پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۱۰۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

محمدرضا سرشار، نویسنده، استاد ادبیات و گوینده «قصه ظهر جمعه» رادیو ایران، در سال 78 برای انتخابات مجلس ششم نامزد شد و به همراه 29 نفر دیگر در فهرست جامعه روحانیت مبارز تهران قرار گرفت.

سرشار، خاطرات آن روزها را البته حدود 10 سال بعد، وقتی یکی دیگر از نامزدهای همان فهرست رئیس جمهور شده بود منتشر کرد. فهرستی که الان سه نفر از آنها جزء روسای جمهور ایران هستند: «اکبر هاشمی بهرمانی، محمود احمدی‌نژاد، حسن روحانی» و افراد سرشناس دیگری نیز در آن حضور داشته‌اند: «مرضیه وحید دستجردی، محسن رضایی، غلامعلی حداد عادل، داوود دانش جعفری و...»

عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد

«عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد» کتاب خوبی هست و نیست.

خوب است، چون وارد حواشی سیاست شده و با این حاشیه‌ها، به جریان شناسی، شخصیت‌شناسی و آگاهی ما از وقایع دوره زمانی مورد اشاره کمک می‌کند. هر چند در این کتاب به طور مستقیم بسیاری از موضوعات مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است، اما با مطالعه آن شناخت بهتری نسبت به مسائل و اشخاصی مانند: عطاء الله مهاجرانی، آیت‌الله مهدوی کنی، دوم خرداد، انتخابات مجلس، جامعه روحانیت مبارز، حزب کارگزاران سازندگی، محمدرضا سرشار و... پیدا می‌کنیم.

در مقابل البته باید از ضعف اساسی این کتاب نیز سخن گفت. ساختار کتاب، بدون هیچ نظم مناسب برای درک مطالب تنظیم شده است. خاطرات نظم منطقی ندارند، نظم تاریخی نیز در آن دیده نمی‌شود، حتی نظم موضوعی نیز وجود ندارد. همین موضوع سبب شده است فصل‌های میانی کتاب جذابیت نداشته باشد. در بعضی فصل‌ها فقط گفته شده است که در تاریخ فلان به کجاها رفتم برای سخنرانی و حداکثر یکی دو تحلیل کمرنگ و کم خاصیت از فضای جلسه یا محیط ارائه شده است.

در نظم کنونی کتاب، فصل‌های اول حاوی اطلاعات مناسبی است و فصل پایانی نیز جذاب است. اما فصل‌های میانی عمدتاً تکراری و خسته کننده هستند. خود نویسنده نیز جایی در اواخر کتاب به این موضوع اشاره می‌کند و برای جلوگیری از این موضوع، به طور خلاصه به جلسات اشاره می‌کند که البته این مسئله هیچ دردی را دوا نکرده است.

اگر کتاب ترتیب تاریخی می‌داشت، احتمالاً جذاب‌تر و قابل فهم‌تر می‌شد. در هیچ کجای کتاب به جز فصل آخر، تاریخ دقیق برگزاری انتخابات مجلس ذکر نشده است. بنابراین وقتی نویسنده نوشته است در تاریخ مثلا 1378.11.15 فلان کار را کردم، خواننده متوجه نمی‌شود که این تاریخ چقدر تا انتخابات فاصله دارد. اگر موضوعات به صورت تاریخی مرتب می‌شدند، علاوه بر اینکه سلسله اتفاقات ارتباط منطقی بیشتری پیدا می‌کرد، می‌شد در فصل‌های انتهایی شاهد هیجان و جذابیت بیشتری بود تا آنکه خواننده به دنبال کتاب کشیده شود.

*

عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی‌نژاد، شاید برای کوچکترها قابل توصیه نباشد اما برای بزرگترهایی که آن روزها را درک کرده‌اند، خواندنی است. دست کم، خاطراتی از آن ایام زنده می‌شود. خاطراتی از «ایام سیاه انتخابات مجلس ششم»، «انتخابات سیاه مجلس ششم» و «مجلس سیاه ششم»

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۰
علی اصغر جوشقان نژاد

دولت، هر رئیسی که بالای سرش باشد، بخشی از نظام جمهوری اسلامی است. حتی اگر ما رئیس جمهور را دوست نداشته باشیم، اگر به نظام علاقه‌مندیم باید بپذیریم که با ساز و کارهای موجود در همین نظام (راهبرد مراجعه به آرای مردم) دولتی روی کار آمده است که اکنون بخش اعظمی از چهره نظام ما را شکل می‌دهد و اگر ما به این دولت چنگ بیاندازیم، چهره نظام عزیزمان را خراشیده‌ایم.

