پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» ثبت شده است

رسانه ملی، به دلیل شرایط داخلی خود (نیروی انسانی، مدیران، دولتی بودن) دستخوش اشکالاتی است که تا رسانه تراز انقلاب اسلامی فاصله دارد. دو ایده برای بهبود شرایط رسانه ای انقلاب اسلامی وجود دارد. یکی این که ما فقط پخش کننده باشیم و تولید را به بیرون از سازمان (بخوانید مردم و جوانان) بسپاریم.

دوم این که ما فقط تولید کننده باشیم (چیزی شبیه هالیوود) و کار خوب تولید کنیم، خودش پخش خواهد شد.

حالا هر دو ایده به نحوی در کشور پا گرفته است. اول این که تولیدات خوب و تیم های تولیدی خوب، در حال افزایش است. یک مجموعه حرفه ای و پای کار هم به نام «اوج» شکل گرفته که دائم به گروه های قوی و انقلابی میدان می دهد تا تولید کنند. این مجموعه، هیچ بخلی در توزیع ندارد و هر کس بخواهد آثارش را (به صورت غیر تجاری) پخش کند، همراهی خوبی می کند.

از دیگر سو شبکه افق شکل گرفته است که اگر شما ایده خوبی برای این شبکه داشته باشید، استقبال می کند و میدان پخش برای ایده منجر به تولید شما فراهم می کند.

در کنار این دو جریان هم سو و متحد، جریان سومی هم به نام عمار وجود دارد که موجب تقویت توزیع آثار خوب و انقلابی است.

در این شرایط، توقع افزایش شتاب رشد رسانه ای جریان انقلاب اسلامی، توقع زیادی نیست. ما باید بجنبیم. فرصت های زیادی از دست رفته است. آدم های زیادی منتظرند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۸
علی اصغر جوشقان نژاد

1.

بعضی از تاریخ نگاران، تاریخ را آن گونه که خواسته اند نوشته اند نه آن گونه که بوده است. تاریخ نگارانی که از دربار سلاطین ارتزاق می کرده اند، هیچ گاه نفع توده های مردم را در نوشتن تاریخ رعایت نکرده اند و حماسه ها را به نام شاهان نوشته اند.

وقتی آخرین شاه کشور ایران فرار کرد و مرد، باقی مانده های دربار او روزنامه و کتاب و ماهواره را برای تعریف دوباره دوران پهلوی انتخاب کردند. آنها سعی کردند تاریخ انقلاب را طوری بنویسند که به مذاق شاهزاده و اربابانش خوش بیاید. تاریخی که الان در بعضی رسانه ها از دوران پهلوی روایت می شود، طوری است که گویی همه جا گل و بلبل بوده است، مردم خوش می گذرانده اند، همه چیز ارزان بوده، همه مردم کاملا دین دار و با فرهنگ بوده اند، و خلاصه کشور در مسیر پیشرفت چهار نعل می تاخته است اما ناگهان مردم دچار جنون آنی شدند و انقلاب کردند. از این جا به بعد ماجرا هم به گونه ای تعریف می شود که انگار به محض تمام شدن انقلاب، مردم از جنون لحظات انقلاب در آمدند و دیدند عجب کاری کرده اند، دیگر هیچ پیشرفتی در هیچ چیزی دیده نمی شود، یک دفعه فرهنگ مردم از بین رفته و مردم بی دین شده اند، همه چیز تند و تند در حال گران شدن است اما پشیمانی دیگر سودی ندارد!!

این طور روایت کردن تاریخ، پروژه ای است که مدت هاست در حال اجراست. اما حقیقت انقلاب مردم چه بوده است؟ این را باید از خود مردمی که انقلاب کرده اند پرسید.

2.

