پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تکلیف» ثبت شده است

در پست قبلی، نظرم را برای انتخابات ریاست جمهوری گفتم.
اما برای انتخابات شوراها، انتخاب اصلح مشکل و بلکه نزدیک به محال است. چرا که پیش فرض انتخاب اصلح، شناخت همه نامزدها و گزینش بهترین هایشان است و این به دلیل گستردگی نامزدها و ناشناخته بودنشان غیر ممکن است.
برای شورای شهر قم، با کمک دوستانی مطئمن، افرادی را که یا خود می شناختیم یا با یک واسطه ی مطمئن از کارایی و سلامت آنها اطمینان حاصل کرده ایم انتخاب کردیم که در ادامه می آید:
  1. سید محمد آتش زر
  2. محمد حسین اجرایی
  3. مجید اخوان
  4. سعید روحانی
  5. سید مهدی محدث
  6. محمدجواد خوانساری
  7. امین مقومی
  8. سیدرضا اصفهانی قلمکاریان
  9. سید داوود حاج حسینی
  10. مسیب تهوری
  11. وحید شایسته نیک
  12. مصطفی سعادت طلب
  13. سید علیرضا سید حسینی
  14. سید مهدی مقیمی
  15. عباس محمدی
  16. محمدرضا مجیدیان
  17. حسن بختیاری
  18. حسین فاکر
  19. نعمت الله عواطف رستمی
  20. حسین اسلامی
  21. عباس ذاکریان
نفر بیست و یکم با اعتماد به لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان انتخاب شد.
توضیح ضروری: قبلا نام یک خانم در لیست بود که حذف کردم. خانم ها را چه به شورای شهر!
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۱۸
علی اصغر جوشقان نژاد
کلیات:

حرکت جهادی نوروز   92 گروه خادمان ام ابیها سلام الله علیها، در منطقه چلهول استان لرستان (بین خرم آباد و پل دختر) برگزار می‌شود.

از بین روستاهای موجود در منطقه، 7 روستای هدف به ترتیب زیر شناسایی شده اند:

  1. آب پره 15 تا 20 خانوار
  2. بیشه زرده 17 تا 25 خانوار
  3. چمورت عزیزالله 12 تا 15 خانوار
  4. وره زرد 52 خانوار
  5. گز 40 خانوار
  6. احمدآباد 18 خانوار (4 بخش روستا روی هم رفته 80 خانوار دارند)
  7. لتوند برآفتاب 30 خانوار

فاصله بین روستاها نسبتاً کم است و هر صبح دو مربی مرد و سه مربی خانم به هر روستا اعزام می شوند و پیش از غروب باز می گردند. یک مربی در هر روستا، مسئولیت کل گروه پنج نفره را به عهده خواهد داشت. خواهران بر اساس برنامه ریزی خودشان به فعالیت می پردازند و تنها رعایت امنیت و هماهنگی مکان حضور و فعالیت شان با مسئول روستا خواهد بود.

به طور پیش فرض، تقسیم کار بین مربیان آقا بر اساس رده سنی مخاطبان است. به این معنا که کودکان ابتدایی با یک مربی و جوانان با مربی دیگر سر و کار خواهند داشت. رده های سنی بین این دو بر اساس توانایی مربیان و میزان رشد خود متربی تقسیم می شوند.

محل اسکان در مدرسه ای داخل روستای گز است. فعالیت عمرانی نیز در چند روستا پراکنده است.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۱۷:۵۵
علی اصغر جوشقان نژاد

movaziآیا قد علم کردن یک نهاد خصوصی در مقابل ارگان های دولتی خوب است یا نه؟ مثلا آیا اگر آموزش و پرورشی داریم که از کارش راضی نیستیم، راه بیفتیم و یک سیستم آموزشی دیگر تاسیس کنیم و سعی کنیم با شیوه انقلابی! آن را اداره کنیم! باعث اصلاح سیستم آموزشی می شویم؟

یا مثلا آیا اگر در مقابل جشنواره فیلم فجر، جشنواره فیلم مردمی عمار را علم کنیم و در مقابل نمایشگاه رسانه های دیجیتال، نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی را، موجب بهبود فضای مجازی و سینما خواهیم شد؟

آیا این گونه مقابله با ارگان های دولتی به صواب است یا خطا؟

*

وقتی نهادهای حاکمیتی در حوزه ای مسئولیت دارند و وظیفه خویش را به درستی انجام نمی دهند، ممکن است به خاطر اهمیت آن حوزه نتوانیم انحرافش را تحمل کنیم و به دنبال راهی برای اصلاح باشیم.

معمولا راحت ترین شیوه، راه اندازی نهادی موازی است که در مقابل نهاد دولتی جوانه بزند و رشد کند.

با توجه به غرور ارگان های دولتی، این اقدام باعث اصلاحشان نخواهد شد. ارگان دولتی به جوانه رقیبش به چشم تحقیر می نگرد و یا از قوه جبر برای زمین زدنش سود می برد یا اصولا وقعی به چنین امور سخیفی! نمی گذارد.

اگر به هر صورت آن جوانه ی موازی رشد کند و به قدری بزرگ شود که نهاد دولتی احساس خطر کند، باز هم به دنبال اصلاح خود بر نخواهد آمد. بلکه یا تمام تلاش خود را برای ایجاد انحصار قانونی و شروع دعوای حقوقی مصروف خواهد کرد یا همچنان سر خود را با تمام قدرت در زیر برف نگه خواهد داشت.

اگر از پس بازی های حقوقی، (به دلیل پشتوانه مردمی یا قدرت های سالم و ناسالم دیگر) نهاد رقیب همچنان بتواند خویش را حفظ کند، احتمالا یک نمونه فعالیت سالم را به نمایش خواهد گذاشت و در مقابل یک ارگان رسمی دولت را از کار خواهد انداخت. حالا چنین اتفاقی خوب است یا بد؟

*

به نظر نگارنده، دراکثر موارد، از کار انداختن یک ارگان دولتی ناصواب است. به طور عمومی می توان گفت یک نهاد خصوصی نباید کاری را که دقیقا در شرح وظایف فلان ارگان دولتی است آغاز کند.

به عنوان نمونه حضرت آقا در دیدار با هیئت دولت چنین فرموده اند:

در دولت نباید کارهاى موازى انجام بگیرد. کار موازى چند عیب دارد: اولاً هزینه‌ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‌ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‌گیرى‌ها به وجود مى‌آید - وقتى دو دستگاه مسئول یک کارى هستند، این یک تصمیم میگیرد، آن هم یک تصمیم دیگر میگیرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث می شود. فرض کنید توى فلان مسئله‌ى اقتصادى یا مسئله‌ى فرهنگى یا مسئله‌ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یک مشکلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى کار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت - یعنى قوه‌ى مجریه - و بعضى از دستگاه‌هاى بیرون از قوه‌ى مجریه، یک جاهائى بعضى موازى‌کارى‌ها هست. همه‌ى تلاشمان این است که بلکه این موازى‌کارى‌ها را یک جورى حل کنیم، اصلاح کنیم، علاج کنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‌کارى‌ها به وجود بیاید. حالا یک موارد خاصى هست؛ اما کلى‌اش این است که موازى‌کارى خوب نیست.

این فرمایشات، در مورد موازی کاری در دولت است، اما علاوه بر آنکه اشکالات موازی کاری در داخل و خارج دولت یکسان است، اشاره هایی نیز به موازی کاری دولت و نهادی در خارج از آن در این کلام وجود دارد.

همچنین به این نکات حضرت آقا در دیدار با سازمان تبلیغات توجه کنید:

سازمان تبلیغات اسلامى و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى باید از انجام کارهاى موازى بپرهیزند و هر یک به طور مشخص وظایف ذاتى خود را انجام دهند. البته نباید حوزه هنرى را دست بزنید، چون تشکیلاتى است که روى آن خیلى کار شده و حقى هم به هنر مذهبى و دینى دارد و باید به عنوان یک پایگاه، همیشه حزب اللهى بماند و در کار نفوذ ارزشها و معارف دینى در بدنه هنر، از همه جلوتر باشد.

دقت کنید که حضرت آقا اولا از موازی کاری بر حذر می دارند و ثانیا حفظ حوزه هنری را هم به آن خاطر که «خیلی روی آن کار شده است» لازم می دانند. یعنی نه آنکه چنین موازی کاری واضحی که بین حوزه هنری و وزارت ارشاد وجود دارد خوب باشد، اما حالا که چنین ارگانی ایجاد شده و این همه رشد کرده است، آن را حفظ کنید. ثالثا بلافاصله برای تفکیک وظایف و حداقل کردن موازی کاری تلاش می کنند و فعالیت حوزه هنری را به هنر مذهبی و دینی محدود می نمایند.

به نظر شما اگر حوزه هنری به تازگی تشکیل شده بود، حضرت آقا آن را از سایر موازی کاری ها استثنا می کردند؟ به عبارت دیگر آیا این تشکیلات -فارغ از میزان زحمتی که تا کنون برایش کشیده شده است- ذاتا ضروری است؟

*

به همین نسبت احساس می کنم که راه اندازی برنامه هایی مثل نمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی که دقیقا در مقابل نمایشگاه رسانه های دیجیتال راه افتاده است، منطقی و صحیح نیست. چه بسا راه اندازی خود «مجمع فعالان فضای مجازی» نیز (آنگونه که اکنون فعالیت می کند) موازی مرکز رسانه های دیجیتال باشد و شاید با شیوه و اهداف دیگری بتوان حضورش را ضروری دانست.

*

دیدار اخیر حضرت آقا با جشنواره فیلم مردمی عمار نیز (که به طور واضحی در مقابل جشنواره فیلم فجر راه افتاده است) نمی تواند توجیهی برای اقدامات مشابه باشد. چه آنکه:

1- حضرت آقا با حوزه هنری نیز دیدار کرده اند و آن فرمایش ها را داشته اند، پس اصل دیدار دلیل چنین امری نیست.

2- به نظر می رسد که اساسا جشنواره فیلم عمار، حوزه ای از سینما را پوشش می دهد که در حوزه اهداف جشنواره فیلم فجر نیست: «سینمای مردمی»

3- ممکن است به دلایلی در حوزه سینما، چنین راه حلی ضروری باشد و این از همان موارد استثنا به شمار آید.

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۱ ، ۰۱:۵۹
علی اصغر جوشقان نژاد

فعالیت فرهنگی نیازمند هم افزایی است. اگر هر نهاد فرهنگی، ساز خودش را (بدون توجه به دیگران) بزند، صدای ناسازی تولید می شود که همه را فراری خواهد داد.

اثرگذاری کار فرهنگی مرهون هم گرایی آن است. خانه، مدرسه، تلویزیون، رادیو، اینترنت و... هر کدام پیام هایی به مخاطب خود منتقل می کنند. هر اندازه این پیام ها همگراتر باشند، اثرگذارتر خواهند بود.

*

حالا خود را به جای یک مسئول فرهنگی بگذارید. چگونه می توان هم گرا و هم افزا بود؟ آیا نهادی وجود دارد که سیاست گذاری، تعیین مصادیق و تقسیم وظایف دقیقی در حوزه اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، مدارس، دانشگاه ها و حتی خانه ها داشته باشد؟ بدیهی است که چنین نهادی نداریم. پس چگونه و با چه چیزی هم گرا شویم؟

هر کدام از این حوزه ها، مسئولینی دارند و درون خود سیاست گذاری هایی خواهند داشت. آیا ما باید به این سیاست ها اعتماد کنیم؟ مثال عینی و عملی:«آیا لازم است به عنوان یک فعال فرهنگی فضای مجازی به سیاست ها و تصمیم گیری های کمیته فیلترینگ (به عنوان یکی از مسئولین حوزه اینترنت) اعتماد کنیم و طبق توصیه های آنها پیش برویم؟»

اگر به مسئولین هر حوزه اعتماد نکنیم، لاجرم هر کدام از ما با نگاه و سیاست خودمان پیش می رویم و در نتیجه، هم گرایی ضعیف تر می شود. بدیهی است وقتی هر کدام از ما نتوانسته ایم به سیاست های مسئولین بالا دستی اعتماد کنیم، نخواهیم توانست به نظرات متکثر سایرین نیز تمسک کنیم تا به هم گرایی دست پیدا کنیم.
از دیگر سو اگر به مسئولین این حوزه ها اعتماد کنیم، نمی دانیم با آنچه از نگاه ما اشتباه است چه کنیم.

در نتیجه اگر با شور و حرارت بر نظر خود پافشاری کنیم، راه حل اول را برمی گزینیم و نظر مسئولین را کنار می گذاریم. اگر به نظر خود شک داشته باشیم، یکی به نعل و دیگری را به میخ خواهیم زد. و اگر بی نظر باشیم یا نظر مسئولین را بپسندیم، آن را مبنای عمل خود قرار خواهیم داد.

اینچنین، جزیره های فرهنگی شکل می گیرند. هر کدام در محدوده مخاطبان خود رشد می کنند و برای حل تناقض های خود با دیگر جزیره ها، آنها را تکذیب می کنند. در نتیجه به جای حرکت های هم گرای فرهنگی، شاهد واگرایی روز افزون خواهیم بود.

*

سوال اول (بارم 20 نمره): راه حل چیست؟ آیا لازم است از هم گرایی به نفع آن چه صلاح می دانیم چشم بپوشیم؟ یا باید بخشی از نظرات شخصی خود را فدای هم گرایی کنیم؟

سوال دوم (بارم باز هم 20 نمره): به عنوان مثال اگر شما مسئول کمیته فیلترینگ بودید، دقیقا چه معیاری را برای فیلترینگ در نظر می گرفتید؟ لطفا معیاری بیان شود که قابل تشخیص باشد و موجب هم گرایی شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۱ ، ۰۷:۵۴
علی اصغر جوشقان نژاد

شبکه وبلاگ نویسان راز دل، در زمستان سال 90 اقدام به برگزاری اقتراحی با موضوع جهادی کرد و ما (اعضای این شبکه) استقبال نسبتاً خوبی از این اقتراح نشان دادیم. وقتی اقتراح دوم این شبکه در ابتدای تابستان سال جاری اعلام شد، با توجه به دستور مقام معظم رهبری به «حمایت از کار و سرمایه ایرانی» انتظار استقبالی بسیار پرشورتر (از خود و دیگران) داشتم اما با کمال تعجب، امروز که آخرین مهلت شرکت در این اقتراح است با برهوت مطلب در این زمینه مواجهیم.

ما ولایت مدار هستیم و رهبر ما به هر دلیلی نامی را برای سال جاری انتخاب کرده است. اگر مدیران راز دل نیز اقتراحی با این موضوع برگزار نمی کردند، باز هم لازم بود ما در این زمینه بسیار بنویسیم. اما هیچ کدام مان چنین نکرده ایم.

چرا؟ آیا ولایت مداری ما زیر سوال است؟ آیا موضوعی مهم تر پیش آمده است؟ آیا اطلاعات کافی در این زمینه نداریم؟ آیا چند بار قطع شدن شبکه در این موضوع موثر بوده است؟ آیا فرصت کافی نداشته ایم؟ آیا...

هر چه بوده، به نظرم جای جبران داشته باشد. بنابراین از مدیر محتوایی شبکه می خواهم این اقتراح را تمدید کند.

*

البته بعضی کارها کرده ایم مثل این مطالب در وبلاگ و این صفحه در پلاس! اما به هر حال درخور نبوده است.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۱ ، ۱۶:۵۸
علی اصغر جوشقان نژاد

اگر مبارزه های جامعه اسلامی را به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم کنیم، مبارزات درونی جامعه پیچیده تر و طولانی تر خواهد بود. هنگامی که یک دشمن بیرونی در مقابل ما قرار گرفته باشد، طیف های مختلف جامعه همگرا می شوند و در مقابل آن می ایستند. اما در مبارزات درونی، دشمن واقعی به راحتی مشخص نمی شود و همین مسئله، ابهام را بیشتر و اتحاد را کمتر خواهد کرد.

در مبارزات درونی چه باید کرد؟

شاید مهمترین مسئله در مبارزات درونی جامعه، شناختن مرز بین نفاق و ضعف ایمان است. بعضی افراد در جامعه دچار سست ایمانی هستند و به همین دلیل مواضع و عملکردی اشتباه در کارنامه آنها دیده می شود، حال آنکه بعضی دیگر این مواضع را از روی نفاق درونی خود اتخاذ کرده اند. آیا باید هنگام مواجهه با این دو گروه یکسان برخورد کرد؟

به نظر نگارنده، مهم تر از مبارزه با نفاق، مبارزه نکردن با دیگر مومنان است. چه اینکه در زمان رسول اکرم نیز، با بسیاری از منافقان هرگز به معنای مصطلح ما مبارزه نشد. نه آنکه نفاق نیازی به مبارزه ندارد، بلکه مبارزه با نفاق بسیار با کفر ستیزی متفاوت است.

تفاوت های مواجهه با کفر، نفاق و ضعف ایمان:

در مبارزه با دشمن خارجی، لازم است دشمن به وضوح شناخته و معرفی شود. اما در مبارزه با منافقان، چه بسا نباید او را با عنوان منافق علم کرد.

در مبارزه با دشمن خارجی، تیر مستقیم به سمت دشمن شلیک می شود و حذف او در مقابل نظر قرار دارد. اما در هنگام مبارزه با منافقان، تنها با روشنگری و آموزش دقیق ایمان و آموزه های ایمانی می توان پیروز شد. حمله کردن به منافقان معمولاً دردی را دوا نمی کند و حتی با پاسخ های ایشان همراه می شود که به پیچیدگی بیشتر شرایط می انجامد.

از دیگر سو، افراد سست ایمان نباید به خاطر این ضعف درونی شان از بین مومنان طرد شوند. هر چند تحلیل های اشتباه و عملکردهای مخالف مصلحت از سست ایمان ها سر می زند، اما لازم است با سعه صدر بالا پذیرفته شوند و در دایره وسیع خودی ها قرار گیرند.

شاید یکی از ابعاد آیه شریفه «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» همین نکته است. در بیان رهبری معظم نیز، کلید واژه «جذب حداکثری» چنین معنایی را به ذهن متبادر می سازد.

با این روش، نیازی به قضاوت در مورد نفاق یا ضعف ایمان افراد نیز نخواهد بود. یکی از لغزشگاه هایی که به طور معمول مومنان در آن می غلتند، قضاوت نابه جا در مورد سایرین است. اگر نحوه برخورد ما با منافقان و مومنان سست ایمان، تا حدود زیادی مشابه باشد، طبیعتاً نیازی به قضاوت نداریم. در هر دو حالت باید با گشاده رویی اقدام به تذکر دلسوزانه کنیم و آموزه های ایمانی صحیح را گسترش دهیم؛ بدون آنکه کسی را به آسانی از دایره مومنان بیرون بیاندازیم.

*

پی نوشت:

1. طبیعتاً برای یافتن مصداق منافق به هیچ وجه نباید به سراغ منافقینی که در اردوگاه اشرف اسکان داشتند رفت. چه اینکه اینان «دو رو» نیستند و ظاهر و باطن شان یکی است؛ خراب.

2. یکی از بهترین نمونه های مواجهه با منافقان، رفتارهای شهید مظلوم بهشتی است با بنی صدر. البته به یاد داشته باشید که در آن برهه، شهید بهشتی و بنی صدر اینگونه که ما اکنون می شناسیم شناخته شده نبودند.

3. جهت حفظ امانت: جرقه این نوشته با شنیدن یکی از سخنرانی های حجت الاسلام پناهیان زده شد که به طور گذرا دوران مبارزه جامعه اسلامی را به سه دوره مبارزه با کفر، مبارزه با نفاق و مبارزه نکردن مومنان با یکدیگر تقسیم کردند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۱ ، ۲۰:۰۴
علی اصغر جوشقان نژاد

اول:

امیر حسن سقا (که پیش از این نمی شناختمش) به خاطر نوشته ای در وبلاگش، بازداشت و محکوم شده است. نوشته ی او در مورد برادر رئیس دستگاه قضاست و همین نسبت فامیلی، انتقادات به برادران لاریجانی را بیشتر می کند.

بسیاری از وبلاگ نویسان در این مورد مطالبی نوشته اند. دو نکته در این نوشته ها برای من بیشتر نمود داشت: اول انتقاد به قوه قضائیه که «چرا حزب اللهی ها را محدود می کنید و نمی گذارید انتقاد کنند» و دوم نظرات مخالفان که تلاش دارند از این مسئله درون خانوادگی، ماهی خود را صید کنند و می گویند «اگر شما طرفدار جمهوری اسلامی هستید، بپذیرید که این هم نتیجه ی همان جمهوری اسلامی است»

دوم:

بارها شنیده ایم اما یک بار دیگر نیز بخوانیم:

امیرالمومنین، زره خود را در دست یک یهودی دیدند و نزد قاضی طرح دعوا کردند. حکم به نفع یهودی صادر شد!

چرا؟  آیا حق با علی نبود؟ یا قاضی اشتباه کرده بود؟

هیچ کدام. ساز و کار قانونی و شرعی که برای این کار وجود داشته، هر چند بهترین ساز و کار ممکن به نظر می آید اما به هر حال ضعف هایی ذاتی دارد که در این مورد نتیجه غلط می دهد.

ظاهراً اگر امیرالمومنین علیه السلام نارضایتی خود را در رسانه های عمومی!! فریاد می کرد، حق داشت. اما او چنین نکرد و حکم را با گشاده رویی پذیرفت.

سوم:

حق با قوه قضائیه است یا وبلاگ نویس ها؟ نمی دانم.

اما آنچه می دانم اشتباه استراتژیک ما در مقابل این ماجراست.

حق انتقاد باید برای همه (و نه فقط حزب اللهی ها) محفوظ باشد. عدالت نیز باید برای همه (و نه فقط وبلاگ نویسان) اجرا شود. اما از دیگر سو، همه (و نه فقط سبزها، بعد از شکست در انتخابات) باید به قانون گردن بگذارند. غرغرهای بعد از حکم قانونی، بیش از هر چیز به ضرر آرمان ماست.

این البته به معنای نفی نقد نیست. اما باید توجه داشت که قوه قضائیه به دو عنصر مهم نیازمند است: اقتدار و اعتماد. البته واضح است که بخش عمده این اقتدار و اعتماد از طریق عملکرد خود دستگاه قضا فراهم می شود. اما فضای رسانه ها نیز به شدت بر این دو اثرگذارند.

به بخشی از فرمایش مقام معظم رهبری دقت کنید:

نباید قوّه‏ ى قضائیّه را تضعیف کرد. قاضى‏ براى اینکه بتواند در جایگاه پیغمبر، درست و با استقرار بنشیند و عمل کند، احتیاج دارد که مورد حمایت نظام باشد؛ باید احساس کند که حمایت و تقویت مى‏ شود و در چشم مردم داراى منزلت است. قاضى، منزلت در نظر عموم و حمایت از سوى مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهاى غیر منطقى و خصمانه و عیب‏جویانه و احیاناً با انگیزه‏هاى سیاسى به سمت قوّه‏ ى قضائیّه باز شد به این هر دو نیاز ضربه خواهد خورد: قاضى و دستگاه قضاء از چشم مردم مى ‏افتد و حمایت مسئولان را هم از دست مى ‏دهد. آن‏وقت ما چطور در این فضا توقّع داشته باشیم که قاضى بیاید با شجاعت بایستد و یک ظالم و متخلّف از قانون را- که هم زور و هم زر دارد- به پاى میز محاکمه بکشاند و هیچ‏گونه تحت تأثیر او قرار نگیرد؟ این کار، آسان نیست. اگر ما بخواهیم قاضى این شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد که چنین بارهاى سنگینى را که از او توقّع داریم، بردارد، باید او و دستگاهى را که حامى اوست، اوّلًا مورد حمایت قرار دهیم؛ ثانیاً منزلتش را در چشم مردم حفظ کنیم.

چهارم:

عدالت خواهی، از پایه های انقلابی بودن ماست. اما حضرت آقا در زمینه ی روش عدالت خواهی نکته ای شنیدنی داشته اند که کمتر شنیده شده است:

شما مى ‏گوئید که ما شعار عدالت مى ‏دهیم؛ دانشجو را مى ‏گیرند، اما آن کسى را که به عدالت صدمه زده، نمى ‏گیرند. قوه‏ ى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان.

خوب، اینجا شما باید زرنگى کنید؛ یک ‏لحظه از درخواست و مطالبه‏ ى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ ى این فکر هم با همه ‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمد اللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛

شما زرنگى ‏تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏ سازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه مى ‏کنید، اولًا احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مى ‏بینم دیگر. من مواردى را مشاهده مى‏ کنم- نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون- که روى یک مصداق خاصى تکیه مى‏ کنند؛ یا به‏ عنوان فساد، یا به عنوان کج‏ روى سیاسى، یا به‏ عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلًا اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى ‏بینم این‏جورى نیست و آن کسى که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است.

بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تکیه مى‏ کنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‏ اى به دست مى‏ دهید براى اینکه آن زرنگ قانون‏ دانِ قانون‏ شکن -که من گفته‏ ام قانون‏ دان هاى قانون‏ شکن خطرناکند- بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‏ اى مى‏ توانید بکنید؟ اگر یک نفرى به‏ عنوان مفترى یک شخصى را معرفى کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ ى قانونى، آن قاضى را ملزم به انجام یک کارى مى‏ کند؛ لذا نمى‏ توانیم از او گله کنیم. شما زرنگى کنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتى پرچم را بلند کردید، آن کسى که مجرى است، آن کسى که در محیط اجراء مى‏ خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را مى‏ کنند. آن کسى هم که فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمى مى‏ کند و کار پیش خواهد رفت.

بنابراین به نظر من مشکلى در کار شما نیست؛ شما جوان هاى مؤمنى هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى که داده مى ‏شود، بعد از اتکال به خداى بزرگ که همه ‏ى دلها و زبانها و اراده‏ ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.

در ادامه: در این رابطه، نوشته جناب میثمی در تریبون را پسندیدم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۱ ، ۰۰:۲۲
علی اصغر جوشقان نژاد

عنوان سال 91 ما را هدایت می کند تا با (مصرف) تولید ملی، حمایت (عملی) از کار(گر) و سرمایه (دار) ایرانی را نشان دهیم. اما چرا باید این کار را انجام داد؟

در متن زیر تلاش شده است با نگاه های مختلف، پاسخ هایی کوتاه به این سوال داده شود.

حضرت آقادلیل ولایت مدارانه

وقتی حضرت آقا نامی را برای سالی انتخاب می کنند، حتماً با اطلاعات دقیقی که از اوضاع کشور و بلکه جهان دارند، می دانند این نکته باید مورد توجه همه قرار بگیرد تا سریع تر به سمت آرمان ها حرکت کنیم. نام سال 91 هم از این قاعده مستثنی نیست و همین که مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته اند، کافی است تا آن را رعایت کنیم.

دلیل عاقلانه

افزایش رونق کسب و کار به نفع همه مردم است. ولی این رونق نه با شعار، که با حمایت مردمی افزایش پیدا می کند. اگر من و شما از کارگر و سرمایه دار کشور خودمان حمایت نکنیم، چه کسی حمایت خواهد کرد؟

دلیل منطقی

اگر منطقی نگاه کنیم، در بسیاری از کالاها خرید خارجی یعنی دور ریختن پول. وقتی شما مواد خوراکی یا اقلام بهداشتی (مثل خمیردندان) یا لوازم مصرفی مثل باتری را از مارک های خارجی انتخاب می کنید یعنی محصولی را خریده اید که بعد از تولید، مدتی در مسیر بوده است تا به ایران برسد، مدت (نامعلوم) دیگری در گمرک بوده تا ترخیص شود، بعد از آن مدتی در اختیار عمده فروش و بعد از آن فروشنده بوده و حالا شما خریده ای. واضح است که از طراوت و تازگی محصول کم شده است و در مواردی (مثل باتری) در حقیقت شما پول مبارکت را برای خرید محصولی داده ای که بخشی از کارایی خود را از دست داده است.

همه انواع محصولات بی کیفیت چینی را نیز به این فهرست اضافه کنید. بعد فواید خرید محصول داخلی را نیز در کنار این مضرات بگذارید و حاصل جمع را محاسبه کنید.

دلیل اقتصادی

هر محصول وارداتی که شما در کنار خودتان می بینید (از همین مانیتوری که جلوی رویتان است تا کاغذ خارجی که کتاب هایتان روی آن چاپ شده) نیازمند یک صادرات بوده است. یعنی اگر می خواهیم چیزی وارد کنیم، نیازمند ارز هستیم و مهمترین راه ورود ارز به کشور ما، صادرات (نفتی و غیر نفتی) است. از طرف دیگر صادرات نفتی یعنی فروش اصل سرمایه و صادرات غیرنفتی یعنی فروش نتیجه سرمایه. بدیهی است که نباید به پول صادرات نفتی دل خوش کرد. یعنی حتی اگر بخواهیم واردات پایدار!! هم داشته باشیم، باید صادرات غیر نفتی را افزایش دهیم.

دلیل حسابگرانه

دو دو تا چهارتا! بچه من چند سال دیگر نیازمند کار است و من باید برای شغل آینده او سرمایه گذاری کنم، یک سرمایه گذاری بلند مدت. اگر بتوانم تعداد زیادی کارخانه را سر پا نگهدارم تا فرزند دلبندم هر گاه که نیازمند کار بود گزینه های زیادی برای انتخاب داشته باشد بهتر است. و البته این کار هزینه ای بیش از سرمایه موجود من نیاز دارد. مگر آنکه من با همه مردم کشورم مشارکت کنم و همه متعهد شویم محصولات ایرانی بخریم تا کارخانه ها به کار خود ادامه دهند و فضای کار آینده فرزندانمان را تضمین کنند.

دلیل اخلاقی

مگر نشنیده اید که چند برابر مالی که در راه خدا انفاق شود به صاحب مال بر می گردد؟ یک کالای ایرانی را که می خری، حتی اگر به نظرت کیفیت-قیمت متناسبی ندارد، نیت انفاق در راه خدا کن. بگو خدایا من به نیت رضایت تو این محصول را می خرم. خدا حتماً عوضش را خواهد داد.

دلیل دینی

خدا نمی خواهد راهی برای تسلط کافران بر مومنان وجود داشته باشد. ما توانسته ایم راه تسلط سیاسی و نظامی را مسدود کنیم. حالا نوبت بستن راه تسلط اقتصادی است. بسم الله

یک شهید جهادگردلیل جهادی

یک عمری از شهدا دم زده ایم و در حمایت از رهبری شعار داده ایم؛ حالا که پای جهاد رسیده است، بهانه نیاوریم که «گران می دهند» یا «کیفیت ندارد» اولا خیلی از محصولات قیمت و کیفیت مناسبی (یا متناسبی) دارند، ثانیا اگر هم نداشته باشند باید گذاشت به پای تیر و ترکش های جهاد اقتصادی. خب جهاد بدون جانبازی و شهادت که نمی شود!!

دلیل میهن پرستانه

سرزمین آریایی ما برای رسیدن به قله های جهانی نیازمند همکاری تک تک هم میهنان وطن پرست است. اگر هر یک از ما، تولیدات هم وطن مان را بر تولیدات بیگانگان ترجیح دهیم، شرایط را برای آبادانی میهمن مان آماده کرده ایم.

دلیل تجربه گرایانه

کشور ژاپن بعد از جنگ جهانی دچار شرایط بد اقتصادی شد. راهکار خروج از آن شرایط افزایش تولیدات داخلی بود. مردم ژاپن برای آن که کشورشان را از پیچ پیشرفت بگذرانند، به خرید محصولات داخلی روی آوردند. حتی هندوانه های زرد و بی آب ژاپنی بیش از هندوانه های سرخ و آبدار خارجی (ایرانی) فروش می رفت تا کشاورز ژاپنی بتواند به کار خود ادامه دهد.

همه این پیشرفت اقتصادی ژاپن مرهون همین از خود گذشتگی مردم است. هر چند، مدتی محصولات بی کیفیت مصرف کردند و حتی عده ای با تولید بی کیفیت سعی در کسب سودهای زیاد کردند، اما در نهایت شرایط به نفع مردم تغییر کرد و حالا ژاپن همان است که می شناسید.

دلیل جامعه شناسانه

بسیاری از آسیب های اجتماعی محصول بیکاری جوانان هستند. اگر قرار باشد آسیب های اجتماعی کاهش پیدا کنند، نیازی نیست کلاس های آموزشی برگزار شود، بلکه کافی است شرایط کاری مناسب برای همگان ایجاد گردد. در نتیجه انگیزه ها تقویت می شود، خانواده ها با نشاط می ماند و آسیب های اجتماعی کاهش می یابد.

من نام لم ینم عنهدلیل دشمن ستیزانه

دشمن قصد جدی کرده است که از ناحیه اقتصاد به ما ضربه بزند. باید در مقابل او ایستاد. نباید گذاشت از هیچ منفذی راه ضربه زدن بیابد. بهترین راه برای جلوگیری از ضربه های دشمن، خود کفایی اقتصادی است که از طریق تقویت تولید ملی به دست خواهد آمد.

دلیل رو کم کنانه

باید روی چینی ها را کم کرد که این همه محصولات بنجل می فرستند و ما هم با اشتهای فراوان همه را می خریم. اگر قرار به بنجل ساختن باشد که دست خودمان چلاق نیست. حالا که کار به اینجا رسیده است محصول با کیفیت تولید می کنیم و کالای داخلی می خریم تا به این چشم بادامی ها ثابت کنیم بهتر از آنها می توانیم.

دلیل جاهلانه

کفر آدم در می آید وقتی می بیند این کافرهای هیچ چیز نفهم پشت سر هم جنس می فرستند توی ایران. انگاری که یک بازار پیدا کرده اند به جمعیت 85 میلیون و حالا هم دارند خدایی می کنند. باید به این از خدا بی خبرها نشان داد که مسلمان ها اگر بخواهند بهتر از آنها می توانند.

دلیل کافرانه

خدا هم که وجود نداشته باشد، قیامتی هم که در کار نباشد، همه چیز هم که در همین دنیا ختم شود، باز هم راحتی آدم ها در این نیست که الان یک چیزی به جیب بزنند و بعد را بی خیال شوند. راحتی در آن است که تصمیمی بگیریم که علاوه بر تأمین موقت نیاز فعلی، شرایط را در بلند مدت اصلاح کند و جامعه را بعد از مدتی بهبود ببخشد. حالا فرض کنیم من محصول خارجی درجه یکی خریدم و امروزم را خوش گذراندم، در بلند مدت با ساختار خراب اقتصادی جامعه، من هم متضرر خواهم شد. خدا هم که وجود نداشته باشد، عقل حکم می کند سود بلند مدت را بر سود گذرا ترجیح دهم.

حضرت آقادلیل ولایت مدارانه
وقتی حضرت آقا نامی را برای سالی انتخاب می کنند، حتماً حکمتی دارد... عمل کنیم
دلیل شما
می شنوم...
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۱ ، ۰۸:۴۳
علی اصغر جوشقان نژاد

سال 91 مانند چند سال گذشته نامی اقتصادی یافت تا بدانیم این عرصه، محل جهاد است. سال گذشته مقادیر معتنابهی در مورد تولید ملی نوشته بودم که اکنون در دسترس است. اما در سال جاری من و شما چه می توانیم انجام دهیم؟

1- اولین کاری که هر انسانی در مقابل دستور ولی امر خود می تواند انجام دهد، شعر ساختن درباره آن یا شعار دادن نیست. اولین کار اجرا کردن آن دستور است. بنابراین از هم اکنون خرید کالای خارجی را جزء «اعمال قبیحه» بدانیم مگر آنکه در یافتن مشابه ایرانی اش بمانیم.

2- طبیعتاً اگر همه به بند اول عمل کنند نیازی به بندهای بعدی نیست. اما چون بعضی تصورات اشتباهی از فرمایش آقا پیدا می کنند، بر من و شما فرض است که یک رسانه تحلیل گر باشیم. نه آنکه فقط در وبلاگ خودمان بنویسیم؛ بلکه در بین فامیل و آشنا و غیره و ذلک بحث خرید کالای ایرانی را راه بیندازیم و (با مطالعات قبلی) سعی در تبیین این فرمایش حضرت آقا داشته باشیم.

3- انتشار فهرست سپید، به نظر من تبلیغی مناسب است. من سال گذشته یک بار چنین کاری انجام دادم و از نتیجه آن (در حد وسع ریز وبلاگ خودم) راضی بودم. شما هم از این ایده استفاده کنید.

4- خوب است با شرکت های تولید کننده ایرانی تماس بگیریم. که چه بشود؟ اول اینکه آنها را دلگرم کنیم و دوم آنکه پیشنهادهایی برای بهبود محصولاتشان به ایشان بدهیم. مثلا با شرکت تولید ماشین لباس شویی تماس بگیریم و از او ایجاد امکان آبکشی شرعی طبق نظر مراجع را بخواهیم. یا از گوشی جی ال ایکس تقویم شمسی و اوقات اذان را طلب کنیم. اینگونه پیشنهادها که مطابق الگوی زندگی خودمان است، به کالاهای ایرانی مزیت رقابتی خوبی در مقابل کالاهای خارجی خواهد داد.

حساس بودن نسبت به تولیدات ملی چه در هنگام خرید و چه در مواجهه با دیگران، شاه کلید موضوع است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۱ ، ۱۹:۵۰
علی اصغر جوشقان نژاد

من در قم زندگی می کنم و در قم هم رأی خواهم داد. قم 3 نماینده دارد که از بین 42 نامزد انتخاب می شوند. از این 42 نفر، کمتر از ده نفر شناخته شده اند و راهی برای شناخت مابقی وجود ندارد.

1- علی لاریجانی

2- حجت الاسلام علی بنایی

3- حجت الاسلام رضا آشتیانی

که هر سه نمایندگان فعلی قم هستند.

4- حجت الاسلام مجتبی ذوالنور که جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بوده است.

5- احمد امیرآبادی فراهانی که در شورای شهر قم بوده است.

و دو شهردار سابق قم:

6- محمد وکیلی

7- محسن عابدینی پور

اعتراف می کنم که انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، سخت تر از همه انتخابات هایی است که تا کنون شرکت کرده ام. با این همه باید از بین همه گزینه ها، بهترین ها را انتخاب کرد:

1- اولین گزینه ای که برای انتخاب او به قطعیت رسیدم، حجت الاسلام ذوالنور است. سابقه و سلقیه سیاسی او را می پسندم. هر چند گاهی تند روی هایی داشته است، اما اکنون مدتی است که بیشتر بر مسیر اعتدال حرکت می کند.

2- حجت السلام آشتیانی را فردی «بسیار خوب اما بی اثر» می دانستم. لذا قصد رأی دادن به او را نداشتم. تا آنکه از دو منبع جدا گانه (یکی از معتمدینم و یکی از نمایندگان سابق مجلس) شنیدم که ایشان بی سر و صدا اثر گذار بوده اند. بر اساس این گفته ها (که آن را قابل اعتماد یافتم) جناب آشتیانی هر چند هیچگاه در مقابل دوربین و خبرنگاران تحرکی نداشته است، اما طرف مشورت بخشی از نمایندگان بوده است و آثار پشت صحنه داشته است.

*

انتخاب گزینه سوم بسیار مشکل بود. به همین دلیل به روش حذفی رو آوردم. به نظر من خالی گذاشتن برگه رأی کار درستی نیست. به همان دلیلی که باید تحقیق کرد و اصلح را برگزید، باید به تعداد مورد نیاز نیز افراد را یافت و رأی داد. البته اگر به نتیجه نرسیدیم، بحثی دیگر است.

1- آسان تر از همه بنایی حذف شد. با توجه به شناختی که از او دارم هرگز حاضر به رأی دادن به وی نیستم.

2- شهردارهای قبلی قم هم هر دو به راحتی حذف شدند. یکی که در شهرداری عملکرد ضعیفی داشته است و دیگری هم که ادعای موفق بودن دارد، مشغول توزیع شام و تبلیغات سنگین است!! و این بزرگترین ضد تبلیغ برای اوست.

3- لاریجانی، به یکی از شاخص های «ساکتین فتنه» معروف شده است. برایم واضح است که اگر کسی واقعاً ساکت فتنه باشد، قابلیت ورود به مجلس و اخذ مناصب کلیدی را ندارد، اما آیا واقعاً لاریجانی جزء این گروه است؟

برای دانستن پاسخ این سوال (هر چند ذهنیتی در این زمینه داشتم) مدتی تحقیق کردم. خبرهای ایام فتنه را مرور کردم و با معتمدین و صاحبان تحلیل مشورت کردم. نهایتاً به دلیل موضع گیری های دو پهلو و غیر شفاف او و رابطه ای که با سیره هاشمی دارد او را از فهرست خود حذف کردم.

4- تنها کسی که در لیست هفت نفره سرشناسان قم باقی مانده است، امیر آبادی است. او عملکرد مثبتی در شورای شهر از خود نشان داده است و کسانی که او را می شناسند از او راضی هستند. البته شخصاً هیچ شناختی از او نداشتم و با صحبت هایی که در دانشگاه داشت و مشورت هایی که با دیگران داشتم ایشان را هم انتخاب کردم. فردی از قشر پایین جامعه، بی تکلف، متخصص در امر بودجه و همچنین امنیت ملی.

*

آنچه تحقیق کردم و تلاش کردم، برای انتخاب بهترین ها بود و مطمئناً از خطا مصون نیست. اما خدا همین تکلیف را بر عهده ما گذاشته است که تلاش خود را برای انتخاب درست کرده باشیم و من خود را در این زمینه بری الذمه می بینم. امید که خدا از ما بپذیرد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۰ ، ۲۱:۵۹
علی اصغر جوشقان نژاد