پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۵ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

چهره علوم جدید، ریاضیات است. منطق درونی این علوم هم از جنس منطق ریاضیات است: دو دو تا چهار تا!

اما منطق ریاضی، تنها منطق درون آدمی نیست. ما با بها دادن بیش از حد به منطق ریاضی، آن را به قدری بزرگ کرده‌ایم که دیگر توانایی عبور از آن را نداریم. نه آن که منطق ریاضی غلط باشد، بلکه مطلق نیست، همه جا رسا نیست.

پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین سخت بی تمکین بود

در کنار این منطق خشک! منطق دیگری هم هست که ذهن ریاضی، ابزار درک آن نیست. بلکه «دل» آن را می‌فهمد. این منطق هم البته در فرهنگ غربی رقیبی جدی دارد: «منطق دل بخواهی»

منطق دل بخواهی، می گوید «این نکته درست است، چون با هوس من سازگار است!» اما فهم دل، چیز دیگری است. فهم دل از دو گروه بر نمی‌آید: «یکی کسانی که دائماً با منطق «دل بخواهی» تصمیم می‌گیرند و دیگری کسانی که اصولاً امکان فهم دل را انکار می‌کنند یا نادیده می‌گیرند.»

البته فهم دل این گروه دوم (اگر از گروه اول نباشند!) در جان شان زبانه می‌کشد، اما آنها به این دلیل که با استدلال ریاضی جور در نمی‌آید، آن را خاموش می‌کنند. به همین دلیل بخشی از پرسش‌هایشان همواره بی جواب می‌ماند، همانند غربی‌ها که به پاسخ بعضی پرسش‌ها هرگز دست نیافتند.

حتماً اشکال می‌گیرید که این منطق، قابل انتقال نیست. نمی‌شود در یک مقاله‌ی علمی آن را نوشت و به دیگران داد تا آنها هم قانع شوند. حرف شما البته درست است، اما دلیل بر اشتباه بودن این منطق نیست. بلکه ممکن است زبان گوینده یا گوش شنونده قابلیت درک آن را نداشته باشد.

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر

من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

مثلاً خود شما، تا الان در اعماق وجودت چقدر خدا را درک کرده‌ای؟ ممکن است از مثل منی که پیش تو دم از خدا زده‌ام، رنجیده باشی و به خاطر من، با خدا قهر کنی، اما نمی‌توانی اعماق وجودت را از خدا خالی کنی. وقتی به اعماق دل خودت نگاه کنی، محبت امام رضا را پیدا می‌کنی؛ از حرارت امام حسین گرم می‌شوی و امید به مهدی را خواهی یافت.

ممکن است ماجرای کرامت‌های حضرت معصومه و امام رضا،‌ منطق ریاضی را دچار تحیر کند و سوالی به سوال‌هایش بیفزاید، اما اگر آن منطق دیگر که گفتم در دست تو باشد، این کرامت‌ها به جای افزودن سوال‌هایت، تو را به جواب می‌رساند.

*

هیچ وقت از این جنس حرف‌هایم را برایت نگفته‌ام. یعنی هیچ وقت احساس نکرده‌ام که شنونده‌ی این حرف‌ها باشی. اما همیشه در دلم گفته‌ام که دوای درد تو این حس گمشده است.

امیدوارم بتوانی پیدایش کنی، هر چند که بسیار سخت است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۳ ، ۱۷:۰۱
علی اصغر جوشقان نژاد

وقتی از آقا، طلب پیام برای یک همایش می‌کنند و آقا با صراحت فلسفه آن همایش را زیر سوال می‌برد، آن وقت است که یا باید به کل قید برگزاری آن همایش را زد و یا آن را برگزار کرد و پیام مذکور را خواند...

وقتی از رئیس سازمان دعوت می‌شود در یک همایش شرکت کند و ایشان فلسفه آن همایش را زیر سوال می‌برد، آن وقت است که...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۳ ، ۱۴:۳۹
علی اصغر جوشقان نژاد
برای هر خواسته و آرزویی که اقدام می‌کنم، برمی‌خورم به محدودیت‌ها. محدودیت توان جسمی و روانی افراد، محدودیت من در درک حساسیت دیگران، محدودیت دیگران در درک حساسیت من، محدودیت دانایی و توانایی، محدودیت امکانات، محدودیت زمان، محدودیت مکان و...
از هر طرف که می‌روم، به محدودیت‌ها برمی‌خورم. به هزارتوی محدودیت‌ها که هر کدام‌شان با محدودیت‌های دیگری عجین شده است. نیاز به یک قدرت نامحدود دارم...
و من یتوکل على الله فهو حسبه

هر کس به خدا توکل کند خدا او را کفایت مى کند

سوره طلاق ، آیه 3
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۳ ، ۱۶:۱۶
علی اصغر جوشقان نژاد

سوال: این خاطره آیت الله حق شناس در مورد چه کسی است؟

یک بار قبل از نماز صبح به مسجد رفتم، دیدم یک نفر دارد نماز شب می خواند، اما حالت عادی نبود، بین زمین و آسمان نماز می خواند.

