پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تولید ملی» ثبت شده است

چند سالی است که در یکی از مدارس قم به تدریس آمادگی دفاعی مشغول هستم. از آن جا که این درس در کنار درس هایی مانند ریاضی و فیزیک و حتی زبان و عربی و بینش اسلامی، درس درجه دو هم به شمار نمی آید، گاهی موضوع شوخی بین سایر معلمان بوده است. اما از نظر اثرگذاری، آمادگی دفاعی می تواند یکی از مهم ترین دروس دبیرستان باشد و دانش آموزان را با افزایش اعتماد به نفس ملی و ایجاد قدرت حرکت، به افرادی مؤثر در جامعه تبدیل کند.

امسال برای آن که میزان اثرگذاری درس در بین دانش آموزان را بسنجم، اقدام به برگزاری یک نظرسنجی کردم. سوالاتی بر اساس آن چه در کلاس درس می دهم آماده کردم و در اولین جلسه، قبل از شروع درس به دانش آموزان دادم. همین پرسشنامه را انتهای سال، پس از آن که امتحان دانش آموزان برگزار شد، مجددا بین دانش آموزان توزیع کردم. این پرسش نامه، بدون نام و بی اثر در نمره بوده است.

مقایسه پاسخ های دانش آموزان، نکات جالبی را به دنبال دارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود.

 

قدرت ما، قدرت آمریکا:

یکی از سوالات پرسشنامه، یک جمله ناقص بود که دانش آموزان باید آن را کامل می کردند: «آمریکا به ایران حمله نمی کند، چون....»

من پاسخ های دانش آموزان را به سه دسته تقسیم کردم:

  • دسته اول: جواب هایی که به نوعی ناتوانی آمریکا را مطرح می کرد، مانند ترس آمریکا از ایران و...
  • دسته دوم: پاسخ هایی که به نوعی نشان می داد که آمریکا می تواند اما محاسباتش نشان می دهد نباید حمله نظامی کند، مانند حمله فرهنگی به ایران، هزینه زیاد حمله نظامی و...
  • دسته سوم: جواب هایی که قدرت ایران را نشان می داد، مانند آمادگی دفاعی ایران، ایمان ما به خدا، مقاومت مردمی و...

جدول مقایسه پاسخ های ابتدا و انتهای سال، نکات جالبی دارد:

 

دسته اول

دسته دوم

دسته سوم

ابتدای سال

10

13

9

انتهای سال

9

7

23

اعتماد دانش آموزان به قدرت داخلی، افزایش چشمگیری پیدا کرده است. جالب اینجاست که بیشترین کلید واژه ای که در ابتدای سال توسط دانش آموزان در پاسخ ها تکرار شده بود، «ترس آمریکا» با 8 بار تکرار بود. در انتهای سال این کلید واژه 6 بار تکرار شد، اما در عوض کلید واژه «اقتدار یا آمادگی دفاعی ایران» به 10 بار تکرار رسید.

 

شناخت شهدا:

در پرسشنامه، از دانش آموزان خواسته شد که نام سه شهید که می توانند یک نکته درباره آنها بگویند، بنویسند. ابتدای سال، پرتکرارترین نام شهید، مربوط به شهید بابایی و شهید چمران بود که فیلم یا سریال آنها به تازگی پخش شده بود. همچنین در مجموع نام 19 شهید نوشته شد.

در طول سال، هر دانش آموز با نام یک شهید شناخته می شد و باید زندگی شهید را در یکی از جلسات در کلاس ارائه می کرد. نتیجه این کار، آشنایی همه دانش آموزان با حداقل یک شهید بود. به همین دلیل در انتهای سال، 9 شهید جدید به فهرست اضافه شده بود. البته جالب توجه آن است که نام شهید چمران و شهید خرازی بیشترین تکرار را به خود اختصاص داده بودند که به دلیل وجود زندگی این دو شهید در محدوده امتحانی دانش آموزان بود.

 

گزینه های نگرشی:

در ادامه پرسشنامه، 12 جمله آمده بود که دانش آموز با انتخاب گزینه های «کاملاً موافق، موافق، مخالف، کاملاً مخالف» نگرش خود را به موضوعات ذکر شده نشان می داد.

