پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

شعب ابی طالب

شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۸۵، ۱۱:۲۶ ق.ظ

نظرات  (۲۵)

بعد از مدتها...

سلام!

خوش مرام! نمی گی ما یه وقت مردیم که نمیایم سراغت؟! اقلا بیای یه فاتحه سر قبرمون بخونی؟!

ای ول بابا ای ول...

شعب و غیر از شعب تاریخ اسلام پر است از نکته هایی که اگر به یادشان بیاوریم روی قضاوتهایمان مطمئنتن تاثیر می گذارد.

یاعلیکل اعیاد مناسبتهای این چند وقت را به همراه دستیابی به چرخه کامل و قهرمانی استقلال تبریک می گم!

یا علی مدد
مبارکه. قالب رو صفا دادی. من هم بالاخره فرصت کردم و تیک رو درست کردم. تستش کن. یا علی
سلام یکی یکی فقط شاهد تعطیل شدنشون هستم .موندم تا کی میایم و تا کی شما عقب نشینی میکنی و میبندی .هرچند هیچی به پای اون صفحه آبی نفتی نمیرسه ولی مرتضی و ما هم زیبا بود که اونم...انشالله در یاری دینش پایدار بمونیم ...ومن الله التوفیق همه چی .اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم یا حسین اللهم عجل لولیک الفرج بفدای مولا ی غریبمون یامولا علی ادرکنا بظهورالحجة
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بابا ایول که ما دست شیطان را هم از پشت بسته ایم.

از دست و زبان که برآید      کز عهده خرجش به در آید.

این ها فکر میکنند که زن و بچه داشتن به همین راحتی هاست که بروند زنی بگیرند و حالشو ببرند. حاشا و کلا اینان خبر ندارند و حتی ...

در ضمن کیک زرد دیگه چه کوفتیه؟؟؟؟
احسنت به اقای سید علی ثاقب و نویسنده جدید سید صالح نوری که البته مدتی است در نوشته های مرتضی و ما نمینویسد . چرا نمیدانم ؟ اما اینجا بسیار زیبا و قشنگ شده .  دست شما درد نکند از این رنگ بندی . عکس بالا هم هنوز نمیاد و طبق معمول نیز اپدیت ندارد . چرا ؟؟؟‌!!!!‌
۰۱ ارديبهشت ۸۵ ، ۰۹:۵۳ حمید اخا رحیم
حاشا و کلا ! واقعا که زشت است این کارهایی که این جماعت انجام می دهند ! آری برادر ! مایی که نه زن و نه بچه و نه غم و نه غصه داریم خودمان می خوریم . هیچی در این خانه گیرمان نیاید می رویم حرم امام رضا ( ع )  غذای حضرت می خوریم . اگر گیرمان نیامد کیک زرد می خوریم . بالاخره کلی خاصیت دارد که اینقدر جماعت اهل دنیا دنبالش هستند و برایش روز ملی اعلام می کنند . این باشد شعارمان از این پس ( البته شما بزرگتری و ما گوش بفرمان ولی این یک پیشنهاد است . دیدی اشکال دارد به فرمان عالی عوضش می کنیم ) : «‌ تا بستن این خانه ، نهضت ادامه دارد !!! »
۰۱ ارديبهشت ۸۵ ، ۰۹:۴۹ حمید اخا رحیم
برادر عزیزم ! ۱- این یکی را هم تخته خواهیم کرد چون می دانیم که « می توانیم » پس انجام می دهیم . ۲- آدم یا باید خودش بخورد یا بدهد زن و بچه بخورند مثل این سید این خانه ای مان . اون سیدمان که پول نداشت خانه اش را فروخت داد زنش بخورد . این یکی هم همین طور خواهد شد . بالاخره بچه خرج دارد . مخصوصا اگر پسر باشد . اول و آخرش می رود دست یکی دیگر را هم می گیرد می آورد ! که چه به شود ؟ معلوم است که یکی دیگر اضافه شود . فکر می کنی چرا آن سید خانه اش را بست ؟ برای اینکه ندادند بهش تا بخورد  . هم خودش بخورد و هم زنش بخورد . پس خانه اش را فروخت و آمد شد سربار این سید بنده خدا که خودش و زنش یک طرف بچه پسرشان ( از قرار معلوم اسمش حسین است ) هم یک طرف . خجالت نمی کشد این سید صالح ؟  !!!!
در ضمن اینقده به خوردن فکر نکن. کیک زرد دیگه چه کوفتیه ؟؟؟؟؟ کیک و کلوچه رضوی بهتره!!!
سلام

بسیار زیبا بود

لذت بردم
سلام حمید.