دکتر روحانی مثل هر رئیس جمهور دیگری، مزایا و ضعف‌هایی دارد و مثل هر رئیس جمهور دیگری مورد حمایت رهبری است و مثل هر رئیس جمهور دیگری برای کار کردن نیازمند فضای مناسبی در جامعه است. ما چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم؟

۱- رئیس جمهور و همه اعضای دولت در درجه اول باید مورد حمایت ما باشند. یادتان می‌آید که اوایل کار احمدی‌نژاد، اگر دولت اقدامی می‌کرد بیشتر ما سعی در تحلیل خوش‌بینانه اقدام دولت داشتیم؟ به خاطرتان هست که همین «ما» اواخر کار احمدی‌نژاد هر اقدام دولت را با بدبینی بررسی می‌کردیم و احتمال هر عقل یا خیرخواهی را از آن رد می‌کردیم؟

در مقابل دکتر روحانی از هر دوی این شیوه‌ها باید پرهیز کرد. اما گرایش به خوش‌بینی بسیار بیشتر توصیه می‌شود. من وزیر فلان را خیلی نمی‌شناسم، بنای تحلیل‌هایم را می‌گذارم بر این که ایشان دارای تجربه، تحصیلات و نیت خوبی هستند و حتما در حال انجام تمام تلاش‌شان برای پیشبرد اهداف انقلاب هستند.

حمایت از دولت، به نظر من این گونه تحقق می‌یابد.

2- اگر بنا باشد به دولت (یا به معنای وسیع‌ترش به نظام) کمک کنیم، چه راهی در مقابل ماست؟ شاید پاسخ به این سوال کمی سخت‌تر باشد. من احساس نمی‌کنم که به قدر کافی قدرت داشته باشم که بتوانم به دولت کمک کنم. اصلاً زور من، به کدام سنگی که جلوی راه دولت است می‌رسد؟ گویی هیچ کدام.

اما اگر حرکت جمعی در بعضی جهات شکل بگیرد، به طور یقینی بعضی مشکلات دولت (و به معنای وسیع‌ترش خود مردم) حل خواهد شد. اگر به خرید محصولات ایرانی اهتمام داشته باشیم، اگر وجدان کاری خود را (حتی اگر شغل آزاد داشته باشیم) بالا ببریم، اگر درخواست‌های اعضای دولت را جدی بگیریم (البته اگر اعضای دولت درخواست درست و درمانی از مردم داشته باشند)، اگر هنگام کمبود بعضی اجناس، به آنها حمله نکنیم، اگر همت ارائه گزارش تخلفات به مراجع نظارتی را داشته باشیم، و ده‌ها اگر دیگر می‌تواند کمک ما به دولت (و به معنای وسیع‌ترش آینده خودمان) باشد. سهم خودمان را در کمک به دولت دست کم نگیریم.

3- انتقاد به دولت هم در حقیقت کمک به دولت است، اما انتقادی که به جا و درست بیان شود.

فلان مسئول دولت راستگویان دروغ گفت. ما هم آن را مثل سیخ در چشم دولت محترم فرو می‌کنیم. این اشکال وجود دارد اما این شیوه که ما می‌گوییم آیا به رفع مشکل کمک می‌کند یا به ایجاد شکاف بین ما و آنها؟ این مسیر آیا خراش ناشی از آن دروغ را از چهره نظام پاک می‌کند یا آن را عمیق‌تر می‌نماید؟

باید به طور جدی راه، ادبیات و شیوه‌هایی بیابیم که بتوانیم از آن طریق نظرات خود را به صورت مستمر با دولت در میان بگداریم. البته

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

دولت نیز باید بخواهد. دولت نیز باید طالب نظرات ما باشد. اما اگر نخواست هم ما باید بگوییم. البته به ادبیاتی که دولت را جری نکند. گاهی برای نجات کسی از آتش، باید فریاد زد. اما این نباید شیوه همیشگی باشد.

به هر صورت باید دقت کرد که نقد دولت از عقده‌های باقی‌مانده از انتخابات و امثال آن مخلوط نشود. هر نقدی را با پاسخ به این سوالات بسنجیم و بعد به قلم بیاوریم یا منتشر کنیم:

  • آیا هدف من از این نقد، صرفا اصلاح است؟ آیا اغراض شخصی یا اهدافی به جز اصلاح را با نوشته‌ام مخلوط نکرده‌ام؟
  • آیا ادبیات من، نشان دهنده هدف من است؟ آیا بیش از حد تند نرفته‌ام؟
  • آیا زمان گفتن این حرف، اکنون است؟ دیرتر یا زودتر گفتن این حرف مفیدتر نیست؟

و سوالاتی مشابه که ممکن است شما اضافه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد
متن کامل یک گفتگوی پیامکی؛ ساعاتی قبل:
او: فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید از غرور مقدستان دست بردارید، می دانم که به شما سخت می گذرد. ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید و با غضب و خشم بر دشمنان تان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.
امام خمینی، پیام قطعنامه 598
من: دشمن کیست؟
او: نمی دونی کیه؟
من: می خوام نظر شما رو بدونم.
او: دشمنان خارجی و عوامل آنها در داخل.
من: چرا صریح صحبت نمی کنی؟ روحانی دشمن است؟
34 دقیقه بعد
من: چی شد؟ آیا روحانی دشمن است؟
او: خیلی متاسفم که برداشت شما از حرفهایم همین است. من نگفتم ایشان دشمن است اما حرکت ها و گفتارش همسو با دشمن است. اما تشکر می کنیم [می کند] از کسانی که سال 88 آن بی حرمتی رو انجام دادند.
ضمنا [در مورد] آقای روحانی نسبت به موضع هسته ای که در گذشته داشته و اینکه اسم سران فتنه را آورده و تشکر ویژه از آنان می کند، اندکی باید تامل کرد.
در آخر، اعمال گذشته ایشان فراموش نشده و اینک نیت ایشان را به فال نیک می گیریم و تا زمانی که در جهت رهبری باشد حمایت می کنیم و الا...
من: من به روحانی رای ندادم، اما گویا شما از ابتدا به سراغ بخش «و الا...» که در آخر جمله تان است رفته اید.
ما با هم همفکریم و مثل هم از یک انحراف می ترسیم، اما نوع برخورد ما می تواند آن انحراف را تشدید یا کنترل کند.
۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۵۰
علی اصغر جوشقان نژاد