اگر نظرات را به دو دسته کلی موافق و مخالف تقسیم کنیم، جدول زیر نشان دهنده تغییرات نظر دانش آموزان در هر مرحله است (بعضی از دانش آموزان تعدادی از گزینه ها را پاسخ نداده اند):

 

گزاره

ابتدای سال

پایان سال

موافق

مخالف

موافق

مخالف

1

ما در یک کشور کاملاً امن زندگی می کنیم.

23

0

22

0

2

توانایی دفاعی ایران در مقابل تهدیدات موجود زیاد است.

22

1

22

0

3

در جنگ تحمیلی، ایران پیروز نهایی میدان بود.

20

2

22

0

4

سازمان ملل می تواند امنیت جهان را تأمین کند.

2

20

0

22

5

بسیجی یعنی کسی که کارت عضویت در بسیج را داشته باشد.

15

6

2

20

6

بسیج در دوران بعد از دفاع مقدس هم خدمات مهمی داشته است.

17

5

16

6

7

جنگ ما، جنگ کفر و ایمان بود.

23

0

22

0

8

اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، به نفع اسرائیل و آمریکاست و باید از آن جلوگیری کرد.

19

4

21

1

9

تماشای فوتبال، یک سرگرمی مفید است.

8

15

8

12

10

در دوران صلح باید برای شرایط جنگ آمادگی کسب کنیم.

19

3

22

0

11

من تلاش می کنم کالای ایرانی بخرم.

11

10

15

6

12

اقتصاد آمریکا، یک اقتصاد قوی و پر توان است.

18

5

12

8

 

جدول بالا نشان می دهد که کلاس در بعضی موضوعات موفق بوده است و در بعضی دیگر، نه. مثلاً تفاوت گذاشتن بین رفتار بسیجی و کارت بسییج، نسبتاً بین دانش آموزان جا افتاده است. اما اعتقاد به خدمات بسیج پس از پایان جنگ تحمیلی دچار پسرفت شده است.

در موضوعاتی مانند «ضرورت وحدت شیعیان و اهل سنت»، «ضرورت کسب آمادگی برای تهدیدات»، «خرید کالای ایرانی» و «قدرت اقتصادی آمریکا»، شاخص ها بهبود نسبی داشته اند. اما در موضوع «فوتبال به عنوان یک سرگرمی» با توجه به اینکه فرصت گفتگوی لازم در کلاس ایجاد نشد، شاخص نیز هیچ بهبودی نداشته است.

 

جمع بندی:

ما به عنوان معلم، اهمیت فرصت گفتگو با دانش آموزان را بیشتر خواهیم دانست، اگر به اثرگذاری گفتار خود بر ایشان واقف باشیم. مسئولیت سنگینی که بر عهده ماست، ناشی از همین اثرگذاری است. بر این مبنا، تمام دروس درجه یک هستند و آمادگی دفاعی و درس های مشابه، به آن دلیل که امکان گفتگوی بی واسطه پیرامون موضوعات حساس فکری و فرهنگی را ایجاد می کنند، درجه یک تر از بقیه دروس هستند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۲
علی اصغر جوشقان نژاد

زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم

کبریت های بی خطر از چین بیاوریم

آورده ایم هرچه شما فکر می کنید

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هرچند توی کشور ایران زیاد هست

ما می رویم گورخر از چین بیاوریم

آورده ایم ما نمک از ساحل غنا

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم

خشکیده است پس بدهینش به روسیه

دریای خشگل خزر از چین بیاوریم

تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بزان پای کوفتن

ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند

باید گدا و دربه در از چین بیاوریم

گویند سرّ عشق، نگویید و نشنوید

ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم

سعید بیابانکی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۱
علی اصغر جوشقان نژاد

1.

برای دریافت وام به یکی از شعب بانک مهر اقتصاد ایران مراجعه کردم. دیدم در کنار باجه‌های بانکی، اتاقکی ساخته‌اند و رویش نوشته است مشاور فقهی!

از کارکرد این مشاوره پرس و جو کردم. می‌دانید که متن قرارداد اکثر وام‌هایی که پرداخت می‌شود از نظر شرعی درست است. اما در خیلی از موارد نه وام گیرنده درست از مفاد این قراداد اطلاع دارد و نه وام دهنده. از آنجا که بسیاری از عقود شرعی با اصلاح نیت درست می‌شوند و با نیت اشتباه به وادی ربا می‌افتند، به همین دلیل اکثر وام‌ها شبهه‌ناک می‌شود. چرا که وام گیرنده اصلاً نمی‌داند این وامی که دریافت می‌کند، مثلاً قرض نیست و خرید اقساطی یک کالاست و امثال آن. این مشاوره برای این است که وام گیرنده با روحانی متخصصی که در آنجا حاضر است صحبت کند و دقیقاً متوجه نکات شرعی قرارداد خودش با بانک بشود.