هر چند اصل 44 قانون اساسی در حوزه اقتصاد تعریف شده است، اما از نظر من در حوزه فرهنگ نیز بسیار پرکاربرد است! برنامه فرهنگی خوب، برنامه ایست که مردمی باشد. احتمالاً شما هم به خاطر دارید که برنامه های جشن دهه فجر مدارس را خود ما دانش آموزان بر عهده داشتیم. مدارس را تزئین می کردیم، گروه سرود تشکیل می دادیم، مقاله و تئاتر و مسابقه و هر شیرین کاری دیگری که از دستمان بر می آمد برای دهه فجر آماده می کردیم. خب طبیعی بود که بعضی از این هنرهای! ما هم سرریز می شد و در مسجد و محله هم به نمایش در می آمد. محله ها هم (شبیه آنچه در نیمه شعبان اتفاق می افتد) تزئین می شدند و مساجد جشن می گرفتند و دانش آموزانی که برای مدرسه برنامه ای آماده کرده بودند، در مسجد هم کار خودشان را ارائه می کردن

البته اگر الان در مدارس و مساجد بگردید، کمتر چنین فضایی پیدا خواهید کرد. مدیران مدرسه برگزاری جشن را بر عهده گرفته اند و نقش مردمِ آن مدرسه (یعنی دانش آموزان) فقط شرکت کردن در جشن است. این یعنی بیرون کردن مردم از فرهنگ. طبیعی است که به تدریج دانش آموز به زمان جشن دهه فجر فقط به عنوان «وقتی برای کلاس نرفتن!» نگاه کند. سخنران ها نیز گاهی مباحثی (از نظر دانش آموز) تکراری و انتزاعی ارائه می کنند. نتیجه همه این ها می شود جدا شدن مردم از برنامه های فرهنگی.

3.

نزدیکی های دهه فجر 93 بود. مدیر مدرسه، از من خواست که برای دهه فجر برنامه ریزی کنم و برنامه های مدرسه را دست بگیرم. از آنجا که من یک معلم پاره وقت هستم، نمی توانستم همه کار را دست بگیرم اما قول دادم که به بخشی از کار فکر کنم.

ایده اصلی من برای برگزاری مراسم دهه فجر، مثل بسیاری از امور دیگر، مردمی کردن جشن ها بود. به مدرسه پیشنهاد دادم که برگزاری جشن را به خود دانش آموزان بسپارد و فقط بر آن نظارت کند. یکی از اولیای مدرسه معتقد بود که بچه ها پای این کار نمی آیند یا شاید هم نمی توانند. هرچند تجربه قبلی، راجع به برگزاری جشن عید غدیر توسط دانش آموزان کلاس دوم بود که به خوبی آن را اجرا کرده بودند اما مدرسه معتقد بود عید غدیر فرق دارد و بچه ها پای کار انقلاب نمی آیند؛ گویی خود ما بر این باوریم که دانش آموزان مان با انقلاب فاصله دارند.

این ایده در ذهن من بود تا این که یکی دو روز مانده به شروع دهه فجر، نشریه راه را روی پیشخوان دیدم. از میان همه عناوین روی جلد، این عنوان مرا جذب کرد:

پیشنهادی برای معلمان

با تاریخ شفاهی روحی تازه به درس هایتان ببخشید

من به نشریه راه علاقه داشتم و این عنوان هم مزید بر علت شد که سریع دست به جیب شوم و یک شماره را بخرم. نشریه مملو از مطالب مختلف در مورد تاریخ شفاهی بود. بعد از آن که مطالب مختلف را تورق کردم، این ایده در ذهنم آمد که از دانش آموزان بخواهیم خودشان تاریخ انقلاب را استخراج کنند. با یکی از دبیران خلاق و پرتجربه هم مشورت کردم و بعد اصل مطلب را با مدرسه در میان گذاشتم. مدرسه از این موضوع استقبال کرد.

4.

دهه فجر شروع شده بود و تا بخواهیم طرح را بنویسیم و تبلیغات را آماده کنیم، نیمی از آن را از دست می دادیم. نام مسابقه را گذاشتیم «چشمه های انقلاب». به سرعت یک برگه تبلیغاتی برای طرح آماده کردیم و سعی کردیم همه نکات را در آن بیاوریم. یک جلسه هم بعد از نماز ظهر و عصر به مدرسه رفتم و برای بچه ها صحبت کردم. سعی کردم در عرض 10 دقیقه دانش آموزان را به اصل موضوع علاقه مند کنم و برای شرکت در مسابقه در آنها انگیزه ایجاد کنم.

بعد از سخنرانی، تعدادی از دانش آموزان جلو آمدند و راجع به نحوه اجرای کار سوالاتی پرسیدند. من به دانش آموزان گفته بودم که ایده های خوب قابلیت چاپ شدن هم دارد، ولی خودم هم راه دقیقش را نمی دانستم. احتمال می دادم که دوستان مان در نشریه راه بتوانند این کار را انجام دهند. همچنین گفته بودم که با این کار، شما هم به عنوان یکی از مورخین انقلاب اسلامی خواهید بود. جالب بود که تعدادی از دانش آموزان مخالف خوان که در نگاه اول در این وادی دیده نمی شدند، دور مرا گرفتند و سوالاتی در مورد نحوه انجام مصاحبه، شیوه تدوین، سوژه مورد نظر و... پرسیدند.

چند روز بعد هم یکی دیگر از دوستان، در سخنرانی خود در مدرسه به مسابقه چشمه های انقلاب اشاره کرد و این تمام تبلیغ ما بود.

5.

از طراحی مسابقه چشمه های انقلاب، دو هدف عمده مد نظر ما بود:

  1. علاقه مند کردن دانش آموزان به موضوع تاریخ انقلاب اسلامی و تلاش خودشان برای آموختن این تاریخ
  2. شناسایی سوژه های کمتر شناخته شده برای استخراج خاطرات تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

هدف اول برای افرادی که در مسابقه شرکت می کردند آسان تر اتفاق می افتاد، اما از تحقق هدف دوم مطمئن نبودم. با توجه به عجله ای که در برگزاری مسابقه به خرج دادیم و به خاطر نوع تبلیغات مان، احتمال حضور انگشت شمار بچه ها را می دادیم. در مجموع، از مدرسه حدود 90 نفری توحید، 4 اثر به دبیرخانه رسید که البته همان آثار هم برای ما جذاب بودند. با مشاهده آثار، معلوم شد که مصاحبه شونده ها بیشتر حرف های کلی زده اند و کمتر وارد مصادیق شده اند. البته تمام مصاحبه ها خاطرات خوبی از دوران انقلاب داشت اما کمتر از نیمی از مجموع مدت مصاحبه به این خاطرات می گذشت و بیشتر تحلیل فضای قبل از انقلاب با ادبیات مطرح در سایر رسانه ها و بر اساس چیزی به جز دیده ها و شنیده های مستقیم خودشان بود.

دو نفر با پدرشان، یک نفر با پدربزرگش و یک نفر با شخصی دیگر مصاحبه کرده بود. دو تا از مصاحبه ها صوتی و دو تا از آنها تصویری انجام شده بود. یک مصاحبه صوتی و یک مصاحبه تصویری، پس از پایان کار تدوین شده بود و دوتای دیگر به صورت (تقریباً) خام تحویل داده شده بود. حداقل مدت مصاحبه ها هم 25 دقیقه و حداکثر آن بیش از یک ساعت بود.

6.

با دیدن مصاحبه ها، احساس کردم که فضای خوبی برای گفتگوی این فرزندان با خانواده هایشان در مورد انقلاب اسلامی ایجاد شده است. احتمالاً به جز مدت مصاحبه، گفتگوهای دیگری نیز بین این دانش آموز و خانواده اش در مورد این موضوع بوده و ممکن است همین مسئله ادامه پیدا کند. از نظرگاه یک معلم، این فعالیت اثرگذار و مفید ارزیابی می شود و کاملاً ظرفیت برنامه ریزی بیشتر و اجرا در سال آینده را دارد.

اما از منظر کسی که به دنبال یافتن سوژه هایی برای استخراج تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی باشد، فعالیت امسال تنها یک سوژه به او می دهد. پدربزرگ یکی از دانش آموزان مبارزات زیادی داشت و چندین بار در زمان طاغوت زندانی شده بود. سه اثر دیگر هر چند برای تولید کننده زحماتی داشته است، اما از این ویژگی برخوردار نبودند یا در مصاحبه چنین ویژگی از افراد نمود پیدا نکرده بود. هر چند که در مورد یکی دیگر از افراد نیز احتمال می دهیم چنین ویژگی داشته باشد.

7.

ما با برنامه ریزی دقیق تر این طرح را در سال آینده اجرا خواهیم کرد. البته نه فقط در دهه فجر، بلکه در طول سال تحصیلی و در قالب یکی دو تا از دروس دانش آموزان. این بار آئین نامه و سوالات پیشنهادی را تغییر می دهیم تا آثار رسیده بیشتر پیرامون مشاهدات و خاطرات خود مصاحبه شونده باشد. همچنین زمینه ای فراهم می کنیم که مصاحبه ها طی چند مرحله انجام شود و در هر مرحله بخشی از ابهامات رفع شود.

 

انقلاب، برای خودمان است. خودمان هم باید تلاش کنیم تا به دست نسل بعدی برسد. منتظر ارگان های دولتی نباشیم.

این نوشته در گنج

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۱۲
علی اصغر جوشقان نژاد

این نوشته، متن یک برگه تبلیغی است که برای شرکت دانش آموزان دبیرستان توحید قم در طرح جمع آوری خاطرات شفاهی انقلاب اسلامی طراحی شده است. فارغ از بعضی جزئیات، این ایده که از مجله راه گرفته شد، بسیار جذاب و آموزنده است. به همه علاقه مندان توصیه می کنم در مناسبت های انقلاب، از این ایده استفاده کنند. به این منظور، اینجا را هم ببینید.

شما هم می توانید یک مورخ باشید

مسابقه چشمه های انقلاب

ضبط تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

توسط دانش آموزان دبیرستان توحید

دهه فجر 1393/ قم

بسمه تعالی

بعضی از تاریخ نگاران، تاریخ را آن گونه که خواسته اند نوشته اند نه آن گونه که بوده است. تاریخ نگارانی که از دربار سلاطین ارتزاق می کرده اند، هیچ گاه نفع توده های مردم را در نوشتن تاریخ رعایت نکرده اند و حماسه ها را به نام شاهان نوشته اند.

وقتی آخرین شاه کشور ایران فرار کرد و مرد، باقی مانده های دربار او روزنامه و کتاب و ماهواره را برای تعریف دوباره دوران پهلوی انتخاب کردند. آنها سعی کردند تاریخ انقلاب را طوری بنویسند که به مذاق شاهزاده و اربابانش خوش بیاید. تاریخی که الان در بعضی رسانه ها از دوران پهلوی روایت می شود، طوری است که گویی همه جا گل و بلبل بوده است، مردم خوش می گذرانده اند، همه چیز ارزان بوده، همه مردم کاملا دین دار و با فرهنگ بوده اند، و خلاصه کشور در مسیر پیشرفت چهار نعل می تاخته است اما ناگهان مردم دچار جنون آنی شدند و انقلاب کردند. از این جا به بعد ماجرا هم به گونه ای تعریف می شود که انگار به محض تمام شدن انقلاب، مردم از جنون لحظات انقلاب در آمدند و دیدند عجب کاری کرده اند، دیگر هیچ پیشرفتی در هیچ چیزی دیده نمی شود، یک دفعه فرهنگ مردم از بین رفته و مردم بی دین شده اند، همه چیز تند و تند در حال گران شدن است اما پشیمانی دیگر سودی ندارد!!

این طور روایت کردن تاریخ، پروژه ای است که مدت هاست در حال اجراست. اما حقیقت انقلاب مردم چه بوده است؟ این را باید از خود مردم پرسید: از پدر و مادر من و شما.

 

تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، یعنی از کسانی که خودشان در زمان پهلوی زندگی می کرده اند و بعد در انقلاب مشارکت داشته اند، راجع به آن دوران بپرسیم. هر کدام از مردم این سرزمین، یکی از چشمه های انقلاب بوده اند: آب را از سرچشمه باید خورد.

 

برای شرکت در مسابقه، با چه کسی مصاحبه کنم؟

از بین فامیل ها، همسایه ها، دوستان و آشنایان، یک نفر را که در ایام انقلاب بوده است و احتمال می دهید در محورهای زیر حرف های خوبی داشته باشد انتخاب کنید. با او یک قرار مصاحبه بگذارید و کار را به انجام برسانید. از مصاحبه شونده بخواهید خاطرات و دیده های خود را تعریف کند تا به عنوان بخش هایی از واقعیت های انقلاب اسلامی ثبت شود.

چه موضوعاتی را بپرسم؟

لازم است مصاحبه شونده، حداقل به دو تا از این سوالها جواب بدهد:

  • شما از اوضاع فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زمان پهلوی (مدارس، رادیو و تلویزیون، سینما، تفریحات، انتخابات، اوضاع کار، سطح زندگی مردم، امکانات شهری و روستایی و...) چه چیزی به خاطر دارید؟
  • از رابطه ایران و کشورهایی مانند آمریکا، اسرائیل و انگلیس چه چیزهایی در یادتان مانده است؟
  • چه چیزهایی باعث شد مردم ایران انقلاب کنند؟ نارضایتی اصلی مردم ایران از چه چیزهایی بود؟
  • مردم چطور توانستند رژیم پهلوی را سرنگون کنند؟
  • خودتان از امام خمینی چه خاطره ای دارید؟

البته شما باید به خوبی صحبت های مصاحبه شونده را گوش کنید و هر جا ابهامی در حرف های ایشان بود، سوال کنید تا همه ابعاد ماجرا به خوبی گفته شود. همچنین در ابتدای گفتگو از او بخواهید اندکی از زندگی خودش را بگوید و بیان کند در زمان انقلاب چند سال داشته و چه می کرده است.

برای ضبط تاریخ شفاهی چه چیزهایی لازم است؟

آن چیزی که باید تحویل دبیرخانه مسابقه بدهید، فایل صوتی یا فیلم مصاحبه است. بنابراین یک گوشی تلفن همراه یا یک دستگاه ضبط صدا (Recorder) برای ضبط خاطرات تاریخ شفاهی کافی است.

قبل از این که برای انجام مصاحبه بروید، یک بار کیفیت ضبط صدا یا فیلم دستگاه خودتان را امتحان کنید تا مطمئن شوید کیفیت کار، قابل قبول است.

اگر بتوانید از میکروفن یقه ای برای ضبط صدای مصاحبه شونده استفاده کنید بسیار بهتر خواهد بود. به علاوه اگر مایل به ضبط فیلم هستید، احتمالا لازم باشد دوربین را روی یک سه پایه قرار دهید تا خودتان بر صحبت های مصاحبه شونده تمرکز کنید و بتوانید سوالات خوبی در حین مصاحبه بپرسید.

چند دقیقه مصاحبه کنم؟

برای شرکت در مسابقه «چشمه های انقلاب» حداقل باید 15 دقیقه مصاحبه با یک نفر انجام داده باشید. قبل از شروع مصاحبه، اطلاعات زیر را بگویید تا در فایل ضبط شود:

نام مصاحبه کننده، نام مصاحبه شونده، تاریخ مصاحبه

برای شرکت در مسابقه تا کی فرصت دارم؟

فرصت تحویل فایل ضبط شده، 30 بهمن 93 است. فایل را به همراه کاربرگ مشخصات مصاحبه، به دبیرخانه مسابقه تحویل دهید.

فایل را دریافت کنید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۰۲
علی اصغر جوشقان نژاد
چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

دوستی، این دغدغه را موضوع بحث قرار داد. مایلم نتایج آن بحث را با اندکی اضافات اینجا بنویسم تا از نظرات شما نیز استفاده کنم.

indexاین سوال فرضی دارد و من نیز چارچوبی برای پاسخ به آن در نظر می گیرم:

  1. این سوال، بر این فرض استوار است که آرایش رسانه ای کشور پسندیده و مطلوب نیست. نه آرایش رسانه های رسمی، بل همه رسانه هایی که این روزها بر سر ما آوار شده اند. ماهواره ها، سایت ها، نشریات و روزنامه ها و...
  2. از بین تمام رسانه های دنیا، بیشتر مایلم به رسانه ملی بیندیشم. فکر کنم که صدا و سیما چه باید بکند تا در این رقابت فزاینده در سپهر رسانه ای برای نشر معارف اسلامی موفق تر باشد. به عبارت دقیق تر،‌ بیش ازهمه چیز بر رقابت رسانه ملی و ماهواره تاکید دارم.
  3. دغدغه اصلی برای ساختار بهینه رسانه ای، فرهنگ است؛ فرهنگ انقلاب اسلامی.

کاریکاتور جنگ رسانه ملی وشبکه های ماهواره ای

*

چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

اشکال آرایش رسانه ای کشور چیست که باید به هم بخورد؟ به نظرم چند نکته در این شرایط برجسته است:

  1. قوی ترین رسانه رسمی ما، به دلیل ساختار فرسوده و نیروی انسانی خاص خود، چابک نیست و مهم تر آن که نگاه فرهنگی درستی ندارد. بسیار پیش می آید که فرهنگ در سایه سیاست قرار می گیرد یا اصولاً اشتباه فهمیده می شود. انحصار موجود در این زمینه نیز شرایط را تشدید می کند و اجازه نمی دهد نگاه های دیگری نیز به عرصه بیایند.
  2. تولیدات فرهنگی خارج از صدا و سیما نیز اوضاع درامی دارند. حتی اگر به عمده تولیدات فرهنگی خارج از رسانه ملی نگاه کنیم، چه بسا رسانه ملی را به عنوان الگوی فرهنگی انقلاب اسلامی!! معرفی کنیم، آن همه که تولیدات دیگر راه ضد فرهنگی پیش گرفته اند.
  3. البته همه تولیدات فرهنگی چنین شرایطی را ندارند. بلکه بسیاری از این تولیدات کاملا در جهت اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی ساخته شده اند، اما محملی برای پخش ندارند. رسانه ملی به ندرت چنین محصولاتی را در سبد خود قرار می دهد و این بی توجهی، سبب ضعیف ماندن این جبهه می شود.
  4. جبهه مقابل البته چنین مشکلی را ندارد. گذشته از صدها شبکه فارسی زبان ماهواره و هزاران شبکه منتشر کننده فحشا که بر سر مخاطب آوار شده اند و او را خفه می کنند تا فرصت تنفس فرهنگی نداشته باشد، محصولات تولید شده در فرهنگ غرب در شبکه های داخلی نیز پخش می شوند. گسترش شبکه های داخلی، شاید به عنوان یک مسکن و راه حل موقتی ناگزیر بود. اما همین راه حل موجب نیاز بیشتر به فیلم های غربی و مدل های غربی شد. حالا خود ما هم بیش از گذشته مروج فرهنگ آنها هستیم.
  5. همه این مسائل، ذائقه مخاطب را «ماهواره پسند» کرده است. هر چه صدا و سیما بیشتر در جهت فعلی پیش برود، مخاطب را بیتشر «ماهواره پسند» می کند و بعد طبیعتاً ضریب نفوذ ماهواره بالاتر می رود. بالا رفتن ضریب نفوذ ماهواره نیز یعنی رقابت خرس و خرگوش. تا خرس بخواهد از جایش تکان بخورد، خرگوش به خط پایان رسیده و مسابقه تمام است.

*

چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

ما تا کنون موقعیت های بسیار خوبی را از دست داده ایم. قانون ممنوعیت ماهواره، یک فرصت بزرگ برای رسانه ملی بود که آن چنان خود را تقویت و مخاطب را تربیت کند تا بتواند در مقابل هجوم رسانه ای غرب بایستد. اما از این فرصت به درستی استفاده نشد. اکنون هر چند هنوز قانون، ماهواره را ممنوع می داند اما به هیچ وجه نمی توان این قانون را اجرایی دانست.

همچنین راه اندازی فرستنده های دیجیتال، یک وقفه در پیشرفت ماهواره ایجاد کرد. اما این توقف نیز موقتی بود. رسانه ملی گام دوم و سوم خود را به خوبی طراحی نکرده بود یا آن را اجرا نکرد.

این موقعیت ها، می توانست با اقدامات تکمیلی میان و بلند مدت، شرایط رسانه ای کشور را کاملاً تغییر دهد. اما این اتفاق نیفتاده است.

*

چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

ما نیازمند یک سکته دیگر در گسترش ماهواره هستیم. البته به آن شرط که قدم های بعدی را نیز طراحی کرده باشیم و همزمان آنها را اجرا کنیم.

این سکته را می توان با راه اندازی «رسانه مهر» ایجاد کرد. «رسانه مهر» همان IP TV یا IP Media است که چند سالی کار تحقیقاتی روی آن انجام شده و راه اندازی اولیه آن نیز صورت پذیرفته است. اما به مرحله بهره برداری نرسیدن این رسانه جدید، به زودی همه مزیت های رقابتی آن را از بین خواهد برد. تحول تکنولوژیکی رسانه ها به قدری سریع است که اگراجرای چنین طرحی تنها دو سال دیگر به عقب بیفتد احتمالاً بیشتر از نیمی از جذابیت های خود را از دست خواهد داد. گسترش اینترنت به راحتی مزیت های رقابتی رسانه مهر را از بین می برد و آن را به یک طرح نه چندان ویژه تبدیل می کند.

در صورتی که اگررسانه مهر همین روزها راه اندازی شود و با همکاری شرکت هایی از قبیل رایتل، امکان دسترس بی سیم و موبایلی به آن نیز فراهم گردد، می تواند یک وقفه جدی در گرایش به ماهواره ایجاد کند. وقفه ای که مثل همه وقفه های دیگر موقتی است و باید تنها به عنوان ابزاری برای اجرای طرح های بعدی از آن استفاده کرد.

موقتی بودن این وقفه ها دو دلیل عمده دارد. یکی آن که ماهواره ها نیز بیکار نیستند و هر روز به دنبال طرحی نو هستند و در مقابل هر تک ما پاتکی انجام می دهند تا بتوانند این بازی را ببرند. اگرما حمله کنیم و بعد بی حرکت بایستیم، طبیعی است که رقیب ضد حمله می زند و جلو می افتد.

نکته دیگر نیز آن است که بخشی از برنامه های ما مخاطب را به سمت ماهواره «هل» می دهد. وقتی فرهنگ حاکم بر بعضی شبکه های ما، همان فرهنگ ماهواره است منهای -با عرض معذرت- سکس صریح؛ بعد از اندکی مخاطب را به این نتیجه می رساند که اینها بدل ماهواره اند و همواره اصل بهتر از بدل است. بنابراین هر چه ما به ماهواره شبیه تر شویم، مخاطب را بیشتر به سمت ماهواره هل می دهیم. فرهنگی نیز که اکنون از اکثر فیلم های رسانه ملی توزیع می شود همین ویژگی را دارد و مخاطب را ماهواره پسند می کند.

*

چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

بعد از آنکه توانستیم وقفه ای در جذب به سمت ماهواره ایجاد کنیم، باید قدمی دیگر برداریم. آن قدم چیست؟

فرض من آن است که اگر با ساختار فعلی صدا و سیما به دنبال تحول باشیم، به جایی نمی رسیم. رسانه بزرگ نفتی (که البته الان حلزونی! شده است) آن همه در پیچ و خم اداره خویش درگیر است، که فرصتی برای طراحی فرهنگی ندارد. ضمن آنکه نیروی انسانی صدا و سیما، رزمنده جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نیستند. نه آنکه ضدانقلاب باشند یا بی دین فرض شوند، ابدا این گونه نیست. اما در فضایی زندگی و کار می کنند که نمی توانند بلندگوی فرهنگ انقلاب باشند.

از دیگر سو، راه اندازی شبکه های خصوصی نیز بر اساس تفسیری که شورای نگهبان از قانون اساسی ارائه داده است ممنوع است. حتی اگر این ممنوعیت نیز برداشته شود، بدیهی است که جبهه ضدفرهنگی استعداد اخذ مجوزهای بیشتری دارد. بسیاری از هنرپیشگان معروف (از مهران مدیری گرفته تا شریفی نیا) پیش از همه مجوز شبکه های خصوصی خواهند گرفت و به نحوی عمل خواهند کرد که نه تنها بر اساس معیارهای نظارتی، خدشه ای به کار آنها وارد نباشد، بلکه به دلیل جذابیت کارها، حجم عمده ای از مخاطبان را نیز به سمت خود جذب کنند.

پس راه حل چیست؟ به نظر می رسد راه حل میانه ای نیز وجود داشته باشد. مثلاً آنکه صدا و سیما شبکه هایی تاسیس کند که تمام تولید آن را از افراد و موسسات بیرونی تامین کند. به عبارت دقیق تر، صدا و سیما متولی پخش محصولات فرهنگی بیرون از خویش شود. انواع برنامه های طنز، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مستند و مانند آن که بیرون از سازمان صدا و سیما تولید شده اند، با عقد قراردادی با تولیدکنندگان آنها پخش شود. حتی برنامه های زنده ای را به گروه های بیرونی واگذار کند و براساس قواعد جدیدی بر آنها نظارت کند. این کار چه مزایایی دارد؟

این مسیر، هر چند راه را برای امثال مهران مدیری نیز باز می کند، اما چون فرض بر این است که صدا و سیما از این کار به دنبال تقویت جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است، می تواند با قواعد داخلی خود فضا را برای ایشان محدود (و نه بسته) نگه دارد و راه را برای پخش تولیدات فرهنگی انقلاب اسلامی باز نگه دارد. به این صورت و با سرعت، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی رشد می کند و با مشاهده اقبال و ادبارمردم به برنامه های پخش شده، راه اصلاح را پیش خواهد گرفت.

همچنین این شبکه ها می توانند جذابیت های جدید و تجربه نشده ای را وارد صدا و سیما کنند. حتما انواع ابتکارات ساده تولید کنندگان خصوصی در شبکه های اینترنتی را دیده اید که توانسته اند تعداد زیادی بیننده را به سمت خود جذب کنند. ورود حرفه ای این تولید کنندگان به رسانه ملی، باعث افزایش جذابیت و فراگیری این رسانه نیز خواهد شد.

به علاوه از آنجا که نگاه های دیگری به جز نگاه رسمی صدا و سیما به میدان می آید، می تواند باعث جذب مخاطبانی باشد که در ماهواره ها به دنبال نوع دیگری از نگاه هستند. همچنان که این موضوع می تواند به صدا و سیما اجازه دهد حرف هایی را که در شبکه های رسمی نمی تواند بگوید، از این طریق بیان کند و مشکل دو سویه «موضع رسمی» را تا حدی ترمیم کند.

به عنوان مثال صدا و سیما به خاطر جایگاه رسمی  که برای خودش تصور کرده (بخوانید به خاطر شرایط عصا قورت دادگی) درمورد موضوعی مثل «مشروبات الکلی» یا «ولنتاین» تقریبا هیچ صحبتی نمی کند. اما این شبکه های نیمه خصوصی می توانند در این زمینه ها صحبت کنند و علاوه بر آنکه حرف های نگفته در این زمینه را می گویند و در جامعه نشر می دهند، مخاطبی را که این موضوع به زندگی او مرتبط است جذب کنند.

همین مسئله البته می تواند به ترمیم اعتماد به رسانه ملی بیانجامد. خصوصاً اگر در موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی همین نگاه دنبال شود.

شبکه های «تولید خصوصی» می توانند تا حدی خلا شبکه های کاملا خصوصی را پر کنند و از دیگر سو محملی برای تقویت سخن انقلاب اسلامی باشند.

*

اما واقعاً چگونه می توان آرایش رسانه ای کشور را به هم زد و نظمی بهتر به آن داد؟

به نظر می رسد که شبکه های فوق الذکر نیز آخرین قدم نیستند. اینها نیز تنها می توانند در خوشبینانه ترین حالت، مدتی در راه گسترش شبکه های ماهواره ای وقفه ایجاد کنند و البته مهم تر آنکه توان تولیدی داخل را افزایش دهند.

بعد از آن چه باید کرد و برای چه شرایطی آماده باید شد؟

رسانه ملی باید بتواند به طور همزمان، تمام محصولات خود را به صورت ۳۶۰ درجه و برای انواع رسانه ها تولید کند. تاریخ مشخص و قواعد روشنی دراین زمینه تعیین گردد و هیچ محصولی خارج از آن قواعد پذیرفته نشود. انجام این کار البته به همت همه مدیران شبکه ها نیاز دارد اما ضروری است. در کنار این تحول، لازم است در خط فضای مجازی نیز تحولی جدی صورت پذیرد. راه اندازی معاونت رسانه های مجازی، نه تنها در این زمینه به صدا و سیما کمکی نکرده، بلکه حجم کارهای ویترینی بی خاصیت را نیز افزایش داده است.

پس از آن -و البته از هم اکنون- رسانه ملی باید بپذیرد که در کنار ماهواره برای مخاطب حرف بزند. باید بتواند مخاطب را (مخاطبی که به او اعتماد کرده و حرف او را پذیرفته است) قانع کند که با اختیار خود (لااقل بعضی از) شبکه های ماهواره ای را ببندد. این کار از طریق ماهواره شدن ما امکان پذیر نیست، بلکه ما باید خودمان باشیم با پیام های خودمان و ماهواره پسندها را در مقایسه بین خودمان با ماهواره قانع کنیم که برتریم و از این طریق اندک اندک، آرایش رسانه ای کشور را به هم بزنیم و نظمی بهتر به آن بدهیم. مقایسه ای که همواره توسط همه مخاطبان مشترک در حال انجام است.

و این رقابت، پایان ندارد.

13911216155630615_PhotoL

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۲ ، ۰۳:۵۲
علی اصغر جوشقان نژاد