الف- یک دانش آموز

ب- احمد علی

ج- آیت الله بهجت

د- آیت الله قاضی


حتماً به ذهن شریفتان هم نمی رسد که پاسخ صحیح، گزینه «ب» باشد! احمدعلی نیری. این خاطره را آیت الله حق شناس، در مراسم ختم شهید احمدعلی نیری تعریف کرده است.

*

در کلاس آمادگی دفاعی، دو سال است که از بچه ها می خواهم هر کدام نام یک شهید را برای خود انتخاب کنند و آن شهید را در کلاس معرفی کنند. بچه ها را در کلاس با همان نام صدا می زنم و از همین راه، با چند شهید آشنا شده ام که قبلاً نمی شناختم. از آن جمله: شهید ابراهیم هادی، شهید شاهرخ ضرغام و شهید احمدعلی نیری.

هر سه نفر با کتاب های گروه شهید ابراهیم هادی شناخته شدند. گروهی که ظاهرا بنای اصلی اش بر معرفی شهدای ناشناس و معمولی است. شهیدانی که شناختن آنها نشان می دهد جنگ ما، هنوز گنج بسیار زیادی برای استخراج دارد و هنوز فقط بخش کوچکی از این راه را رفته ایم. گنجی به بزرگی هزاران شهید دفاع مقدس.

*

کتاب عارفانه، در مورد شهید احمدعلی نیری است. شهیدی که در 19 سالگی به ملاقات خدا می رود، اما پیش از آن، مسیری را پیموده است که از بزرگان عرفان انتظار می رود.

کتاب عارفانه

شهید احمدعلی نیری، بر اثر ترک گناه به مقاماتی رسیده بود که برای بسیاری باورنکردنی است. اما جالب اینجاست که در بین مردم بسیار عادی زندگی می کرد. برخی برای آن که گناه نکنند، جامعه را ترک می کنند اما شهید احمدعلی نیری با زندگی در اجتماع و تلاش در بسیج و کار با بچه های هم سن یا کوچک تر (یا حتی بزرگ تر) گناه را ترک کرد و به مقامات معنوی رسید.

خواندن کتاب عارفانه را به شما پیشنهاد می کنم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۳ ، ۱۳:۳۱
علی اصغر جوشقان نژاد
صدا و سیما درگیر تغییراتی جدی است که می‌تواند آینده این رسانه را تعیین کند. رئیس جدید رسانه ملی، با نگرشی جدید وارد شده است و ضروری است اصلاحات گسترده‌ای انجام دهد. البته این به معنای نادیده گرفتن زحمات مهندس ضرغامی نیست، بلکه تغییر مسیری است که شاید بدون تغییر رئیس امکان‌پذیر نبود.
برای تغییرات ساختاری و چابک‌سازی، مهم آن است که به درستی، وظیفه اصلی سازمان شناخته شود و حداقل وظایف حاشیه‌ای در سازمان بماند و بیشینه آن به بخش‌های خصوصی یا غیر خصوصی واگذار شود.
مهم‌ترین وظیفه سازمان صدا و سیما کدام است؟ چه کاری است که تنها از سازمان صدا و سیما پذیرفته است و جای دیگری قدرت و امکان آن را ندارد؟ پاسخ «نظارت و پخش» است. حتی تولید برنامه نیز جزء شایستگی‌های ویژه صدا و سیما نیست. شایستگی اصلی سازمان در نظارت و پخش است و بر این مبنا باید چابک‌سازی صورت پذیرد. یعنی حرکت به سمتی باشد که شایستگی‌های اصلی سازمان، بخش قابل توجهی در سازمان باشند و سایر وظایف، به راستی حاشیه‌ی این دو کار به حساب بیایند.