بعد از تبریک به مناسبت تخته کردن اون در خونه باید بگم که فرصت رو نباید از دست داد و نباید به خودمون مغرور بشیم. بعد از اون سید نوبت این سید که حالشو بگیریم.

چه طوره که از اینجا شروع کنیم ؛ این یکی داره بابا میشه.

بقیه اش رو تو بیا
انا لله و اونا الیه راجعون.

صمد مرد.
بابا چه خبر شده ..همه تعطیل کردند بالکل ...اول مجال ....بعد محمد مسیح و بعدتر سید صالح.....حالمان را کردند توی قوطی
سلام. چه سخت است شبیه او شدن! اما وظیفه ما انجام تکلیف است، نتیجه با خودشان. ممنون از لطف شما. التماس دعا.
قیاس مع الفارغ کرده ای دوست عزیز
سلام

منم با شما موافقم. به منم سر بزنید.
۲۹ فروردين ۸۵ ، ۱۰:۲۸ حمید اخا رحیم
این سید جونت بالاخره اون خانه تعلقاتش رو بست که من و رحیم دیگه آبروش رو نبریم . ای داداش رحیم کجایی که ببینی در این دولت عدالت محور و در این موقعیت به چه پیروزی بزرگتر از کیک زردی دست یافتیم .
یا هو

حرف حق که خیلی سخته اما یه سر به وبلاگ ما بزن.
۲۸ فروردين ۸۵ ، ۰۹:۰۶ سید علی ثاقب
سلام بر آقا رضای عزیز.

هر چه فکر کردم من در کجای نوشته رئیس جمهور را با پیامبر یکی کرده ام نفهمیدم. اصلا ما اسمی از رئیس جمهور نیاوردیم که هیچ، گفته ایم (هر چه سختمان بشود به سختی آن سه سال پیامبر برسد)

در ضمن این نوشته سه بخش دارد:

۱- متن اصلی (شعب ابی طالب)

۲- در ادامه

۳- و اما بعد

آنهایی که با این وبلاگ آشنا هستند می دانند چطور اینها را با هم خلط نکنند.

در ضمن از حساسیت به جایت خیلی ممنون

یا حق
سلام. باور کن کد ندارم. کدش یه برنامه است.
سلام ***عیدتون مبارک *** شد یه دفعه شما بیای وبلاگ ما از ما سوتی نگیری؟***دوتا طلبت *** حالی بردیم با این پستت *** ایران در حال حاضر حال همه رو کرده تو قوطی ***خشتک آمریکا رو هم کشیده رو سرش ***یا علی مددی
شبی شوقم شبیخون بر سر آورد   ز غم در پای دل جوشی برآورد

تنم زنار گبران در میان بست   دل شوریده شوری در جهان بست

بکلی از خرد بیگانه گشتم   چو افیون خوردگان دیوانه گشتم

چو زلفش بیقراری پیشه کردم   فغان و آه و زاری پیشه کردم

ز مژگان اشگ خونین میفشاندم   به آبی آتش دل می‌نشاندم

نمی‌آسودم از فریاد و زاری   نمی‌ترسیدم از دشنام و خواری

خروشم گوش گردون خیره میکرد   هوا را دود آهم تیره میکرد

پیاپی زهر هجران می‌چشیدم   قلم بر هستی خود میکشیدم

همه شب گرد منزلگاه یارم   طواف کعبه‌ی جان بود کارم

ضمیرم با خیالش راز میخواند   بسوز این بیتها را باز میخواند
بابت فحش دادنم عذر می خواهم ! دست خودم نبود ! توجیه نمی کنم ولی به من بر میخورد که پیامبر عزیز و عظیم الشان اسلام را با عده ای...که تمام هم و غمشان شده این دنیای ۲ روزه یکی فرض کنند ! باور کن این حرکت درست نیست ! و فکر کنم برای این تشابه ها در آن دنیا باید به فکر جواب بود...
۲۶ فروردين ۸۵ ، ۰۴:۳۴ سید علی ثاقب
رضا(ی عزیز) البته اگر آن فحاشی‌های رکیک را در کامنت قبلی ننوشته بودی، هرگز پاکش نمی‌کردم.
ااااااااااااااا !‌

پس اسلام تو شامل سانسور هم میشه ؟!‌اگه حرفم نا حساب بود جواب میدادی ! اگر هم حسابی بود پس چرا پاکش کردی ؟!!
سلام وبلاگ open به روز است عجله کن و به پرسش پاسخ بده ! یادمان باشد برای آنان که به دنبال عشق میگردند برای عشق ورزیدن به عشق و برای جویندگان راه حقیقت "راهی به موفقیت نمی انجامد مگر از دیار اندیشه بگذرد".

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی