پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۰ ثبت شده است

محله ها، ظرف فرهنگ عمومی ما هستند. مصادیق فرهنگ مردم، در کوچه پس کوچه های یک محله جاری است. نوع رابطه همسایه ها با همه محبت یا کینه آنها نسبت به یکدیگر؛ رسم یک محله در مناسبت های خاص؛ روح حاکم بر یک محله؛ حتی نوع در و دیوار و پیچ و خم کوچه و امثال آنها، همگی بخشی از اجزای فرهنگ مردم هستند.

وقتی یک محله خراب می شود، اهالی آن در شهر پراکنده می شوند و همه آنچه در آنجا به آن خو گرفته بودند به فراموشی می سپارند. اگر محله جدیدشان «ریشه» دار باشد، در فرهنگ آن حل می شوند و اگر محله بی سابقه ای را برای ادامه زندگی انتخاب کرده باشند، در بی فرهنگی آن منحل خواهند شد.

گاهی تخریب محله ها، لازمه توسعه شهرهاست. اما با هر دیواری که از یک محله فرو می ریزد، خاطرات زیادی «ظرف وجود» خود را از دست می دهند و خرده فرهنگ های مختلفی رو به زوال می روند.

*

محله کودکی من و جوانی پدرم در حال تخریب است. امشب در مقابل چشمان حیرت زده من، لودری آجرهای خانه یک شهید را جابه جا می کرد. دیر نمی پاید که سقف خانه پدری من هم فرو می ریزد.

در کوچه ها قدمی زدم. پدر شهیدی را دیدم که به سراغ پیشنماز محل رفته بود و خبر شهادت یکی دیگر از جوان های کوچه را به او می رساند. دسته ای از اهالی محل را دیدم که به سر و سینه زنان به منزل شهید جدید آمدند و به پدرش سر سلامتی گفتند. مادری را دیدم که پسرش را به دنبال بازی در کوچه ها می فرستاد تا جلوی چشمش نباشد و خود به عزاداری می پرداخت. خانه ای را دیدم که بارها و بارها تغییر شکل داده بود تا میزبان خانواده های گوناگونی باشد. دختری را دیدم که در این خانه با برادرش دعوا می کرد. دو پسر بچه که از این خانه بیرون آمدند و در کوچه پس کوچه ها دوچرخه بازی کردند. و همین بچه ها را که مشغول فوتبال شدند. و همان دو را که با هم گلاویز بودند. و همان دو را که با هم گریه می کردند. و همان دو را که با هم می خندیدند. و محله ای که با اهالی اش می خندید و گریه سر می داد. روز عید غدیر شعف از کوچه ها لبریز بود و در محرم عزا از خانه ها می بارید. عید که می شد بوی بهار از دیوارها هم به مشام می رسید و رسیدن زمستان از لوله بخاری های بیرون زده از پنجره ها پیدا بود.

در کوچه ها که نه، روی نعش کوچه ها قدمی زدم و ای کاش کسی در کنارم نبود! هرگز گمان نمی کردم تا این حد به این کوچه ها دلبسته باشم.

*

گاهی تخریب محله ها، لازمه توسعه شهرهاست. اما با هر دیواری که از یک محله فرو می ریزد، خاطرات زیادی می میرند.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۰ ، ۰۱:۱۳
علی اصغر جوشقان نژاد

ای به امید کسان خفته! ز خود یاد آرید
تشنه‌کامان غنیمت! ز احد یاد آرید

سر به سر بادیه‌بازار هیاهو شده است
سنگ گور شهدا سنگ ترازو شده است

گر چه مرحب سپر انداخته، خیبر باقی است
بت مگویید شکستیم، که بتگر باقی است

ره دراز است، مگویید که منزل دیدیم
نیست، این پشت نهنگ است که ساحل دیدیم

ره دراز است، سبک‌تر بشتابیم، ای قوم!
خصم بیدار است، یک چشمه بخوابیم، ای قوم!

نه بنوشیم از این رود، که زهرآلوده است
غوطه باید زد و بگذشت که پل فرسوده است

وای اگر قصه ما عبرت تاریخ شود
خیمه قافله را دشنه ما میخ شود

وای اگر بر در باطل بنشیند حق ما
وای اگر پرده تزویر شود بیرق ما

خیمه بگذار و برو، بادیه توفان‌جوش است
کوه، آتش به جگر دارد اگر خاموش است

فتنه می‌بارد و سنگین، ز در و دیوارش
هر که اینجا خفت، سیلاب کند بیدارش

می‌رویم امروز با صاعقه هم‌پای سفر
گردبادیم و ز سر تا به قدم، پای سفر

 محمد کاظم کاظمی

قصه سنگ و خشت

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۰ ، ۱۸:۲۵
علی اصغر جوشقان نژاد

من در قم زندگی می کنم و در قم هم رأی خواهم داد. قم 3 نماینده دارد که از بین 42 نامزد انتخاب می شوند. از این 42 نفر، کمتر از ده نفر شناخته شده اند و راهی برای شناخت مابقی وجود ندارد.