اما کدام گزینه‌ها برای اصلاح، پیش روی رئیس جدید هستند؟ با یک نگاه داخلی به سازمان صدا و سیما این موارد را پیشنهاد می‌دهم:
  1. اصلاح فرایندها و ساختارها: با تمرکز بر شایستگی اصلی سازمان، بخش عمده‌ای از فرایندها و ساختارها، قابل اصلاح هستند. فرایند برون‌سپاری نیازمند بازنگری و جدی شدن است. در سیما البته تا حدی این فرایند جا افتاده است اما در عین حال اشکالاتی دارد که نیازمند رفع است. در سایر بخش‌های سازمان (صدا، مراکز استانی، فنی و...) برنامه‌ریزی بیشتری برای این بخش نیاز است. به علاوه، بخش‌های ستادی سازمان بسیار فربه‌تر از بخش‌های صف هستند و همین نشان دهنده آن است که سازمان بر اساس وظیفه‌ی اصلی خودش گسترش نیافته است. در این زمینه اقدامات خوبی در حال انجام است و پیشنهادهای فراوانی نیز وجود دارد که مطمئناً آقای سرافراز به دنبال جمع‌آوری آنها از داخل سازمان خواهد بود.
  2. کاهش نیروی انسانی دائمی یا جلوگیری از افزایش آن: سازمان صدا و سیما، تعداد زیادی نیرو در وضعیت‌های همکاری مختلف دارد. نیروهای رسمی، پیمانی، حق‌الزحمه‌ای، برنامه‌ای و شرکتی، از معروف‌ترین انواع همکاران صدا و سیما هستند. همه‌ی ما وقتی صحبت از نیروی انسانی پیش می‌آید، تقاضای ثبات شغلی برای عوامل داریم و از ارگان مربوطه می‌خواهیم نیروهای خود را استخدام کند و حقوق کافی بدهد و همه بیمه باشند و از این دست مطالبات. اما وقتی پای بررسی عملکرد می‌آییم، از تعدد نیروی انسانی و بهره‌وری پایین و امثال آن انتقاد می‌کنیم. اما سازمان صدا و سیما راهی جز اضافه نکردن همکاران دائمی خود ندارد. فوراً این سوال پیش می‌آید که نیروهایی که قبلاً همکار بوده‌اند چه می‌شوند؟ آیا باید بیکاری افزایش یابد؟ پاسخ این سوال البته با یک کلمه داده نمی‌شود. سازمان صدا و سیما،‌ تعداد زیادی نیروی پاره وقت نیاز دارد. مثلاً یک مجری برنامه تلویزیونی، در روز، ماه یا سال چقدر برنامه دارد؟ آیا سازمان می‌تواند مثلاً 20 مجری را استخدام کند و فقط از آنها استفاده کند؟ یا ضرورت رسانه ایجاب می‌کند که تعداد زیادی مجری به صورت برنامه‌ای با سازمان همکاری کنند و به اندازه برنامه‌ی خودشان حق‌الزحمه دریافت کنند؟ سازمان ناگزیر است که راه دوم را انتخاب کند و در بخش‌های برنامه‌سازی استخدام خود را متوقف کند. از همکاران فعلی نیز اگر کسی به قطع همکاری دائمی تمایل داشته باشد،‌ احتمالاً سازمان صدا و سیما استقبال کند و همکاری برنامه‌ای با او را ادامه دهد.
  3. بازنشسته کردن بازنشستگان: در سازمان صدا و سیما، دوران خدمتی تعدادی از مدیران پایان یافته است اما بازنشستگی خود را به تعویق انداخته‌اند. هرچند هر بازنشستگی به معنای از دست رفتن بخشی از تجربیات است اما بازنشسته نشدن هم به معنای جلوگیری از ایده‌های جدید است. سازمان تا زمانی که بازنشتگان را به سلامت بدرقه نکند، موفق به اجرای بخشی از تغییرات نخواهد شد.
  4. شرکت‌های تابعه: شرکت‌های تابعه سازمان صدا و سیما، به جز آن که در راستای شایستگی اصلی سازمان نیستند، به نوعی مانع کاهش هزینه‌های سازمان نیز هستند. این شرکت‌ها از طرفی تأمین کننده انحصاری نیازهای سازمان هستند و از طرف دیگر، از منابع انسانی، انبارها و تجهیزات سازمان استفاده می‌کنند، اما با این همه خدماتی گران‌تر از سایر شرکت‌های مشابه ارائه می‌نمایند. (روح) اصل 44 قانون اساسی به ما می‌گوید چنین شرکت‌هایی باید حذف شوند و سازمان از بازار خصوصی، نیازهای خود را تأمین کند.

این چهار پیشنهاد کلی، نیازمند تعیین مصادیق دقیق‌تر است که جای آن در این نوشته نیست. در جلسات داخلی سازمان صدا و سیما، در مورد مصادیق دقیق‌تر (مخصوصاً برای بند اول) بحث‌هایی در جریان است. امید که جناب دکتر سرافراز بتوانند با انتخاب یک مسیر درست، سازمان صدا و سیما را به سمت وضعیت مطلوب حرکت دهند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۳ ، ۱۷:۲۴
علی اصغر جوشقان نژاد