کار بسیار پسندیده‌ای است. جای تشکر دارد.

2.

در هیئت فاطمیون قم، بالای غرفه‌ای که چای برای عزاداران می‌ریزند نوشته بود:

تولید ملی، سرمایه ایرانی

در این هیئت، تنها چای ایرانی تقدیم شما می‌شود.

*

حتماً دیده‌اید که بعضی‌ها عادت دارند هر جا می‌نشینند غر می‌زنند و از مشکلات خودشان و عیب‌هایی که دیده‌اند تعریف می‌کنند (مثل همین جمله‌ای که خواندید و به یکی از مشکلات اجتماعی اشاره کرد) این کار باعث می‌شود به تدریج همه نسبت به جامعه خودشان نگاه منفی داشته باشند و اعتمادشان را از دست بدهند.

اما آیا هیچ نکته مثبتی در جامعه نیست؟ آیا نکات مثبت بیش از نکات منفی نیست؟ آیا نکات مثبت قابل ذکر نیستند؟

این سوالات مدت بسیاری است در ذهن من است و معتقدم اگر خودمان را عادت بدهیم خوبی‌ها را ببینیم و تعریف کنیم، هم رضایت خودمان از زندگی بیشتر می‌شود، هم اطرافیان‌مان از این نگاه لذت خواهند برد. با نگاه درست به وقایع، می‌توان بعد از سختی‌های فراوان جمله «ما رأیت الا جمیلا» را گفت. واقعاً اگر حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کربلا جز زیبایی ندیده است، ما نمی‌توانیم روزی یک زیبایی در زندگی اطراف خودمان ببینیم و برای دیگران تعریف کنیم؟ آیا این کار، خود نوعی امر به معروف نیست؟

این نکته، مقدمه‌ای شد برای ایده‌ی راه‌اندازی یک وبلاگ یا سایت؛ جایی که هر کس نکته‌های مثبتی که در اطراف خودش می‌بیند (مثل همان دو موردی که در بالا ذکر کردم) در آنجا منتشر کند. البته اگر این انتشار در سایت یا پایگاه‌های متعدد و متفاوت هم انجام شود، قطعاً بهتر خواهد بود. اما یک محل تمرکز هم برایش مفید است.

این ایده البته هنوز به مرحله اجرا نرسیده است و احتمالاً به این زودی‌ها هم نخواهد رسید. مگر آنکه شخص دیگری آن را کامل‌تر کند و به اجرا بگذارد. اگر شما آن شخص دیگر هستید، بسم الله.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۳ ، ۱۳:۳۷
علی اصغر جوشقان نژاد

پرهنگ

کیفی خالی از غریبه، پر از فرهنگ

نوشت افزار


به مناسبت نزدیک شدن به سال تحصیلی و ایام خرید نوشت افزار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۳ ، ۱۷:۱۹
علی اصغر جوشقان نژاد
نصاب جک درب اتوماتیک، هنگام نصب، چند بار غرولند کرد که چرا ایرانی اش را خریده اید؟ ایتالیایی هایش بهترند. اصل ماجرا هم به این برمی گردد که نصب ایتالیایی ها خیلی برایشان آسان تر است. البته کیفیت شان هم بهتر هست اما خب گرانتر هم هستند.
یک بار که برای دفعه چندم غرغر کرد، گفتم همین شرکت {...} ایتالیایی، نصاب زا ایتالیا آورده است
با تعجب و گیجی گفت: یعنی چی؟
گفتم: هیچی، یک عده از ایتالیا آورده که خیلی تمیز و خوب جک های خودشون رو نصب می کنند. جزء خدمات شرکت هم به حساب میاد و رایگانه.
با ناباوری گفت: شوخی می کنی؟
گفتم: خیلی خوبه مگه نه؟!
ادای بی خیالی را در آورد و گفت: نمی دونم؟ مگه خودمون نمی تونیم نصب کنیم؟
گفتم: چطور اگر کار شما رو بدیم ایتالیایی ها، بده ولی کار تولید کننده رو اگر بدیم به اونا خوبه؟!
خندید و سری تکان داد و گفت: حرف حساب!
۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۵
علی اصغر جوشقان نژاد

13 مهر 1390 ایده فهرست سفید را عملی کردم و چنین فهرستی را پایه گذاشتم. تا حدود یک سال پیش، کم و بیش پیشنهاداتی برای به روز رسانی فهرست می رسید. به نظرم رسید لازم است مجددا آن فهرست را در معرض دید بیاورم. به همین دلیل آن را در پیوندهای بالای صفحه اضافه کردم.

