تأمین کند.

2

20

0

22

5

بسیجی یعنی کسی که کارت عضویت در بسیج را داشته باشد.

15

6

2

20

6

بسیج در دوران بعد از دفاع مقدس هم خدمات مهمی داشته است.

17

5

16

6

7

جنگ ما، جنگ کفر و ایمان بود.

23

0

22

0

8

اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، به نفع اسرائیل و آمریکاست و باید از آن جلوگیری کرد.

19

4

21

1

9

تماشای فوتبال، یک سرگرمی مفید است.

8

15

8

12

10

در دوران صلح باید برای شرایط جنگ آمادگی کسب کنیم.

19

3

22

0

11

من تلاش می کنم کالای ایرانی بخرم.

11

10

15

6

12

اقتصاد آمریکا، یک اقتصاد قوی و پر توان است.

18

5

12

8

 

جدول بالا نشان می دهد که کلاس در بعضی موضوعات موفق بوده است و در بعضی دیگر، نه. مثلاً تفاوت گذاشتن بین رفتار بسیجی و کارت بسییج، نسبتاً بین دانش آموزان جا افتاده است. اما اعتقاد به خدمات بسیج پس از پایان جنگ تحمیلی دچار پسرفت شده است.

در موضوعاتی مانند «ضرورت وحدت شیعیان و اهل سنت»، «ضرورت کسب آمادگی برای تهدیدات»، «خرید کالای ایرانی» و «قدرت اقتصادی آمریکا»، شاخص ها بهبود نسبی داشته اند. اما در موضوع «فوتبال به عنوان یک سرگرمی» با توجه به اینکه فرصت گفتگوی لازم در کلاس ایجاد نشد، شاخص نیز هیچ بهبودی نداشته است.

 

جمع بندی:

ما به عنوان معلم، اهمیت فرصت گفتگو با دانش آموزان را بیشتر خواهیم دانست، اگر به اثرگذاری گفتار خود بر ایشان واقف باشیم. مسئولیت سنگینی که بر عهده ماست، ناشی از همین اثرگذاری است. بر این مبنا، تمام دروس درجه یک هستند و آمادگی دفاعی و درس های مشابه، به آن دلیل که امکان گفتگوی بی واسطه پیرامون موضوعات حساس فکری و فرهنگی را ایجاد می کنند، درجه یک تر از بقیه دروس هستند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۲
علی اصغر جوشقان نژاد

قبلاً برای دانش آموزان دبیرستان توحید، یک پروژه تاریخ شفاهی راه انداخته بودیم. تجربه خوبی بود. اما برای امسال نیاز به تغییراتی در کار بودم.

بنابراین امسال کار را محدود به کلاس آمادگی دفاعی کردم و تاریخ شفاهی دفاع مقدس را برای دانش آموزان کلاس دوم دبیرستان به عنوان یک پروژه اختیاری ویژه تعریف کردم. این نوشته را برای راهنمایی بیشتر دانش آموزان این کلاس نوشته ام.

*
تاریخ شفاهی چیست؟
پیشنهاد می کنم برای آشنایی با تاریخ شفاهی این نوشته را بخوانید. همچنین به این پایگاه مراجعه کنید.
اما برای اجرای این پروژه چه باید کرد؟
مصاحبه با یک نفر که خودش در دفاع مقدس نقش داشته است... همین
مراحل کار:

1- انتخاب:

شما باید فردی را انتخاب کنید که:

                    در دفاع مقدس حضور جدی داشته باشد
                    دسترسی به او داشته باشید و بتوانید با او مصاحبه کنید
                    توانایی ارائه خاطرات و مطالب خود را داشته باشد
2- تصویب
برای این کار کافی است کاربرگ معرفی سوژه را تکمیل و به معلم ارائه کنید. معلم شخص مورد نظر شما را بررسی می کند و نتیجه را اعلام خواهد کرد.
دریافت
عنوان: کاربرگ معرفی مصاحبه شونده
حجم: 11.6 کیلوبایت

بدیهی است اگر این فرد مورد تأیید قرار نگرفت، لازم است شخص دیگری را انتخاب کنید.
3- مصاحبه
در این مرحله شما مصاحبه با فرد مورد نظر را انجام می دهید. ضبط صوتی یا تصویری مصاحبه را فراموش نکنید.
 در مصاحبه خود به این موضوعات توجه کامل داشته باشید:
  • چه شد که جنگ شد؟ صدام چرا حمله کرد؟ ما چرا دفاع کردیم؟
  • یک عملیات چطور برگزار می شد؟ از برنامه ریزی قبل از عملیات تا تشکیل خط دفاعی و پدآفندهای بعد از عملیات
  • چه ابتکاراتی در دوران دفاع مقدس برای جبران کمبودها انجام می شد؟
  • پذیرش قطعنامه 598، چه حسی در مردم ایجاد کرد؟ چرا؟
در اجرای مصاحبه حداقل به یکی از موضوعات بالا پرداخته شود. هر چه بیشتر مصاحبه شونده با استفاده از خاطرات خودش این موضوعات را بیان کند بهتر است.

ذکر خاطرات متفرقه خارج از این موضوعات نیز بلامانع است اما حتما یکی از این موضوعات باید در مصاحبه به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

قوانین:

  • حداکثر تا پایان آذر ماه، شخصیت مورد نظر به تصویب رسیده باشد.
  • حداکثر تا پایان فروردین 95 مصاحبه تحویل داده شود.
  • مصاحبه حداقل 15 دقیقه و حداکثر یک ساعت باشد.
  • مصاحبه توسط خود دانش آموز انجام شود.
  • ارائه یک فایل صوتی یا تصویری با هر فرمتی+ برگه خلاصه مصاحبه کافی است.

اگر همچنان سوالی برای شما باقی مانده است، می توانید در نظرات همین مطلب مطرح کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۰
علی اصغر جوشقان نژاد

من معمولاً سریال های ماه مبارک رمضان را دنبال نمی کنم، مگر در مهمانی ها یا گاهی اوقات که خانواده علاقه مند می شوند. مجموعه داستانی پایتخت 4 هم از این قاعده مستثنی نبوده است. اما در این مجموعه چیزی بود که مرا مشتاق کرد در موردش بنویسم.

پیشتر، پرداختن به موضوعات مورد نیاز نظام در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در حد زیرنویس و برنامه های گفتگویی بود و کمتر مجموعه هنری به این موضوعات به چشم ظرفیت های برنامه سازی نگاه می کرد. گاهی موضوعاتی مثل اصلاح الگوی مصرف به آن دلیل که متقاضی خاص (مانند شرکت برق، آب و گاز) داشته است، اندک اندک موضوع «تولیدات هنری» در صدا و سیما بوده اند اما مسائلی مانند وحدت، جمعیت، مدیریت جهادی، همدلی و همزبانی که سفارش دهنده خاص (بخوانید پشتیبان مالی) ندارند جای زیادی در محصولات هنری سازمان ندارند.

البته بدیهی است که برنامه های گفتگو محور و خبر و امثال آن، هر چند که خالی از هنر نیستند اما به مثابه یک برنامه هنری (از قبیل فیلم، پویانمایی و قالب های خلاقانه دیگر) به شمار نمی آیند. وگرنه کم نیستند برنامه هایی در «صدا» و «سیما» که مجری و کارشناس به جان هم بیفتند و بیخ مطالب مهمی از قبیل آنچه گفته شد را در بیاورند و مردم هم نصفه نیمه سری تکان بدهند و بعد کار خودشان را کنند.

گفتگو در صدا و سیما

آنچه مرا وادار به نوشتن این مرقومه کرد، کار زیبای سیروس مقدم در به تصویر کشیدن «همدلی و همزبانی» بود.

استفاده از ظرفیت «پایتخت» با شخصیت هایی که جای خودشان را بین مردم باز کرده اند، کار زیبایی بود که می توانست اتفاق نیفتد. قبلاً هم قرار بود که این مجموعه در حال و هوای شیرخوارگاه تهیه شود. موضوعی که احتمالاً حرف جدیدی نداشت اما ساده تر از این مجموعه تولید می شد.

می شد «هما خانم» در این قسمت نقش یک مسئول را نگیرد و ما نبینیم که مسئولین هم از جنس خودمان هستند. می شد ما متوجه نشویم حرف هایی که بعضی ها پشت سر مسئولین می زنند چقدر بی پایه است.

اما با پایتخت 4، دیدیم که یک مسئول چقدر نیاز به اعتماد مردم دارد تا بتواند به آنها خدمت کند. متوجه شدیم که اگر خانواده یک مسئول خلاف می کنند نمی توان مستقیما آن را به حساب او گذاشت. دانستیم که تعامل با خانواده و کار، به طور همزمان و عادلانه بسیار مشکل است.



*

پایتخت هم مثل هر کار دیگری اشکالاتی دارد. اما پرداخت زیبای او به موضوعاتی مانند همدلی و همزبانی، مدیریت جهادی، جمعیت و... نیازمند تحسین است. نویسنده توانسته است این موضوعات را از حالت شعاری خارج کند و در متن داستان وارد کند. انتخاب «شورای شهر» هم انتخاب هوشمندانه ای بوده است. هم آن همه بزرگ نیست که غیر واقعی و شعاری به نظر بیاید. هم «دولت» به معنای مصطلح نیست تا سیاسی دیده شود و هم «مجلس» نیست تا زمینه سازی برای انتخابات پیش رو تلقی شود.

وارد کردن موضوع در متن داستان، کاری است که با پشتیبان مالی برنامه هم شده است. «تاژ» در بخش هایی از داستان موثر است. نه اینکه فقط نامش روی تابلوها و پشت کامیون دیده شود.

عوامل تولید پایتخت 4

*

امیدوارم توجه به پیام انقلاب اسلامی و موضوعات مهمی که جامعه امروز ما به شدت نیازمند آن است، به صورت جدی تر در متن برنامه های صدا و سیما وارد شود و «غفلت» کمرنگ تر شود. هر چند که این امر نیازمند برنامه سازانی است که غافل نباشند.

غیبت طولانی من را ببخشید. نیازمند همدلی بیشتری شده ام! نظرات شما را در همین مکان مقدس خواهم خواند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۴ ، ۰۳:۴۴
علی اصغر جوشقان نژاد

موشک به سمت صنعا

برادرانم

         در صنعا و صعده

قبله را از مسیر حرکت بمب افکن ها پیدا می کنند

و تکبیره الاحرام را

                با مشت گره کرده می گویند

رو به قبله قیام می کنند

در قنوت خود

            -با صدای بلند-

                           نفرین می کنند

و سجده را

          سرخ به جا می آورند

برادرانم

         در صننعا و صعده

         از ریاض و جده

                   موشک های ساخت آمریکا را هدیه گرفته اند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۵۱
علی اصغر جوشقان نژاد

زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم

کبریت های بی خطر از چین بیاوریم

آورده ایم هرچه شما فکر می کنید

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هرچند توی کشور ایران زیاد هست

ما می رویم گورخر از چین بیاوریم

آورده ایم ما نمک از ساحل غنا

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم

خشکیده است پس بدهینش به روسیه

دریای خشگل خزر از چین بیاوریم

تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بزان پای کوفتن

ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند

باید گدا و دربه در از چین بیاوریم

گویند سرّ عشق، نگویید و نشنوید

ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم

سعید بیابانکی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۱
علی اصغر جوشقان نژاد