پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۳ مطلب در آذر ۱۳۸۲ ثبت شده است

باران آمد

باران دیشب آمد

دانه هایی که برای کبوترها ریخته بودم خیس شد

دبه های نفتمان هم خیس شد

اما نفتی توی آنها نبود

چند روز است که نفتمان تمام شده

بابا پول ندارد که نفت بخرد

 

سردمان است

بیرون هوا سرد است

توی خانه هم سرد است

اما همه از یک خانواده گرم صحبت می کنند

 

دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم

همه شعار می دادند

بعضی ها هم حرف می زدند

آنها یکدیگر را زدند

آنها آزادی می خواستند

آنهایی که کتک زدند آزاد شدند

آنهایی که کتک خوردند آزاد بودند

آنها آزادی را فقط برای خودشان می خواستند

 

الآن همه آزادند

اما بابای من می ترسد که به زندان برود

بابا بدهکار است

مامان بابا را دوست دارد

روزها که بابا می رود کارگری مامان گریه می کند

مامان عکس امام را می بوسد و گریه می کند

عکس آقا را هم می بوسد

عکس علی را هم می بوسد

 

علی برادرم است

علی توی جنگ کشته شده

جنگ خیلی سال پیش بود

الآن غنیمت هایش هم تقسیم شده

حالا باید از اول شروع کنیم

جنگ خیلی سال پیش بود

اما مبارزه هنوز هم هست

 

دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم

آنها آزادی می خواستند

آنهایی که آزادی می خواستند آزاد بودند

حالا ما باید از اول شروع کنیم

همه چیز را از بین برده اند تا آزاد باشند

هر چیزی که علی ساخته بود را خراب کردند

حالا باید از اول شروع کنیم

 

ما عدالت می خواهیم

عدالت که باشد آزادی هم عادلانه تقسیم می شود

حالا ما باید از اول شروع کنیم

اینبار آنها را راه نمی دهیم

آنها همه چیز را برای خودشان می خواهند

حالا باید از اول شروع کنیم

 

عکس امام را می بوسم

عکس آقا را هم می بوسم

عکس علی را هم می بوسم

علی بعضی وقتها به من سر می زند

وقتی علی می آید باران هم می بارد

دیشب باران آمد

امضاء: تاقب

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۸۲ ، ۱۰:۲۴
علی اصغر جوشقان نژاد

باران آمد.
باران دیشب آمد.
دانه هایی که برای کبوترها در ایوان پاشیده بودم دیشب خیس شد.
دبه های نفت ما دیشب خیس شد.
لباسهای روی بند رخت خیس شد.

کوهها در آن دورها مه دارند.

آن مرد دیشب آمد.
آن مرد با هواپیما آمد.
آن مرد در باران رفت.
ناودانهای شهر ما بعد از هفت ماه و هفت روز گلویی تازه کردند.
خیابان شلوغ شد.
آن مرد را کتک زدند.
آن مرد قرار بود کتک بخورد.
امروز همه به ما می گویند چرا او را کتک زدید.
حالا باید از اول شروع کنیم.
ما او را کتک نزدیم.
اما او قرار بود کتک بخورد.
فردا روز دانشجو است.
خبرگزاری دانشجویان ایران خبر کتک خوردن آن مرد را برای سایتهای ضد دانشجو مخابره کرد.
آن خبرنگار هم کتک خورد تا داستان را با حرارت بیشتری گزارش کند.
ما او را کتک نزدیم.
حالا دوباره باید از اول شروع کنیم.

باران دیشب آمد.
آن مرد در باران رفت.
باران دیشب را از خیابان شست.
در اینترنت باران نمی آید.
در نشریه ها باران نمی آید.
محافظ های آن مرد گذاشتند آن مرد کتک بخورد.
آنها آن مرد را کتک زدند.
آنها نمی دانند هر خائنی ارزش کتک زدن ندارد.
خائن با خائن فرق می کند.
آدم با آدم فرق می کند.
آدم اگر آدم شد…
مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.
امروز همه به ما می گویند چرا او را کتک زدید.
ما او را کتک نزدیم.
من به ایمان آنها شک دارم. نه به خیانت آن مرد.

***
فردا روز دانشجو است.
هفته دیگر انتخابات روباه های خاکستری.
دیشب باران آمد.

یاعلیش
امضاء: سیدصالح


این مطلب را در بی عنوان هم بخوانید.

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۸۲ ، ۱۰:۱۵
علی اصغر جوشقان نژاد

عید دو تا شد. بعضی علما سه‌شنبه را و بعضی دیگر چهارشنبه را عید اعلام کردند. ما که مقلد آقا بودیم و حرف ایشان را هم حجت می‌دانستیم. از یزد حرکت کردیم که بیاییم قم. فهمیدیم که «آقا» نماز عید را می‌خواند. رفتیم تهران، با همان ساک و بند و بساط. نماز خواندیم و برگشتیم قم. یکی می‌گفت ما دیروز را عید گرفتیم. یکی دیگر می‌گفت امسال چرا اینطور کردند؟ این علما هم معلوم نیست دارند چه کار می‌کنند! خودشان برای خودشان....

یکی دیگر یک جور دیگر فکر می‌کرد. می‌گفت: همه آقایون سه‌شنبه رو عید اعلام کردند، این یکی برای خودش گفته چهارشنبه. چه معنی داره که تک ساز می‌زنه؟  خوب با بقیه هماهنگ باشه...

یادم به حرف آقای پناهیان افتاد که دشمن گاهی نقطه قوت شما رو به عنوان نقطه ضعف به خودتان قالب می‌کند.

جواب دادم اتفاقا این نشان می‌دهد که «آقا» چقدر برایش مهم است که حرف درست بزند. از لحاظ شرعی از هیچ کدام از راه‌ها برایش اثبات نشده بود که عید است اما به خاطر اینکه مثل بقیه باشد یا نگویند که تک ساز می‌زند یا به خاطر حرفهای دیگران حرفی نزد که آن دنیا جواب روزه اینهمه آدم به گردنش بیفتد. این نشان می‌دهد که «آقا» چقدر صادق است. این نشان می‌دهد که «آقا» چقدر شجاع است...

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء

امضاء : ثاقب

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۸۲ ، ۱۸:۰۷
علی اصغر جوشقان نژاد