این فهرست را ببینید و پیشنهاد جدید بدهید. یا در وبلاگ خودتان شبیه آن را با خوانندگان به اشتراک بگذارید.

شاید بعد از مدتی قالب جدیدی برای این کار در نظر گرفتم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۱۹
علی اصغر جوشقان نژاد

تماس تلفنی با شرکت تولید کننده نان صنعتی {...}

من: مزاحم شدم که از نکته ای در بسته بندی محصولات تون انتقاد کنم.
او (با روی باز): بفرمایید.
من: شما روی بسته بندی نان باگت تون بزرگ نوشتید «نان باگت فرانسوی» و پشت او بزرگ نوشتید «ساخته شده ایتالیا» البته اگر دقت کنیم معلوم می شه که اصل جمله «ساخته شده با تکنولوژی ایتالیا» است اما شما کلمات میانی رو به قدری کوچک نوشتید که در نگاه اول دیده نمی شن و به نظرم این نوعی توهین به ملیت ماست.
او (همچنان با روی باز و البته کمی مٍن مٍن): خب نام این نوع نان «باگت فرانسوی» است و باید بنویسیم تا مردم بدونند چه چیزی در بسته بندی هست...
من (میان صحبتش پریدم): اما آن کلمه ایتالیا که نوشته اید حکایت دیگری دارد. شما یک دستگاه ایتالیایی آورده اید. این به مردم چه ربطی دارد؟ مردم کیفیت نان را می خواهند. این که شما درشت بنویسید «ساخته شده ایتالیا» و ریز در بین آن نوشته باشید «با تکنولوژی» به زبان خودمانی می شود گول زدن مشتری و به زبان محترمانه می شود جذب مشتری و البته در هر حال کار زشتی است. یعنی ما اینقدر ذلیل هستیم که باید نان مان هم مهر ساخت ایتالیا داشته باشد تا مردم بخرند؟
او (در حالی که چند بار سعی کرد صحبتم را قطع کند): البته حق با شماست. ما هم دوست داریم نان های سنتی خودمان را با تجهیزات داخلی تولید کنیم. اما فعلا چاره ای نیست. ان شاء الله روزی برسد که شما نان سنتی شهرهای مختلف را از شرکت ما بخرید.
من: ان شاء الله ولی لطفا تا آن روز بسته بندی هایی برای تولیدات تان بگذارید که بوی توهین به کشورمان را ندهد.



شاید به این آسانی نتوانند از وسوسه استفاده از نام «ایتالیا» چشم بپوشند، اما به طور قطع اگر چند تماس اینچنین دریافت کنند، خطر بدبین شدن مشتری ها را حس خواهند کرد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۳۱
علی اصغر جوشقان نژاد

بعد از سالیانی که بازار در تصرف نوشت افزارهای بی فرهنگی بود، بالاخره طی دو سه سال تلاش چند مجموعه کوچک و بزرگ، و با یک تلاش تبلیغاتی فراوان که صدا و سیما نیز با همه شبکه‌هایش در آن نقش آفرید، تا حدی ورق برگشت. اما باید پذیرفت که تنها گوشه‌ای از این ورق برگشته و هنوز درصد بسیار زیادی از محصولاتی که به خانه مردم می‌رود، همان است که بود. تنها درصد کمی از مردم محصولات جدید با طرح‌های ایرانی اسلامی را خریده‌اند و مابقی، حداکثر دلشان خواسته بخرند و چیزی در بازار نیافته‌اند.

پس بدیهی است که این راه، هنوز ناتمام است و برای سال آینده (و البته ادامه سال تحصیلی که آن هم فروش زیادی دارد و نباید دست کم گرفته شود) باید بر تولید بیشتر و توزیع بهتر تمرکز شود تا در همه مغازه‌های لوازم التحریر، دفتری با تصویر گوسفند شبیه سازی شده ایرانی در کنار باربی بنشیند!