1- علی لاریجانی

2- حجت الاسلام علی بنایی

3- حجت الاسلام رضا آشتیانی

که هر سه نمایندگان فعلی قم هستند.

4- حجت الاسلام مجتبی ذوالنور که جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بوده است.

5- احمد امیرآبادی فراهانی که در شورای شهر قم بوده است.

و دو شهردار سابق قم:

6- محمد وکیلی

7- محسن عابدینی پور

اعتراف می کنم که انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، سخت تر از همه انتخابات هایی است که تا کنون شرکت کرده ام. با این همه باید از بین همه گزینه ها، بهترین ها را انتخاب کرد:

1- اولین گزینه ای که برای انتخاب او به قطعیت رسیدم، حجت الاسلام ذوالنور است. سابقه و سلقیه سیاسی او را می پسندم. هر چند گاهی تند روی هایی داشته است، اما اکنون مدتی است که بیشتر بر مسیر اعتدال حرکت می کند.

2- حجت السلام آشتیانی را فردی «بسیار خوب اما بی اثر» می دانستم. لذا قصد رأی دادن به او را نداشتم. تا آنکه از دو منبع جدا گانه (یکی از معتمدینم و یکی از نمایندگان سابق مجلس) شنیدم که ایشان بی سر و صدا اثر گذار بوده اند. بر اساس این گفته ها (که آن را قابل اعتماد یافتم) جناب آشتیانی هر چند هیچگاه در مقابل دوربین و خبرنگاران تحرکی نداشته است، اما طرف مشورت بخشی از نمایندگان بوده است و آثار پشت صحنه داشته است.

*

انتخاب گزینه سوم بسیار مشکل بود. به همین دلیل به روش حذفی رو آوردم. به نظر من خالی گذاشتن برگه رأی کار درستی نیست. به همان دلیلی که باید تحقیق کرد و اصلح را برگزید، باید به تعداد مورد نیاز نیز افراد را یافت و رأی داد. البته اگر به نتیجه نرسیدیم، بحثی دیگر است.

1- آسان تر از همه بنایی حذف شد. با توجه به شناختی که از او دارم هرگز حاضر به رأی دادن به وی نیستم.

2- شهردارهای قبلی قم هم هر دو به راحتی حذف شدند. یکی که در شهرداری عملکرد ضعیفی داشته است و دیگری هم که ادعای موفق بودن دارد، مشغول توزیع شام و تبلیغات سنگین است!! و این بزرگترین ضد تبلیغ برای اوست.

3- لاریجانی، به یکی از شاخص های «ساکتین فتنه» معروف شده است. برایم واضح است که اگر کسی واقعاً ساکت فتنه باشد، قابلیت ورود به مجلس و اخذ مناصب کلیدی را ندارد، اما آیا واقعاً لاریجانی جزء این گروه است؟

برای دانستن پاسخ این سوال (هر چند ذهنیتی در این زمینه داشتم) مدتی تحقیق کردم. خبرهای ایام فتنه را مرور کردم و با معتمدین و صاحبان تحلیل مشورت کردم. نهایتاً به دلیل موضع گیری های دو پهلو و غیر شفاف او و رابطه ای که با سیره هاشمی دارد او را از فهرست خود حذف کردم.

4- تنها کسی که در لیست هفت نفره سرشناسان قم باقی مانده است، امیر آبادی است. او عملکرد مثبتی در شورای شهر از خود نشان داده است و کسانی که او را می شناسند از او راضی هستند. البته شخصاً هیچ شناختی از او نداشتم و با صحبت هایی که در دانشگاه داشت و مشورت هایی که با دیگران داشتم ایشان را هم انتخاب کردم. فردی از قشر پایین جامعه، بی تکلف، متخصص در امر بودجه و همچنین امنیت ملی.

*

آنچه تحقیق کردم و تلاش کردم، برای انتخاب بهترین ها بود و مطمئناً از خطا مصون نیست. اما خدا همین تکلیف را بر عهده ما گذاشته است که تلاش خود را برای انتخاب درست کرده باشیم و من خود را در این زمینه بری الذمه می بینم. امید که خدا از ما بپذیرد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۰ ، ۲۱:۵۹
علی اصغر جوشقان نژاد