روحانی در دور اول رئیس جمهور شد. چیزی که بسیاری از ما (طرفداران و مخالفانش) احتمالش را هم نمی دادیم.

ما که به او رای ندادیم، می توانیم با ذهنیت تمام مسائلی که در دولت خاتمی وجود داشت جلو بیاییم و از ابتدا یک تقابل همه جانبه را شروع کنیم. می توانیم بغض در گلو مانده از روزهای فتنه را یکسره بر سر این دولت خالی کنیم. می توانیم از الان یک آنتی روحانی باشیم، همانطور که بعضی هامان اصالتا آنتی خاتمی بودیم یا بعضی دیگر آنتی احمدی نژاد. مهم نباشد برایمان که روحانی چه کرده است، بلکه هر چه بوده و هست حتما اشتباه است و با نیت خطا انجام شده است.

ما که به او رای ندادیم می توانیم اینطور باشیم و فضا را کاملا چالشی کنیم.

آنهایی که به روحانی رای داده اند هم می توانند یک دو قطبی بسازند و به قلع و قمع مخالفان بپردازند. می توانند همان دولت خاتمی باشند با همان ۹ روز در میان یک بحرانش! می توانند دیکتاتوری رسانه ای بسازند و هر کس مخالف آنها فکر کرد، به جرم تحجر و خشونت طلبی در رسانه هایشان محکوم کنند. می توانند به دین مردم و همان قانون اساسی که آنها را به قدرت رسانده لگد بزنند و مسیر دیگری را پیش بگیرند. می توانند ما را به چشم مخالفان بالفطره بنگرند و هر نقد ریز و درشت ما را به مثابه تخریب فرض کنند و ما را خفه کنند.

آنهایی که به روحانی رای داده اند می توانند اینطور باشند و فضا را کاملا چالشی کنند.

ما و آنها می توانیم اینگونه باشیم و صد البته می توانیم اینگونه نباشیم.

چرا خود را آماده مصاف کنیم؟ چرا آماده انعطاف نباشیم؟

محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم/ فتح 29

*

1- پیامکی آمده بود که آغاز هشت سال دفاع مقدس را گرامی می داشت. آن پیامک این نوشته را آورد.

2- بدیهی است که انعطاف، اصول را شامل نمی شود اما سلیقه ها را به خوبی شامل می شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۵۴
علی اصغر جوشقان نژاد

در چند انتخابات گذشته، صدا و سیما برای نشان دادن اوج حضور مردم، عروس و دامادی را نشان داد که برای ریختن رای خود به پای صندوق آمده بودند. در آن دوره ها، در کل کشور یکی دو مورد از چنین صحنه هایی شکار دوربین ها شده بود.

اما با پوشش صدا و سیما و لحن حماسی گزارش گران این صحنه ها، چنین عملی به عنوان یک فضیلت شناخته شد و در این دوره، دوربین صدا و سیمای بسیاری از استان ها عروس و داماد هم شهری شان را به تصویر کشیدند که برای رای دادن آمده بودند.

عروس و داماد شیرازی

عروس و داماد یزدی

آیا چنین صحنه هایی جای افتخار دارد؟

دامادی که عروس خود را تعمدا به جایی می برد که دوربین ها تصویرش را بگیرند، مستحق تشویق است یا تقبیح؟ و گزارش های با آب و تاب سازمان صدا و سیما او را تشویق می کند یا تقبیح؟

بر اثر همین نوع برخورد، عروس و دامادها برای رای دادن، کمک به جشن عاطفه ها، جشن نیکوکاری و شرکت در سایر جشن های ملی -با لباس و آرایش عروسی- بیرون می آیند و به آن افتخار می کنند.

کدام مهم تر است؟ تبلیغات ما یا حیای مردم؟

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۲ ، ۲۲:۳۵
علی اصغر جوشقان نژاد

حضرت آقا در فاصله دو روز تا انتخابات، در دیدار روز چهارشنبه خود فرمودند:

هر کسى که انتخاب خواهد شد - که تقدیر الهى را ما نمیدانیم - اگر چنانچه آراء بیشترى از مردم را داشته باشد، در صورتى که داراى رأى سدید و خوبى باشد، بهتر میتواند از آن رأى دفاع کند؛ میتواند در مقابل معارضین کشور بایستد.

همین بخش از جملات رهبری موجب تشکیک بعضی شده است که پس به فلانی رای دهیم تا با رای بالاتری بالا بیاید. اما باید به چند نکته دقت کرد:

نخست: مقام معظم رهبری قبلا در جاهای مختلف فرموده اند:

نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید.

