پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

چت کردن، عضویت در شبکه‌های اجتماعی و انجمن ها، و فعالیت‌های ارتباطی دیگری نیز هستند که برای بسیاری از جنبه تفریح و گذران وقت مورد توجه اند.

حضور بعضی افراد در شبکه‌های اجتماعی، شکل تکامل یافته ای از وب گردی را تداعی می‌کند. افرادی که در شبکه «بر خط» می‌مانند و «هر چیز جالبی» که ببینند به اشتراک می‌گذارند و در مقابل منتظر «هر چیز جالبی» از طرف دیگر اعضای شبکه هستند.

بی هدفی، عنصر برجسته ای در شبکه‌های اجتماعی و چت روم هاست. البته ممکن است بعد از آن که مدتی از حضور یک نفر در یک چت روم گذشت، اندک اندک اهدافی برای ادامه حضور خود پیدا کند. اما این اهداف نیز معمولاً بیش از آن که دلیل واقعی حضور باشند، توجیه کننده آن هستند.

همین بی هدفی است که جنبه تفریحی این گونه فعالیت‌ها را برجسته تر از سایر جنبه‌های آن کرده است.

برشی از یک نوشته بلند+++

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۴۷
علی اصغر جوشقان نژاد

بسیاری از آفت‌های تربیتی که دیده‌ام، از ترجیح دادن آسایش شخصی بر تربیت فرزند ایجاد شده‌اند. از موارد ساده‌ای که حوصله پاسخگویی به سوالات بی‌شمار فرزند را نداریم تا بسیاری موارد مهم و گسترده دیگر.

*

حسین ما، حالا به قدری از سن و مهارت رسیده است که اگر اینترنت در خانه باشد، به احتمال زیاد به سراغش می‌رود و اندک اندک آن را می‌آموزد. شاید این نکته، مثبت به نظر بیاید اما برای من منفی است.

بهتر می‌دانم که تا هفت هشت سال دیگر از اینترنت سر در نیاورد. به همین دلیل، حالا که از شاتل پیامک آمده برای تمدید دوره، به احتمال زیاد تمدید نکنم و تا مدتی قید اینترنت دائمی درون خانه را بزنم.

البته می‌دانم که مشکلاتی خواهم داشت، اما تربیت مهم‌تر از آسایش است.

*

شاید این طور، به قابلیت‌های دیگر کامپیوتر هم پی بردم!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۰۷
علی اصغر جوشقان نژاد

دولت، هر رئیسی که بالای سرش باشد، بخشی از نظام جمهوری اسلامی است. حتی اگر ما رئیس جمهور را دوست نداشته باشیم، اگر به نظام علاقه‌مندیم باید بپذیریم که با ساز و کارهای موجود در همین نظام (راهبرد مراجعه به آرای مردم) دولتی روی کار آمده است که اکنون بخش اعظمی از چهره نظام ما را شکل می‌دهد و اگر ما به این دولت چنگ بیاندازیم، چهره نظام عزیزمان را خراشیده‌ایم.

دکتر روحانی مثل هر رئیس جمهور دیگری، مزایا و ضعف‌هایی دارد و مثل هر رئیس جمهور دیگری مورد حمایت رهبری است و مثل هر رئیس جمهور دیگری برای کار کردن نیازمند فضای مناسبی در جامعه است. ما چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم؟

۱- رئیس جمهور و همه اعضای دولت در درجه اول باید مورد حمایت ما باشند. یادتان می‌آید که اوایل کار احمدی‌نژاد، اگر دولت اقدامی می‌کرد بیشتر ما سعی در تحلیل خوش‌بینانه اقدام دولت داشتیم؟ به خاطرتان هست که همین «ما» اواخر کار احمدی‌نژاد هر اقدام دولت را با بدبینی بررسی می‌کردیم و احتمال هر عقل یا خیرخواهی را از آن رد می‌کردیم؟

در مقابل دکتر روحانی از هر دوی این شیوه‌ها باید پرهیز کرد. اما گرایش به خوش‌بینی بسیار بیشتر توصیه می‌شود. من وزیر فلان را خیلی نمی‌شناسم، بنای تحلیل‌هایم را می‌گذارم بر این که ایشان دارای تجربه، تحصیلات و نیت خوبی هستند و حتما در حال انجام تمام تلاش‌شان برای پیشبرد اهداف انقلاب هستند.

حمایت از دولت، به نظر من این گونه تحقق می‌یابد.

2- اگر بنا باشد به دولت (یا به معنای وسیع‌ترش به نظام) کمک کنیم، چه راهی در مقابل ماست؟ شاید پاسخ به این سوال کمی سخت‌تر باشد. من احساس نمی‌کنم که به قدر کافی قدرت داشته باشم که بتوانم به دولت کمک کنم. اصلاً زور من، به کدام سنگی که جلوی راه دولت است می‌رسد؟ گویی هیچ کدام.

اما اگر حرکت جمعی در بعضی جهات شکل بگیرد، به طور یقینی بعضی مشکلات دولت (و به معنای وسیع‌ترش خود مردم) حل خواهد شد. اگر به خرید محصولات ایرانی اهتمام داشته باشیم، اگر وجدان کاری خود را (حتی اگر شغل آزاد داشته باشیم) بالا ببریم، اگر درخواست‌های اعضای دولت را جدی بگیریم (البته اگر اعضای دولت درخواست درست و درمانی از مردم داشته باشند)، اگر هنگام کمبود بعضی اجناس، به آنها حمله نکنیم، اگر همت ارائه گزارش تخلفات به مراجع نظارتی را داشته باشیم، و ده‌ها اگر دیگر می‌تواند کمک ما به دولت (و به معنای وسیع‌ترش آینده خودمان) باشد. سهم خودمان را در کمک به دولت دست کم نگیریم.

3- انتقاد به دولت هم در حقیقت کمک به دولت است، اما انتقادی که به جا و درست بیان شود.

فلان مسئول دولت راستگویان دروغ گفت. ما هم آن را مثل سیخ در چشم دولت محترم فرو می‌کنیم. این اشکال وجود دارد اما این شیوه که ما می‌گوییم آیا به رفع مشکل کمک می‌کند یا به ایجاد شکاف بین ما و آنها؟ این مسیر آیا خراش ناشی از آن دروغ را از چهره نظام پاک می‌کند یا آن را عمیق‌تر می‌نماید؟

باید به طور جدی راه، ادبیات و شیوه‌هایی بیابیم که بتوانیم از آن طریق نظرات خود را به صورت مستمر با دولت در میان بگداریم. البته

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

دولت نیز باید بخواهد. دولت نیز باید طالب نظرات ما باشد. اما اگر نخواست هم ما باید بگوییم. البته به ادبیاتی که دولت را جری نکند. گاهی برای نجات کسی از آتش، باید فریاد زد. اما این نباید شیوه همیشگی باشد.

به هر صورت باید دقت کرد که نقد دولت از عقده‌های باقی‌مانده از انتخابات و امثال آن مخلوط نشود. هر نقدی را با پاسخ به این سوالات بسنجیم و بعد به قلم بیاوریم یا منتشر کنیم:

  • آیا هدف من از این نقد، صرفا اصلاح است؟ آیا اغراض شخصی یا اهدافی به جز اصلاح را با نوشته‌ام مخلوط نکرده‌ام؟
  • آیا ادبیات من، نشان دهنده هدف من است؟ آیا بیش از حد تند نرفته‌ام؟
  • آیا زمان گفتن این حرف، اکنون است؟ دیرتر یا زودتر گفتن این حرف مفیدتر نیست؟

و سوالاتی مشابه که ممکن است شما اضافه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد
شما در هر سازمان یا نهادی باشید، احتمالا کمبودها و نواقصی را مشاهده می‌کنید و از رفع نشدن آن حرص می‌خورید. ممکن است رئیس مجموعه شما تمام تلاش خود را در این زمینه انجام دهد اما شما جهت‌گیری او را نپسندید یا ایراد دیگری به او بگیرید. وقتی پیش همکاران می‌نشینید، یکی از موضوعات پر دامنه بیان ایرادات مختلف مدیران در سطوح مختلف است
به هر حال، سازمان شما نقاط قوت و ضعفی دارد و شما نیز در بعضی زمینه‌ها انتقادات (=غرغرها) و پیشنهاداتی (=افاضات) دارید. آیا تا کنون به طور واقعی خود را به جای رئیس سازمان خود فرض کرده‌اید تا راه حل‌های خود را برای مشکلات بسنجید؟ همه اختیارات و وظایفی که رئیس سازمان‌تان دارد برای خودتان تصور کنید و بعد سعی کنید با این شرایط تصمیم درستی برای اصلاح سازمان خود اتخاذ کنید.
در ابتدا احتمالاً بسیاری از افراد نمی‌توانند به طور واقعی شرایط رئیس ارشد سازمان خود را درک کنند. چه محدودیت‌هایی بر سر راه مدیرکل وجود دارد؟ چه چیزهایی الزامات قانونی برای اوست؟ فرد ارشد مجموعه چه فشارهایی را از داخل و خارج از سازمان تحمل می‌کند؟ دغدغه‌های اصلی او چیست؟ مهم‌ترین مأموریت‌های سازمان کدام است؟ تقاضای اصلی مشتریان کدام است؟ نیروی انسانی مجموعه چه ظرفیت‌ها و چه کاستی‌هایی دارد؟ و...
اگر شرایط مدیر ارشد را به خوبی درک نکرده باشیم، نخواهیم توانست تصمیم مناسبی بگیریم. پس از رسیدن به تصمیم، باید جوانب آن را سنجید، هزینه‌های مادی و غیرمادی‌اش را بررسی کرد، احتمالات گوناگون را در نظر گرفت و شیوه اجرایش را نیز محاسبه نمود. البته هیچ کس منتظر تصمیم شما نیست تا بر اساس آن سازمان را متحول کند. این فقط یک تمرین است که احتمالاً به انقلاب در سازمان منجر نمی‌شود بلکه ثمرات زیر را خواهد داشت:
  1. شما تمرین کرده‌اید به جای آن که تنها غرغر کنید، به راه حل‌ها نیز بیندیشید.
  2. افاضات خود را نیز در چارچوب واقعیات و شرایط اجرایی خواهید سنجید.
  3. احتمالاً کمی کلان‌نگر شده‌اید!
  4. (بی) فلسفه (گی) بعضی تصمیمات مدیران ارشد را درک خواهید کرد.
  5. راه حل‌های پیشنهادی شما ممکن است اجرایی شود و موجب (ان‌شاءالله) بهبود شود.
  6. اگر در آینده ارتقاء عمودی! پیدا کردید و در هرم سازمانی بالاتر رفتید، می‌توانید از تجربه این تمرین به خوبی استفاده کنید.
  7. البته بیش از همه این ثمرات، به احتمال قوی خواهید فهمید که هیچ راه حل جدی و همه‌جانبه‌ای برای سازمان ندارید!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۰۰
علی اصغر جوشقان نژاد


پرهنگ

پراکنده‌های فرهنگی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۱۶:۵۲
علی اصغر جوشقان نژاد