نوشت افزار

*

اما اگر از جبهه کاری نوشت افزار گذر کنیم، کدام جبهه فرهنگی- اقتصادی دیگر باید مورد توجه قرار بگیرد و با همکاری همه جانبه برای اصلاح آن اقدام شود؟

پاسخ از نظر من، بازار پوشاک است. آقایان مشکل کمتری دارند، اما خانم‌ها و بچه‌ها، برای خرید یک لباس مناسب که ضد فرهنگی نباشد، گاهی باید مغازه‌های زیادی را بگردند و آخر نیز با آن مدلی به خانه بروند که فرهنگی نیست اما کمتر ضد فرهنگی است. البته تمرکز بر بازار لباس زنانه و بچه‌گانه، به دلیل روحیات خاص بانوان! بسیار مشکل است و می‌توان گفت کاری که در مورد نوشت افزار صورت پذیرفت، در مقابل کاری که بازار لباس به آن نیازمند است شبیه یک بازی بوده است. بازاری که تولیدکنندگان بسیار بیشتری دارد و همچنین خرید یک قلم کالا در آن حساسیت بیشتری برای خانم‌ها خواهد داشت.

در این بین البته بازار پوشاک کودکان، ضروری‌تر و آسان‌تر است. همچنین به نوعی می‌توان کار لباس بچه‌گانه را ادامه کار نوشت افزار دانست و تبلیغات مشترکی برای هر دو انجام داد که اندکی کار را ساده‌تر می‌کند.

*

از زمانی که اهمیت موضوع نوشت افزار برای بعضی نخبگان مطرح شد تا امروز، راه زیادی در آن جبهه‌ی کاری طی شده است. راهی که برای جبهه‌ی جدید، بخشی از آن را باید طی شده دانست. اگر همین شیوه‌ی کار جهادی، برای بازار لباس کودکانه نیز مطمح نظر باشد، می‌توان امیدوار بود که طی ۴ سال آینده، اتفاقات بسیار خوبی در این بازار بیفتد.

اما نکته مهم در این میان، انحصاری نکردن بعضی تولیدات است. چه در بعضی نوشت افزارها (مانند کیف) و چه در پوشاک، به دلیل تعداد زیاد تولیدکنندگان ریز و درشت، چنانچه محصولی متولی خاص داشته باشد منتشر نخواهد شد!

سال‌ها، صنف کیف دوزان ترجیح می‌دادند به جای دارا و سارا، باربی و بن‌تن را بر کیف‌های خود بدوزند تا اسیر شکایت حوزه هنری نشوند. در رقابت بین غولی مانند حوزه هنری و لشکر موش‌ها، غول شکست خورد و این قابل پیش‌بینی بود.

همین اتفاق می‌تواند در حوزه پوشاک بیفتد. یک کارخانه لباس شکرستان تولید کند و اجازه هرگونه تحرک شکرستانی را از دیگران سلب کند! این به معنای شکست لشکر شکرستان خواهد بود. باید راه‌هایی برای حفظ درآمد و نشر فرهنگ به طور همزمان اندیشید.

صاحب این قلم، یکی دو ایده کوچک دارد که در فضای مقتضی بیان خواهد کرد.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۲ ، ۰۰:۳۷
علی اصغر جوشقان نژاد

دولت، هر رئیسی که بالای سرش باشد، بخشی از نظام جمهوری اسلامی است. حتی اگر ما رئیس جمهور را دوست نداشته باشیم، اگر به نظام علاقه‌مندیم باید بپذیریم که با ساز و کارهای موجود در همین نظام (راهبرد مراجعه به آرای مردم) دولتی روی کار آمده است که اکنون بخش اعظمی از چهره نظام ما را شکل می‌دهد و اگر ما به این دولت چنگ بیاندازیم، چهره نظام عزیزمان را خراشیده‌ایم.

دکتر روحانی مثل هر رئیس جمهور دیگری، مزایا و ضعف‌هایی دارد و مثل هر رئیس جمهور دیگری مورد حمایت رهبری است و مثل هر رئیس جمهور دیگری برای کار کردن نیازمند فضای مناسبی در جامعه است. ما چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم؟

۱- رئیس جمهور و همه اعضای دولت در درجه اول باید مورد حمایت ما باشند. یادتان می‌آید که اوایل کار احمدی‌نژاد، اگر دولت اقدامی می‌کرد بیشتر ما سعی در تحلیل خوش‌بینانه اقدام دولت داشتیم؟ به خاطرتان هست که همین «ما» اواخر کار احمدی‌نژاد هر اقدام دولت را با بدبینی بررسی می‌کردیم و احتمال هر عقل یا خیرخواهی را از آن رد می‌کردیم؟

در مقابل دکتر روحانی از هر دوی این شیوه‌ها باید پرهیز کرد. اما گرایش به خوش‌بینی بسیار بیشتر توصیه می‌شود. من وزیر فلان را خیلی نمی‌شناسم، بنای تحلیل‌هایم را می‌گذارم بر این که ایشان دارای تجربه، تحصیلات و نیت خوبی هستند و حتما در حال انجام تمام تلاش‌شان برای پیشبرد اهداف انقلاب هستند.

حمایت از دولت، به نظر من این گونه تحقق می‌یابد.

2- اگر بنا باشد به دولت (یا به معنای وسیع‌ترش به نظام) کمک کنیم، چه راهی در مقابل ماست؟ شاید پاسخ به این سوال کمی سخت‌تر باشد. من احساس نمی‌کنم که به قدر کافی قدرت داشته باشم که بتوانم به دولت کمک کنم. اصلاً زور من، به کدام سنگی که جلوی راه دولت است می‌رسد؟ گویی هیچ کدام.

اما اگر حرکت جمعی در بعضی جهات شکل بگیرد، به طور یقینی بعضی مشکلات دولت (و به معنای وسیع‌ترش خود مردم) حل خواهد شد. اگر به خرید محصولات ایرانی اهتمام داشته باشیم، اگر وجدان کاری خود را (حتی اگر شغل آزاد داشته باشیم) بالا ببریم، اگر درخواست‌های اعضای دولت را جدی بگیریم (البته اگر اعضای دولت درخواست درست و درمانی از مردم داشته باشند)، اگر هنگام کمبود بعضی اجناس، به آنها حمله نکنیم، اگر همت ارائه گزارش تخلفات به مراجع نظارتی را داشته باشیم، و ده‌ها اگر دیگر می‌تواند کمک ما به دولت (و به معنای وسیع‌ترش آینده خودمان) باشد. سهم خودمان را در کمک به دولت دست کم نگیریم.

3- انتقاد به دولت هم در حقیقت کمک به دولت است، اما انتقادی که به جا و درست بیان شود.

فلان مسئول دولت راستگویان دروغ گفت. ما هم آن را مثل سیخ در چشم دولت محترم فرو می‌کنیم. این اشکال وجود دارد اما این شیوه که ما می‌گوییم آیا به رفع مشکل کمک می‌کند یا به ایجاد شکاف بین ما و آنها؟ این مسیر آیا خراش ناشی از آن دروغ را از چهره نظام پاک می‌کند یا آن را عمیق‌تر می‌نماید؟

باید به طور جدی راه، ادبیات و شیوه‌هایی بیابیم که بتوانیم از آن طریق نظرات خود را به صورت مستمر با دولت در میان بگداریم. البته

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

دولت نیز باید بخواهد. دولت نیز باید طالب نظرات ما باشد. اما اگر نخواست هم ما باید بگوییم. البته به ادبیاتی که دولت را جری نکند. گاهی برای نجات کسی از آتش، باید فریاد زد. اما این نباید شیوه همیشگی باشد.

به هر صورت باید دقت کرد که نقد دولت از عقده‌های باقی‌مانده از انتخابات و امثال آن مخلوط نشود. هر نقدی را با پاسخ به این سوالات بسنجیم و بعد به قلم بیاوریم یا منتشر کنیم:

  • آیا هدف من از این نقد، صرفا اصلاح است؟ آیا اغراض شخصی یا اهدافی به جز اصلاح را با نوشته‌ام مخلوط نکرده‌ام؟
  • آیا ادبیات من، نشان دهنده هدف من است؟ آیا بیش از حد تند نرفته‌ام؟
  • آیا زمان گفتن این حرف، اکنون است؟ دیرتر یا زودتر گفتن این حرف مفیدتر نیست؟

و سوالاتی مشابه که ممکن است شما اضافه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد

وقتی یکی از وسیله‌های کوچک خانه خراب شد، فرزند 7 ساله ام گفت:

«بابا معلوم شد که جنس خارجی خریدی! نگاه کن چقدر زود خراب شد.»

بعد در میان لبخند من و تعجب مادرش ادامه داد:

«این دفعه دیگه ایرانی بخری‌ها»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۲۲:۵۸
علی اصغر جوشقان نژاد