ایشان همه جا از نامزد اصلح صحبت کرده اند. طبیعی است که اصلح بودن نامزد ربطی به نتایج نظرسنجی ها ندارد. دقت در اینکه چه کسی با چه درصدی رای می آورد وظیفه ما نیست.

دوم: فرض کنیم که بخواهیم به کسی رای بدهیم که ضمن اصولگرایی، رای سدیدی بیاورد. نتایج نظرسنجی ها، مجموع رای دو نفر اول را حدود 50 درصد نشان می دهد، دو نامزد اصولگرای بعدی با حدود رای مجموعا ۲۵٪ درصد و دو نامزد مستقل و نامشخص ها با حدود رای مجموعا 25٪ خواهند بود.

دراین شرایط اگر بخشی از رای دو نامزد اصولگرا به این بهانه به سبد اصولگرای پیشتاز بریزد، اولا احتمال اینکه بتواند او را در یک مرحله پیروز کند کم است. در ثانی اگر هم این اتفاق بیفتد، رای او چیز زیادی از 50٪ بالاتر نمی رود. بنابراین لازم است انتخابات به دور دوم کشیده شود تا هم اکثر رای اصولگرایان و هم بخشی از رای نامزدهای مستقل بر روی یک اصولگرا جمع شود و نتیجه، انتخابی با رای سدید باشد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۰۸
علی اصغر جوشقان نژاد
در پست قبلی، نظرم را برای انتخابات ریاست جمهوری گفتم.
اما برای انتخابات شوراها، انتخاب اصلح مشکل و بلکه نزدیک به محال است. چرا که پیش فرض انتخاب اصلح، شناخت همه نامزدها و گزینش بهترین هایشان است و این به دلیل گستردگی نامزدها و ناشناخته بودنشان غیر ممکن است.
برای شورای شهر قم، با کمک دوستانی مطئمن، افرادی را که یا خود می شناختیم یا با یک واسطه ی مطمئن از کارایی و سلامت آنها اطمینان حاصل کرده ایم انتخاب کردیم که در ادامه می آید:
  1. سید محمد آتش زر
  2. محمد حسین اجرایی
  3. مجید اخوان
  4. سعید روحانی
  5. سید مهدی محدث
  6. محمدجواد خوانساری
  7. امین مقومی
  8. سیدرضا اصفهانی قلمکاریان
  9. سید داوود حاج حسینی
  10. مسیب تهوری
  11. وحید شایسته نیک
  12. مصطفی سعادت طلب
  13. سید علیرضا سید حسینی
  14. سید مهدی مقیمی
  15. عباس محمدی
  16. محمدرضا مجیدیان
  17. حسن بختیاری
  18. حسین فاکر
  19. نعمت الله عواطف رستمی
  20. حسین اسلامی
  21. عباس ذاکریان
نفر بیست و یکم با اعتماد به لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان انتخاب شد.
توضیح ضروری: قبلا نام یک خانم در لیست بود که حذف کردم. خانم ها را چه به شورای شهر!
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۸
علی اصغر جوشقان نژاد

با کناره گیری جناب حداد عادل، سه گزینه روی میز است. پیشتر سابقه سه نامزد را بررسی کردیم. حالا سایر نکات را نگاه می کنیم.

محمدباقر قالیباف:

اگر به معیارهای رهبری رجوع کنیم، قالیباف را در چند زمینه پیشتاز خواهیم یافت:

  1. قالیباف دارای همت جهادی است. (البته در این مورد، معنای جهاد را به پرکاری تقلیل داده ایم)
  2. کار اجرایی بلد است و توانایی کشیدن بار اجرایی ریاست جمهوری را دارد.
  3. دارای برنامه است.
  4. همانند احمدی نژاد، تلاش جمعی و فوق العاده از دولت او انتظار می رود.
  5. از ظرفیت های بیرون از دولت به احتمال قوی استفاده خواهد کرد.
  6. بر اساس روحیاتی که از او می دانیم، جرات تحول آفرینی و مقابله با مشکلات را دارد.
  7. کمتر وعده عملی نشده ای از او سراغ داریم.

اما در مقابل، بعضی معیارهای مقام معظم رهبری در مورد او یک نقطه منفی حساب می شود:

  1. سابقه عملکرد او در دعوای بین شهرداری تهران، خطر کشاندن دعوای مسئولین به رسانه ها و میان مردم را گوشزد می کند.
  2. گاهی دیده شده است که از پول بیت المال در تبلیغات خود استفاده کرده است.
  3. سابقه و روحیه قالیباف، بیش از همه به آن نزدیک است که زیر توهمات توسعه غربی محو شود. به عبارت دیگر، تعبیر غرب زده از هدف های آرمانی انقلاب، هدف های آرمانی او هستند. این نکته ابدا به معنای «ضد انقلاب» دانستن او یا از این قبیل انگ ها نیست. او یک سرباز افتخار آفرین در دوران دفاع مقدس است. با انقلاب همراه بوده و خواهد بود. اما ملاک های پیشرفت وی، به توسعه غربی نزدیک تر است.
  4. هم اکنون ساده زیست نیست.
  5. نمی توان به جلوگیری از گرایش های سکولار در دولت او اطمینان داشت. بلکه احتمال عکس این موضوع نیز دور از انتظار نیست.
  6. از نظر جهت گیری های فرهنگی بیش از دو نامزد دیگر زیر سوال است. عملکرد نشریات همشهری، برنامه های فرهنگی همشهری و مسائلی از این دست، نشان دهنده جهت گیری فرهنگ در دولت اوست.
گذشته از معیارهای رهبری، نکات دیگری نیز در مورد قالیباف قابل اشاره است:
  1. برنامه اصلی قالیباف کتابی است با نام «برنامه ای برای پیشرفت و عدالت» که در سال 88 منتشر شده است. این برنامه با اسناد پشتیبانش حدود 13 هزار صفحه خواهد بود که بررسی آن به واقع کار حضرت فیل است!
  2. برنامه مذکور با نگاه بودجه ای و با نظر به اسناد بالادستی نوشته شده است که این بسیار مطلوب است.
  3. برنامه ای که از دکتر اعلام شده است+، همان است که در سال 88 منتشر شده و دکتر با توجه به شرایط جدید کشور آن را بازبینی نکرده اند.
  4. نه در برنامه بالا و نه در سایر جاهای سایت، برنامه ای برای اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید ملی و... به طور برجسته مشاهده نشد. البته بدیهی است که اگر قرار به بازنگری در آن برنامه باشد، حتما این موضوع مد نظر تیم قالیباف خواهد بود.
  5. بخش عمده ای از تیم احتمالی قالیباف، همان هایی خواهد بود که در شهرداری و ناجا با او بوده اند.
  6. از نظر اخلاقی، حلمه او در مناظره سوم به روحانی را نپسندیدم. حتی اگر روحانی آن سخن را با همان لحن در جلسه ای خصوصی گفته باشد، اخلاقا نشر آن در چنین فضایی درست نیست.

سعید جلیلی:

در مورد سعید جلیلی، این معیارهای رهبری نقطه قوت به حساب می آیند:
  1. جلیلی مردمی است. رفتار، زندگی و منش او بعد از شش سال دبیری شورای عالی امنیت ملی هنوز این چنین است.
  2. ساده زیست است.
  3. برنامه دارد. این برنامه -روی کاغذ- در راستای اقتصاد مقاومتی است.
  4. نسبت به دو نامزد دیگر، نگاه انقلابی تری نسبت به انقلاب دارد. توهم توسعه غربی او را محو نکرده است و در جهت اهداف واقعی انقلاب تلاش می کند.
  5. ارزش ها و شعارهای انقلاب اسلامی در دولت او برجسته خواهد بود. شعار عدالت محوری را طرح و از آن دفاع می کند.
  6. دیپلماسی را با روحیه انقلابی دنبال می کند.
  7. از گرایش های سکولاریستی در دولت خود جلوگیری خواهد کرد.
  8. جرات تحول آفرینی و مقابله ما مشکلات را دارد.
همچنین، نکات منفی جلیلی با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب این موارد است:
  1. آزمونی برای اثبات توانایی کشیدن بار اجرایی ریاست جمهوری نداده است.
به جز آن، موارد دیگری نیز در مورد جلیلی قابل ذکر است:
  1. هندوانه در بسته است! آن هم در شرایطی که ما، مارگزیده ایم و از ریسمان سیاه و سفید می ترسیم. البته ترس ما، ضعف ریسمان سیاه و سفید نیست، ضعف ما و مار است.
  2. مهمترین شعار جلیلی از نظر من، اصلاح ساختاری است. در این زمینه برنامه هم داده است و مثال عملیاتی او در حوزه ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به نظر مناسب و اجرایی می آمد.
  3. بخشی از تیم احتمالی جلیلی از دانشگاه امام صادق و بخشی دیگر از اخراجی های دولت نهم است.
  4. اقدام جلیلی در انتشار اخبار محرمانه کشته های اعتراضات دولت اصلاحات، به جز آنکه اخلاقی نبود، از نظر سیاسی هم یک خطا به حساب می آمد.
  5. در مناظره ها و سایر برنامه های تبلیغاتی، سیاه نمایی کمتری نسبت به سایرین داشت.
  6. تنها کسی بود که تبلیغات خود را طبق قانون شروع کرد و به هیچ وجه زودتر از آن تبلیغاتی نداشت.
  7. نگاه فرهنگی برادرش!! را می پسندم، هر چند جزئیات همه کارهایش قابل تایید نباشد.

علی اکبر ولایتی:

دکتر ولایتی، با نگاه به معیارهای رهبری این نقاط قوت را داراست:
  1. کار اجرایی بلد است و -اگر سن و سالش بگذارد- توانایی کشیدن بار اجرایی ریاست جمهوری را دارد.
  2. به احتمال زیاد، اهل کشاندن اختلافات به میان مردم نیست. آرامش سیاسی خواهد آورد.
اما نقطه ضعفی که برای ایشان از نگاه به معیارهای رهبری به دست می آید:
  1. به نظر می آید دارای برنامه مشخصی نیست. چند برنامه به نام او منتشر شده است که بعضی بیش از آنکه برنامه هایی برای رسیدن به اهداف باشد، اهدافی نیازمند برنامه هستند!
اما سایر نکات پیرامون ولایتی:
  1. به نظرم رسید از نظر دیپلماسی و سیاست خارجی، با نگاه رهبری زاویه دارد. بیش از آنکه اهل مقاومت باشد، اهل معامله است.
  2. پایبند نبودن او به ائتلاف، یک سوال جدی است.
  3. اهل تحول نیست و بیشتر برای آرام کردن فضا مناسب است.
***

جمع بندی:

برای آنکه بتوانیم از بین افرادی که هر کدام در زمینه ای قوی هستند، یکی را انتخاب کنیم، راهی به جز وزن دادن به نقاط قوت و ضعف نداریم. بنابراین اینگونه استدلال می کنم:
  • ولایتی از نظر من، بیشتر شامل نقاط ضعف جلیلی و قالیباف است! بنابراین اصولا فکر زیادی روی او نمی کنم.
  • مهمترین مسئله امروز ما اقتصاد است. اما هیچ کدام از دو نفر باقیمانده، سابقه عملکرد اقتصادی ندارند. و اگر قرار باشد یکی باسابقه تر باشد، جلیلی است.
  • از نظر توانایی کار اجرایی، قالیباف نمره مثبت می آورد ولی جلیلی قابل نمره دادن نیست. نه آنکه نمره نیاورد، نمی توان توانایی او را سنجید.
  • اما از نظر پایبندی بدون کم و کاست به اصول انقلاب، به نظر می رسد جلیلی جلوتر از قالیباف باشد.
  • در مجموع، من جلیلی را گزینه خود می دانم.
  • بدیهی است که نظرسنجی ها اثری روی اصلح بودن یک شخص ندارد.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۰۲
علی اصغر جوشقان نژاد

8معتقدم در هیچ دوره ای، انتخاب اصلح تا این اندازه مشکل نبوده است. هر دوره ما سوالی یک گزینه ای را حل می کردیم ولی این دوره چهار گزینه جلوی چشم ماست. هر چند تا کنون نزدیک به دو هفته از آغاز تبلیغات گذشته است و سه مناظره بین هشت نامزد انتخابات یازدهیمن رئیس جمهور برگزار شده است، هنوز نمی توانم با قطعیت در مورد انتخاب نهایی خود صحبت کنم.

البته برایم واضح است به چهار نفر از این هشت نفر رای نخواهم داد. اما انتخاب بین چهار گزینه باقی مانده مشکل است.

مایلم اندکی با صدای بلند راجع به (سابقه و تجربه ی) این چهار نفر فکر کنم تا فکرمان را با هم در میان بگذاریم.

*

برای بسیاری بدیهی است که از نظر سابقه اجرایی، هیچ کدام از این چهار تن به قالیباف نمی رسند. اما این مسئله کاملا به تعریف کار اجرایی بستگی دارد. آیا صرفا «ساخت و ساز» کار اجرایی محسوب می شود؟ آیا فعالیت دکتر ولایتی در «وزارت امور خارجه» کار اجرایی در حوزه دیپلماسی نیست؟ اگر تعریف کار اجرایی را اندکی وسیع تر در نظر بگیریم، این مزیت دکتر قالیباف، به دیگران نیز سرایت خواهد کرد.

اما آنچه فعلا مخصوص خود اوست، عملکرد قوی او در مدیریت شهرداری تهران است. تحول در ساخت تهران طی هشت سال گذشته برای همه روشن است. نمی توان بی انصافی کرد و از این مزیت گذشت. همچنین از عملکرد شهرداری می توان قدرت مدیریت قالیباف را نیز مشاهده کرد.

تجربه قالیباف بیشتر در حوزه عمرانی (به خاطر شهرداری تهران) و امنیتی (به خاطر حضور در نیروی انتظامی) است و در سایر حوزه های کاری دولت (از قبیل دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و...) تجربه ای در کارنامه وی دیده نمی شود. البته واضح است که هیچ رئیس جمهوری نمی تواند در تمام حوزه های کاری دولت تجربه داشته باشد. اما هر چه این تجربه ها در حوزه هایی حساس تر باشند، بیشتر مفید فایده خواهند بود.

از دیگر سو اکثر ما جلیلی را از شورای عالی امنیت ملی می شناسیم. کم حرف بودن او و عدم برخورداری اش از فن سخنوری، شناخت او را مشکل تر کرده است.

تجربه جلیلی بیشتر در حوزه امنیتی و سیاست خارجی دیده می شود. البته به دلیل شرح وظایف شورای عالی امنیت ملی (هماهنگ‏ نمودن‏ فعالیت‏ های‏ سیاسی‏، اطلاعاتی‏، اجتماعی‏، فرهنگی‏ و اقتصادی‏ در ارتباط با تدابیر کلی‏ دفاعی‏ - امنیتی‏+) طبیعتا در حوزه های اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هم بی تجربه نیست. البته این مسئله به طور همزمان یک نقطه قوت و چالش خواهد بود. نقطه قوت است چرا که مهم ترین مسائل هر کدام از این حوزه ها را به مدت شش سال بررسی کرده است و با آنها آشناست. اما نطقه چالش است به این دلیل که در همه این حوزه ها نگاه امنیتی را غالب خواهد کرد.

ضلع سوم این چهار نفر، ولایتی است که تنها تجربه مهم او در حوزه دیپلماسی و روابط بین الملل است. ولایتی هیچ گاه مسئولیت جدی دیگری نداشته است. البته از نظر شخصی، او دو حوزه تخصصی دیگر دارد. یکی پزشکی و سلامت که طبیعتا جزپی از وظایف دولت است و دیگری تاریخ تمدن اسلامی که به طور مستقیم به وظایف دولت وابسته نیست اما دانستن آن برای رئیس جمهور یک مزیت مختصر می آورد.

آخرین نفری که تجربه او را بررسی می کنم، حداد عادل است. معمولا در وزن دادن به حداد، تجربه ۴ ساله ریاست یکی از قوای جمهوری اسلامی اش را نادیده می گیرند یا دست کم می انگارند. او علاوه بر مدت زیاد نمایندگی مجلس، مدتی را به ریاست مجلس یا ریاست کمیسیون فرهنگی مشغول بوده است. نمایندگی مجلس به خودی خود می تواند تجربه انباشته ای پیرامون همه مسایل اساسی کشور را به انسان منتقل کند. همچنین مدیریت مجلس به معنای مدیریت سیصد و اندی نفر با سلایق مختلف است.

علاوه بر این، حداد سابقه یازده سال معاونت وزیر آموزش و پرورش را دارد و همچنین تجربه کار عملی مدرسه داری و تدریس را نیز ارائه کرده است. سایر مسئولیت های حداد عادل نیز بیشتر فرهنگی بوده است مانند ریاست فرهنگستان و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی.

*

همه این تفکرات مکتوب، برای رسیدن به نتیجه مطلوب است. به زودی هر کدام از نامزدها را با معیارهای مقام معظم رهبری مقایسه خواهم کرد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۰۹
علی اصغر جوشقان نژاد

imagesدر بازار شلوغ انتخابات، اگر معیار مناسبی برای سنجش در اختیار نباشد، به احتمال زیاد نخواهیم توانست به درستی تشخیص دهیم و انتخاب کنیم. از طرف دیگر، معیارهای اصولی باید به نحوی ترجمه شوند که بتوانیم وجود یا عدم آن را تشخیص دهیم. به همین دلیل، به نظر می رسد باید معیارهایی مانند انقلابی بودن، مردمی بودن، رعایت اصول اخلاقی و... را در سنجه های زیر جستجو کرد:

سنجه اول: شیوه نقد عملکرد دولت فعلی

یکی از شیوه های رایج در جذب افکار، تمرکز بر نقاط ضعف دولت پیشین است. کار نیز بسیار ساده است. با مطالعه سطحی روزنامه ها نیز می توان نقاط ضعفی را شناسایی کرد و آن را با ادبیاتی جذاب به مخاطبان ارائه داد. اما مسئله مهم در این نقد عملکرد، میزان رعایت انصاف در مورد احمدی نژاد و دولت متبوعش است.

ما (با آنکه به احمدی نژاد رای داده ایم) از عملکردش در دوره دوم ریاست جمهوری راضی نیستیم. اما این به معنای نفی کامل خدمات او نیست. حتی اگر از مثال معروف «گاو نه من شیر ده» هم استفاده کنیم، باید «نه من شیر دادنش » را ببینیم و بعد هدر دادن شیرها را ذکر کنیم. فراگیر کردن بعضی گفتمان های انقلاب (پس از آن که در دولت خاتمی به محاق رفته بودند) از خدمات احمدی نژاد بود. امروز به راحتی می توان مدلی مانند سفرهای استانی را از رئیس جمهور آتی طلب کرد و...

نامزدی که چشم هایش را می بندد و دهانش را باز می کند و سپس هر چه دلش می خواهد در مورد عملکرد دولت جاری بد و بیراه می بافد بدون رعایت انصاف (و حتی گاهی ادب) احتمالا مسیر اخلاقی اش نیاز به اصلاح خواهد داشت و چه بسا به همین چاله ای بیفتد که دولت فعلی در آن گیر افتاده است.

سنجه دوم: تخریب

به جز دولت، آدم های دیگری هم هستند که سیبل های خوبی برای تیراندازی به حساب می آیند. تخریب این آدم ها (از هاشمی گرفته تا سایر نامزدها) از نظر بعضی، نردبان خوبی برای قد کشیدن بین سایرین است. اما تجربه قبلی آدم های مخرب! نشان داده است که این نوع آدم ها وقتی قدرت را به دست بگیرند هر کاری ممکن است انجام دهند.

سنجه سوم: بگم بگم

میل شدید به افشاگری، مخصوصا بعد از آنکه اقبال نسبی جامعه به آن مشخص شد، سکه رایج بازار تبلیغات است. خیلی ها چوب را بالا گرفته اند که فلان پرونده را افشا می کنم و بهمانی ها را بی آبرو خواهم کرد. (گاهی به امید فرار کردن گربه دزد خیالی)

اما سوال اینجاست که اگر شما اطلاعاتی در مورد چنین خطایی داشته ای، چرا تا حالا ساکت بوده ای؟ و اصولا چرا آن را در رسانه ها می گویی؟ آیا نباید از طریق قانونی نسبت به پیگیری آن اقدام می کردی؟ آیا مخفی کردن اطلاعات جرم، خودش یک جرم نیست؟ (مخصوصا آن هایی را که مسئولیتی داشته اند که از طریق مسئولیت خود موظف به پیگیری این مسائل بوده اند.)

سنجه چهارم: شایعات روزهای انتخابات

به نظرم گاهی آدم مجبور است آنچه در روزهای انتخابات در مورد نامزدها می شوند، کنار بگذارد و به همان اطلاعات روزهای قبل از تبلیغات بسنده کند. در روزهای انتخابات، آنقدر شایعات و حرفهای عجیب و غریب به گوش می رسد که واضح است اکثر آنها دروغ است.

اما اگر بیش از حد، حرف های عجیب و غریب پشت سر کسی گفته می شود، احتمالا نکته ای قابل بررسی به نفع او وجود داشته باشد. باید بیشتر دقت کرد، چرا اینهمه یک نفر تخریب می شود. البته واضح و مبرهن است که این مسئله به تنهایی، مزیتی برای کسی حساب نمی شود و تنها یک نشانه خواهد بود.

سنجه پنجم: اقبال دشمن

اینکه دشمن به کسی اقبال یا از کسی تنفر داشته باشد یک معیار اساسی است. دشمنی بیگانگان با یک نفر، بر خلاف سنجه قبل، یک مزیت برای اوست.

کسی که دشمن او را بپسندد، یک نمره منفی بزرگ گرفته است و به هیچ وجه در فهرست انتخاب قرار نمی گیرد.

سنجه ششم:هزینه تبلیغ

هزینه تبلیغات که زیاد شد، احتمالا نامزد مورد نظر به یکی از سه گزینه زیر مدیون است:

  • در حالت خوش بینانه، به مرحوم پدرشان مدیون هستند به خاطر ارث خوبی که برایشان باقی گذاشته اند.
  • در حالت دیگر، به عده ای خاص و دم کلفت مدیون هستند به خاطر منابعی که بدون هیچ چشم داشتی دراختیار ایشان قرار داده اند.
  • در حالت سوم به همه مردم مدیون اند، چون بیت المال برای همه مردم است!

البته بین آن کس که هزینه تبلیغش کم است، و آن کس که ادای کم هزینه بودن را در می آورد تفاوتی است آشکار.

سنجه هفتم: اصول و شیوه تبلیغ

به جز هزینه تبلیغ، شیوه تبلیغ نیز بسیار مهم است. به جز عملکرد بعضی هواداران که نباید آن را به پای نامزد مورد حمایت شان نوشت، اصول تبلیغی فرد می تواند نشان گر تفکر او باشد.

  • در تبلیغ روی چه چیزهایی (به صورت مستقیم و غیرمستقیم) تاکید می کند؟
  • چقدر خودش را ملزم به رعایت قانون در تبلیغات و غیره می داند؟
  • برنامه اش بیشتر است یا شعارش؟
  • تعریف از خود را چقدر با کنایه به دیگران همراه می کند؟
  • از آقا مایه می گذارد یا به او باور دارد؟
  • چقدر مشغول جذب فوق حداکثری است؟ (این مورد در بند بعدی توضیح داده شده است)
  • و...

سنجه هشتم: علاقه به جذب فوق حداکثری

جذب حداکثری، جدای از ولایی بودن، عقلانی است. اما بدیهی است که در کنار آن باید دفع حداقلی هم باشد. کسی که دوست دارد همه سلیقه ها (تاکید می کنم همه سلیقه ها) را داشته باشد، احتمالا یک جای کمیتش لنگ است.

در انتخابات قبلی، کروبی با دراویش و ضد انقلاب و غیره و ذلک هم کنار می آمد که نشان دهد همه طیف ها را در کنار خود دارد. این روزها هم بعضی سعی دارند به انحای مختلف دل همه را به دست آورند. یکی در مورد «سران فتنه بودن این و آن» طوری صحبت می کند که بلکه دل هوادارانشان را به دست آورد. دیگری جواب سوالات را به قدری دوپهلو و مبهم می دهد که به هیچ کس برنخورد و از این دست، بسیار...

این یعنی جاذبه بدون دافعه یا در حالت دیگر یعنی قدرت دوستی.

حرف آخر: نمره قبولی
طبیعی است که اگر شخصی پیدا شود که همه معیارهای مد نظر ما را داشته باشد، اولویت خواهد داشت. اما به احتمال قوی، هر گزینه، بخشی از معیارها را خواهد داشت و در بخشی دیگر کاستی هایی در او پیدا می شود. بنابراین همین که شخصی یکی از معیارها را نداشت، فورا از فهرست کنار گذاشته نمی شود، مگر آنکه ملاک مورد نظر، به تنهایی او را رفوزه کند.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۳۱
علی اصغر جوشقان نژاد