پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانی» ثبت شده است

در (قبل و بعد از) ایام انتخابات، رسانه های معاند تلاش کرده اند که رئیس جمهور اسلامی ایران را مخالف جمهوری اسلامی ایران نشان دهند و در نتیجه رأی به او را به عنوان مخالفت با نظام سیاسی ایران تعبیر کنند. این تلاش رسانه ای (که به نوعی مفهوم جدیدی در علوم سیاسی می آفریند) با واکنش مقام معظم رهبری مواجه شد +

این تلاش رسانه ها و ضد انقلاب، نوعی تلاش هویت ساز است. یعنی از یک سو برای خود دولت مردانی که تحت تأثیر این رسانه ها هستند و از دیگر سو برای طرفداران دولت، «هویت ضد انقلاب» ایجاد می کند. ادامه دادن این روال، موجب تشدید شکاف ها در کشور خواهد شد.

برای آن که بدانید تأثیرپذیری دولت از رسانه ها چه نتایجی می تواند داشته باشد، این ویدئو را ببینید: +

اما واقعیت چیست؟

رئیس جمهور محترم و اعضای کابینه ایشان، اشتباهاتی در موضع گیری داشته و دارند که موجب سوء استفاده دشمن می شود. مهم تر از آن، اشکالاتی در منظومه فکری حاکم بر دولت مشاهده می شود که زمینه را برای القای هویت ضد انقلاب فراهم می کند. اما مواقعی نیز وجود دارد که اختلاف نظر دولت با ضد انقلاب آشکارتر می شود و این موارد را باید بسیار قدر دانست.

از جمله آن موارد، حمله موشکی سپاه پاسداران به داعش است. در این حمله، بعد از سردرگمی ابتدایی ضد انقلاب، تحلیل اصلی مد نظر این رسانه ها، تمرکز بر تنش زایی ایران و احتمال بروز جنگ بود. همچنین این رسانه ها تلاش کردند به نوعی تناقض در این اقدام سپاه با جهت گیری دولت متوسل شوند تا از این رهگذر امکان ایجاد اختلاف نظر بین مسئولین در این موضوع را فراهم کرده باشند. به علاوه، پرداخت این رسانه ها به «خود سرانه» بودن اقدام سپاه و نداشتن مجوز (های غیر لازم) از مجلس و امثال آن نیز از دیگر خطوط خبری آن ها بود.

پدر صنایع موشکی ایران

اما در مقابل، دولت از همان ابتدا به طور قاطع از این اقدام حمایت کرد + هر چند رئیس جمهور با اندکی تأخیر به جمع حامیان پیوست، اما اشاره ایشان به این نکته که خود موافق و به نوعی تصویب کننده این اقدام بوده است بسیار مهم بود +  و به طور کامل خطوط خبری رسانه های بیگانه را ناکام می گذاشت.

ما چه کرده ایم و می کنیم؟

ما (بچه حزب اللهی ها) قبل از موضع گیری رئیس جمهور، به موضع گیری سایر اعضای هیئت دولت توجه مختصری داشتیم و تمرکز اصلی مان بر مطالبه موضع از رئیس جمهور بود (که به جز برخی روش ها و عبارات نا به جا، مطالبه اصلی درست ضروری بود) اما بعد از اعلام موضع رئیس جمهور و تلاش دولت برای آن که بتواند این اقدام را به نوعی برای خود کند، ما چه کردیم؟

به نظر می رسد تلاش ما بر این بود که مجددا بین خودمان و دولت در این موضوع فاصله ایجاد کنیم. یعنی ثابت کنیم دولت «این کاره» نیست و این اقدام ربطی به دولت نداشته است. واضح ترین نمونه، بیانیه سپاه پاسداران است که بعد از گفتار رئیس جمهور و وزیر اطلاعات + بیانیه می دهد و اعلام می کند که حمله تحت نظر فرمانده کل قوا بوده است +

ما چه سودی از این فاصله گذاری می بریم؟

اگر اجازه دهیم (و حتی کمک کنیم) که این اقدام برای دولت شود، فوایدش برای ما (در دو معنی: مردم ایران یا حزب اللهی ها) چیست؟

در این صورت:

  • هویتی خلاف آن چه رسانه ها تبلیغ می کنند از دولت ایجاد می کند که در این هویت جدید (و واقعی تر) دولت، ضد انقلاب نیست و بلکه در مواقع بحرانی می تواند حامی جدی نهادهای انقلابی باشد.
  • به دولت کمک کرده ایم نظرات انتخاباتی خود را در مورد موشک های ایران و سپاه به طور کامل نقض کند. (دولت چند مورد دیگر نیز نقض بعضی مواضع انتخاباتی تندروانه خود را داشته است)
  • این تحلیل را که رأی به دکتر روحانی، رأی به مفاهیمی معارض با انقلاب است توسط خود دولت از بین برده ایم یا تضعیف کرده ایم.
  • امکان بهانه گیری های بعدی جریان های معارض را (که موشک ها موجب تحریم ها هستند) از آنها گرفته ایم.
  • فاصله ما با دولت در یک موضوع کاسته می شود و در مقابل فاصله دولت با دشمن (که از مطالبات حضرت آقا نسبت به جریان های سیاسی است) افزایش پیدا می کنبد.

اما ما این همه فایده را با تشفی خاطر کوتاه مدت در «حال گیری» از دولت عوض کرده ایم. هر چند اگر قرار باشد فواید خارج کردن این موضوع از دست دکتر روحانی را بشماریم، ممکن است چند فایده ای قابل ذکر باشد، اما این فواید قطعا کوتاه مدت و غیر راهبردی است. مگر آن که ما (بچه حزب اللهی ها) نیز مخاطب و تحت تأثیر رسانه های بیگانه، دولت مستقر را اساسا مخالف جمهوری اسلامی ایران بدانیم که در این صورت باید دلیل انتخاب نام «حزب اللهی» برای خودمان را یک بار دیگر بررسی کنیم.

***

در دوره قبلی آقای دکتر روحانی هم، بحث هایی با رفقا داشتیم که بازخورد آنها در این مقالات یا نظرات آنها دیده می شود:

مصاف یا انعطاف (جند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 92)

دشمن کیست (گفتگویی با یک نفر که مثل خودم دوست نداشت روحانی رئیس جمهور شود، پس از اعلام نام رئیس جمهور قانونی کشور)

سه گانه رفتاری ما در مقابل دولت (منظورم از «ما» دقیقاً یعنی «خود ما بچه حزب اللهی ها»)

چرا از گرفتن یارانه انصراف می دهم (مخصوصاً بخش نظرات رو بخونید)

معیار شناخت (یک کلمه است)

هر چند موضوع این مقالات متفاوت است، اما ریشه همه آنها با نکته بالا مشترک است: خودمان قبل از بقیه مردم باور کرده ایم که این دولت ضد انقلاب است.

البته باز هم تأکید می کنم که این دولت اشتباهات فراوانی دارد و ناکارآمد است. اما کوبیدن بر طبلی که در سمفونی دشمن می نوازد، هرگز دولت را کارآمد نخواهد کرد و حامیان دولت را نیز از این عقیده منصرف نمی کند. هدف را فدای «خنک شدن دل هایمان» نکنیم. اگر در دولت دوم آقای روحانی بتوانیم بهترین تجربه را در دو زمینه انقلابی عمل کردن و به دشمن بی اعتماد بودن برای مردم ایجاد کنیم، مشخص خواهد شد که این انتخاب هم برای نظام جمهوری اسلامی برکت داشته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۶:۲۳
علی اصغر جوشقان نژاد

دو قطبی شدن جامعه، بیش از آن که به نفع چپ یا راست باشد، به نفع دشمن است. ممکن است عده ای گمان کنند که فلان گروه سیاسی از دو قطبی شدن جامعه در انتخابات سود می برند، اما واقعیت آن است که ضرر این اتفاق بیش از سود آن است. راز توصیه مقام معظم رهبری به یکی از آقایان! هم همین است.

آقا، جامعه را از یک دو قطبی بزرگ نجات داد. اما چیزی که ما از آن غفلت می کنیم، ایجاد دو قطبی های کوچکتر است.

مخالفت با کنسرت ها

مخالفان و موافقان کنسرت

مخالفان و موافقان برجام

مخالفان و موافقان برگزاری مسابقه فوتبال در شب عاشورا

مخالفان و موافقان اکران فیلم [...]

مخالفان و موافقان قراردادهای نفتی

حتی موافقان و مخالفان انصراف احمدی نژاد پس از توصیه رهبری

این دو قطبی ها هم دو سر دارد. یک طرف ماجرایی را شروع می کند، طرف مقابل (بخوانید حزب اللهی ها) رگ گردنی می شوند و مخالفت می کنند. طرف اول هم در تنور ماجرا می دمد و آن قدر ادامه می دهد که شکاف را به میان جامعه بکشاند.

حزب اللهی ها باید مراقب باشند که در دام این بازی ها نیفتند و غیرحزب اللهی ها هم باید بدانند که سودی از این بازی نخواهند برد. این که به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر [...] فشار بیاید که کنسرت برگزار کند و بعد هم واکنش ها برجسته شوند، نتیجه اش افروخته شدن آتش اختلاف هاست. دود این منقل برای ماست و کبابش برای دشمن.

*

اگر در رفتار خود دقت نکنیم، چیزی که پس از دعواهای انتخاباتی باقی خواهد ماند، کدورت و شکاف بین طبقاتی از مردم است. شکافی که پس از فتنه عمیق شد و هنوز بخش هایی از آن ترمیم نشده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۴
علی اصغر جوشقان نژاد

رئیس جمهور دستور لغو آزمون استخدامی را صادر کرد تا از استیفای حقوق زنان اطمینان حاصل شود. در این آزمون، اکثر سهمیه برای مردان در نظر گرفته شده بود و سهمیه زنان برای استخدام بسیار اندک بود. + ایشان همچنین در گفتگوی زنده تلویزیونی خود به مناسبت شروع سال پایانی دولت، به این موضوع اشاره کرد:

اخیراً دیدم یک چارچوبی برای استخدام منتشر شده و نحوه این اعلامیه به گونه‌ای بود که فقط بدنبال جذب افراد تحصیل کرده پسر است که در دولت بیان کردم که فرقی وجود ندارد و فقط  شایسته‌سالاری مهم است، البته ممکن است یک شغلی باشد که خانم‌ها اصلاً مایل نباشند و یا مناسب با شرایط جسمی‌شان نباشد اما در جایی که هر دو جنسیت می‌توانند فعال شوند چرا باید  نسبت به خانم‌ها ظلم شود؟ اگر تفاوتی وجود دارد چرا دختر خانم‌های ما دانشگاه بروند و تحصیل کنند؟ این از افتخارات کشور مان  است که در دانشگاه‌ها و در میان نخبگان این همه دختر خانم‌ها فعال هستند.

شعار شایسته سالاری و ظلم نشدن به خانم ها، شعار زیبایی است. تحصیل خانم ها نیز از افتخارات کشورمان است. اما شناخت آسیب های اجتماعی، و جرأت مقابله با ریشه های آن چیزی است که با شعار و افتخار حاصل نمی شود.

اسلام، نان آوری را بر عهده مرد گذاشته است. جامعه نیز همین توقع را از مردان دارد. هنگامی که فرصت های شغلی را در اختیار زنان می گذاریم، هر چند به ظاهر، از حقوق ایشان طرفداری کرده ایم، اما در واقع جامعه را با مشکل «نان آوران بیکار و نان خوران شاغل» مواجه کرده ایم. از دیگر سو زنان شاغل، به طور عمده از ازدواج باز می مانند. زنان متأهل شاغل نیز دچار مشکلات فراوانی در زندگی هستند. به این نمونه ها توجه کنید:

زنان هنگامی که به حقوق اجتماعی خود در حوزه ی شغلی دست یافتند، علاوه بر همسر و مادر بودن، نان آور هم شدند و با توجه به تعدد نقشهایی که زنان در این رابطه پیدا کردند این سؤالات مطرح میشود که این امر چه اثراتی بر زن و روابط زن و شوهری و فرزندان داشته است؟ ایا این آثار در جهت ثبات خانواده است یا تضعیف؟ ایا زنان از عهده ی رسالت دیرین خود در قبال خانواده و فرزندان خود به خوبی برمی آیند؟ +

زنان شاغل

«فرضیه ی کمیابی» که توسط «بارنت (Barnet) در ۱۹۹۳ طرح گردید، با این نظر که تکثر نقشها موجب اضطراب و فشار بیشتر بر زنان میشود همنوا است. او فرض را بر این میگذارد که ایفای چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد میشود و در نتیجه زنان در پاسخگویی به انتظارات و نیازهای هر دو نقش (خانوادگی و شغلی) -که هر دو نیز مستلزم توان پاسخگویی بالا هستند – با کمبود انرژی و ضعف و ناتوانی روبه رو میگردند. +

مطابق آمار موجود مربوط به سال های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹، چهل درصد از زنان تهرانی به خاطر گرفتاری های شغلی که در خارج از منزل داشته اند و به دنبال اختلاف و مشاجره با شوهران شان جدایی را انتخاب کرده-اند. البته پژوهش های انجام شده در سال های اخیر (حدود ۱۳۷۹) نشان می دهد که در میان زنان درخواست کننده ی طلاق، سهم زنان شاغل بیش از دو برابر سهم زنان خانه دار است. +

غیبت والدین – به خصوص مادر – سبب می شود که نظارت ها کافی نباشند و در نتیجه زمینه برای انحراف و لغزش آن ها فراهم گردد و این خود می تواند یکی از عوامل ارتکاب جرم باشد. چنان که آمار بزه کاری فرزندان در خانواده های فاقد حضور مادر بیش تر است. برخی از مادران گمان دارند با فرستادن فرزند به مهدکودک، دِین خود را نسبت به او ادا کرده و بدهی اخلاقی و حقوقی نسبت به او ندارند. اما در این جا این سؤال مطرح می شود که اگر مراقبت کودک به فرد دیگری در خانواده یا مهدکودک سپرده شود چه تغییراتی در فرآیند رشد روانی و اجتماعی کودکان بوجود می آید؟ گرچه با ایجاد مؤسسات جدید اجتماعی مثل مدارس و مهدهای کودک و وسائل ارتباط جمعی و امثال آن، وظیفه ی تربیتی پدر و مادرها کاهش پیدا کرده و این سازمان های حمایتی و مکمل تا حدودی جانشین مادر در جنبه های تربیتی و پرورشی گردیده اند اما خلأ ناشی از عدم وجود مادر را نمی توانند پر کنند. مسلماً عاطفه و محبت مادر نسبت به فرزندش بیش از دیگران است. در ضمن باید دانست که فعالیت های پرورشی مهدکودک ها قاعدتاً با انگیزه های اقتصادی انجام می شود و به همین دلیل جای گزین مناسبی برای مادر نمی تواند باشد چه رسد به این که جای گاه عاطفی مادر را برای کودک پر کنند. سپردن کودک به مراکز نگه داری و مهدکودک به ویژه در سال های اول زندگی و به مدت طولانی، وی را با محرومیت عاطفی ناشی از خلأ والدین، عدم توانایی در ارتباطات عاطفی و عدم ثبات شخصیت مواجه می-سازد. +

 از امیرالمؤمنین(ع) به فرزند عزیزش امام حسن(ع) روآیت است که می فرمایند: «خارج از امور شخصی زن، کاری در اختیار او نگذار تا طراوتش بیشتر و لطافتش زیادتر و زیبائیش پایدارتر باشد» یعنی اگر بناست به زن ها ظلم نکنیم، باید عادلانه، آنها را برای کارهایی استفاده کنیم که برایش ساخته شده اند.

در این مباحث، معمولاً ما متهم می شویم به مخالفت با حقوق زنان و این که زن را فقط برای شهوت می خواهیم و به عنوان کلفت. زن را بی سواد می پسندیم و سر به زیر. اما زن نمونه، می تواند پزشک باشد، یا معلم شود، یا در امور بسیار دیگری سرآمد باشد. اما موقعیت های اداری، یا حضور در بانک، هیچ مزیتی برای زن ایجاد نمی کند. خوب است که زنان به دانشگاه بروند و سپس شاغل شوند. اما لازم است به طور واقعی نیاز جامعه را تشخیص دهیم و بر مبنای آن هم دانشگاه و هم مشاغل را سهمیه بندی کنیم. رشته هایی مثل مامایی باید 100% زنانه باشند که هستند. رشته هایی مثل پرستاری باید بر مبنای پیش بینی جمعیت زنان و مردان سهمیه بندی شوند تا مشکلات (+ و +) این حوزه ها حل شود. رشته هایی مانند معدن و برق نیز باید کاملاً مردانه باشد. البته ممکن است در مورد بعضی رشته ها نیز بتوان رقابت را کاملاً آزاد گذاشت.

پس از پایان تحصیل نیز، موضوع اشتغال باید به همین صورت تقسیم شود. مشاغل پر مراجعه و مشاغلی که وقت زیادی را در روز طلب می کنند، باید تا حد امکان از حیطه حضور زنان خارج شوند.

زن کارمند

تصمیم دولت به سهمیه بندی مشاغل، یک تصمیم درست بوده است. آقای رئیس جمهور، تصمیم درست دولت را خراب نکن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۸
علی اصغر جوشقان نژاد

برای اشاره به معنای هم دلی و هم زبانی ملت و دولت، ترجیح می دهم شما را به بازخوانی نوشته های قبلی پرهنگ راهنمایی کنم. گفتگوها و بحث های من با دوستان حزب اللهی ام در مورد دولت:

مصاف یا انعطاف (جند روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 92)

دشمن کیست (گفتگویی با یک نفر که مثل خودم دوست نداشت روحانی رئیس جمهور شود، پس از اعلام نام رئیس جمهور قانونی کشور)

سه گانه رفتاری ما در مقابل دولت (منظورم از «ما» دقیقاً یعنی «خود ما بچه حزب اللهی ها»)

چرا از گرفتن یارانه انصراف می دهم (مخصوصاً بخش نظرات رو بخونید)

*

به نظر من در بین «ملت»، بیشتر طیف حزب اللهی مخاطب شعار امسال هستند. همان هایی که همیشه ادعای تبعیت از ولایت فقیه را داشته اند. حالا باید دید که در صحنه عمل، چه کسانی تابع ترند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۵۵
علی اصغر جوشقان نژاد

محمدرضا سرشار، نویسنده، استاد ادبیات و گوینده «قصه ظهر جمعه» رادیو ایران، در سال 78 برای انتخابات مجلس ششم نامزد شد و به همراه 29 نفر دیگر در فهرست جامعه روحانیت مبارز تهران قرار گرفت.

سرشار، خاطرات آن روزها را البته حدود 10 سال بعد، وقتی یکی دیگر از نامزدهای همان فهرست رئیس جمهور شده بود منتشر کرد. فهرستی که الان سه نفر از آنها جزء روسای جمهور ایران هستند: «اکبر هاشمی بهرمانی، محمود احمدی‌نژاد، حسن روحانی» و افراد سرشناس دیگری نیز در آن حضور داشته‌اند: «مرضیه وحید دستجردی، محسن رضایی، غلامعلی حداد عادل، داوود دانش جعفری و...»

عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد

«عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد» کتاب خوبی هست و نیست.

خوب است، چون وارد حواشی سیاست شده و با این حاشیه‌ها، به جریان شناسی، شخصیت‌شناسی و آگاهی ما از وقایع دوره زمانی مورد اشاره کمک می‌کند. هر چند در این کتاب به طور مستقیم بسیاری از موضوعات مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است، اما با مطالعه آن شناخت بهتری نسبت به مسائل و اشخاصی مانند: عطاء الله مهاجرانی، آیت‌الله مهدوی کنی، دوم خرداد، انتخابات مجلس، جامعه روحانیت مبارز، حزب کارگزاران سازندگی، محمدرضا سرشار و... پیدا می‌کنیم.

در مقابل البته باید از ضعف اساسی این کتاب نیز سخن گفت. ساختار کتاب، بدون هیچ نظم مناسب برای درک مطالب تنظیم شده است. خاطرات نظم منطقی ندارند، نظم تاریخی نیز در آن دیده نمی‌شود، حتی نظم موضوعی نیز وجود ندارد. همین موضوع سبب شده است فصل‌های میانی کتاب جذابیت نداشته باشد. در بعضی فصل‌ها فقط گفته شده است که در تاریخ فلان به کجاها رفتم برای سخنرانی و حداکثر یکی دو تحلیل کمرنگ و کم خاصیت از فضای جلسه یا محیط ارائه شده است.

در نظم کنونی کتاب، فصل‌های اول حاوی اطلاعات مناسبی است و فصل پایانی نیز جذاب است. اما فصل‌های میانی عمدتاً تکراری و خسته کننده هستند. خود نویسنده نیز جایی در اواخر کتاب به این موضوع اشاره می‌کند و برای جلوگیری از این موضوع، به طور خلاصه به جلسات اشاره می‌کند که البته این مسئله هیچ دردی را دوا نکرده است.

اگر کتاب ترتیب تاریخی می‌داشت، احتمالاً جذاب‌تر و قابل فهم‌تر می‌شد. در هیچ کجای کتاب به جز فصل آخر، تاریخ دقیق برگزاری انتخابات مجلس ذکر نشده است. بنابراین وقتی نویسنده نوشته است در تاریخ مثلا 1378.11.15 فلان کار را کردم، خواننده متوجه نمی‌شود که این تاریخ چقدر تا انتخابات فاصله دارد. اگر موضوعات به صورت تاریخی مرتب می‌شدند، علاوه بر اینکه سلسله اتفاقات ارتباط منطقی بیشتری پیدا می‌کرد، می‌شد در فصل‌های انتهایی شاهد هیجان و جذابیت بیشتری بود تا آنکه خواننده به دنبال کتاب کشیده شود.

*

عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی‌نژاد، شاید برای کوچکترها قابل توصیه نباشد اما برای بزرگترهایی که آن روزها را درک کرده‌اند، خواندنی است. دست کم، خاطراتی از آن ایام زنده می‌شود. خاطراتی از «ایام سیاه انتخابات مجلس ششم»، «انتخابات سیاه مجلس ششم» و «مجلس سیاه ششم»

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۰
علی اصغر جوشقان نژاد

ما مردم، باید سختی‌ها را تحمل کنیم؟ چشم.

ما مردم، باید از یارانه انصراف بدهیم؟ چشم.

ما مردم، حق انتقاد که داریم؟ نداریم؟ حق انتقادی که البته به سرنوشت بعضی نشریات منتقد شما دچارمان نکنند.

ما از ابتدا هم منتقد بودیم و همزمان سعی در همراهی با دولت داشتیم. اما گاهی نمی توان از بعضی چیزها چشم پوشید تا به قول دوست مان علی الف، هر فاجعه‌ای را رقم بزنند.

*

آقای رئیس جمهور، در ابتدای سال فرهنگ و اقتصاد، یک تیر و دو نشان زده‌اید. هم فاجعه‌ی فرهنگی به بار آورده‌اید و هم فاجعه‌ی اقتصادی. در شرایطی که برای انصراف دادن مردم به التماس افتاده‌اید، چطور می‌توانید هزینه میلیاردی برای یک جشن (+ و +) انجام دهید؟ متأسفانه افتضاح فرهنگی این جشن، پشت افتضاح اقتصادی‌اش گم شده است.

رقص دختران و مراسم ضدفرهنگی با هزینه‌ی بیت‌المال و به بهانه میلاد حضرت صدیقه‌ی طاهره از یک طرف دامن شما را گرفته است و اسراف پول مردم و از بین بردن اعتمادها از طرف دیگر.

 آقای رئیس جمهور، یا بیا و با شجاعت عذرخواهی کن و هزینه را از پول شخصی‌ات!!! به بیت‌المال برگردان. یا لااقل با وقاحت چشم بدوز به دوربین‌ها و بگو این حرف‌ها دروغ است و برای تخریب دولت ساخته شده است تا آن‌ها که هنوز طرف‌دارت باقی‌مانده‌اند حرفی برای دفاع داشته باشند.

*

البته جای تشکر فراوان وجود دارد از همسر گرامی جناب آقای صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی که در اعتراض به وضعیت جلسه، آن را ترک کرده‌اند.

*

دعوت می‌کنم از دوستان دیگر که آنها نیز به این موضوع واکنش نشان دهند و راه را بر تکرار این فاجعه ببندند.

*

مراسم روز زن سال قبل آقای روحانی چگونه بود؟ +

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۰۶
علی اصغر جوشقان نژاد

در ذهن داشتم که در مورد انصرافم از دریافت یارانه نکاتی بنویسم اما در به قلم آوردن آنها مردد بودم تا اینکه این مطلب را از دوست عزیزم علی الف خواندم و مصمم شدم که در این مورد مطلبی بنویسم.

من از دریافت یارانه انصراف دادم. نه به آن دلیل که هیچ نیازی به این پول نداشته و ندارم. چه آنکه به دلیل وام و قسط‌هایی که برای خودم ساخته ام، نیازم به درآمد ثابت ماهیانه بیشتر از قبل است. اما به دلایل دیگری تصمیم گرفتم از یارانه انصراف دهم.

این دولت، دولت جمهوری اسلامی ایران است و فرض کنیم در زمینه اقتصادی ضعیف است یا همان طور که علی الف در نوشته اش اشاره کرده است، مشکلاتی در این زمینه دارد و با غوغاسالاری قصد پوشاندنش را خواهد کرد. به هر حال این دولت، دولت جمهوری اسلامی است و طبق فرایندهای داخلی نظام عزیزمان روی کار آمده است و ما -به عنوان بسیجیان و هواداران دو آتشه نظام- موظف به همکاری با این چهره جدید نظام مان هستیم. چه این که رهبرمان هم از ما این همکاری را به نحو کاملی درخواست کرده است.

منظور از همکاری کردن، انتقاد نکردن نیست. انتقاد می کنیم و تبعاتش را هم به جان می خریم. اما همکاری هم می کنیم.

من زیر خط فقر نیستم و خدا را شکر می کنم که وضع اقتصادی نسبتاً خوبی دارم. پول یارانه برایم مشکل گشاست، اما حیاتی نیست. به همین دلیل و با انگیزه اطاعت از رهبری در همکاری با دولتی که مخالفش هستم، انصراف می دهم. روزی ما هم دست خداست.

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۰۲
علی اصغر جوشقان نژاد

دولت، هر رئیسی که بالای سرش باشد، بخشی از نظام جمهوری اسلامی است. حتی اگر ما رئیس جمهور را دوست نداشته باشیم، اگر به نظام علاقه‌مندیم باید بپذیریم که با ساز و کارهای موجود در همین نظام (راهبرد مراجعه به آرای مردم) دولتی روی کار آمده است که اکنون بخش اعظمی از چهره نظام ما را شکل می‌دهد و اگر ما به این دولت چنگ بیاندازیم، چهره نظام عزیزمان را خراشیده‌ایم.

دکتر روحانی مثل هر رئیس جمهور دیگری، مزایا و ضعف‌هایی دارد و مثل هر رئیس جمهور دیگری مورد حمایت رهبری است و مثل هر رئیس جمهور دیگری برای کار کردن نیازمند فضای مناسبی در جامعه است. ما چگونه می‌توانیم به او کمک کنیم؟

۱- رئیس جمهور و همه اعضای دولت در درجه اول باید مورد حمایت ما باشند. یادتان می‌آید که اوایل کار احمدی‌نژاد، اگر دولت اقدامی می‌کرد بیشتر ما سعی در تحلیل خوش‌بینانه اقدام دولت داشتیم؟ به خاطرتان هست که همین «ما» اواخر کار احمدی‌نژاد هر اقدام دولت را با بدبینی بررسی می‌کردیم و احتمال هر عقل یا خیرخواهی را از آن رد می‌کردیم؟

در مقابل دکتر روحانی از هر دوی این شیوه‌ها باید پرهیز کرد. اما گرایش به خوش‌بینی بسیار بیشتر توصیه می‌شود. من وزیر فلان را خیلی نمی‌شناسم، بنای تحلیل‌هایم را می‌گذارم بر این که ایشان دارای تجربه، تحصیلات و نیت خوبی هستند و حتما در حال انجام تمام تلاش‌شان برای پیشبرد اهداف انقلاب هستند.

حمایت از دولت، به نظر من این گونه تحقق می‌یابد.

2- اگر بنا باشد به دولت (یا به معنای وسیع‌ترش به نظام) کمک کنیم، چه راهی در مقابل ماست؟ شاید پاسخ به این سوال کمی سخت‌تر باشد. من احساس نمی‌کنم که به قدر کافی قدرت داشته باشم که بتوانم به دولت کمک کنم. اصلاً زور من، به کدام سنگی که جلوی راه دولت است می‌رسد؟ گویی هیچ کدام.

اما اگر حرکت جمعی در بعضی جهات شکل بگیرد، به طور یقینی بعضی مشکلات دولت (و به معنای وسیع‌ترش خود مردم) حل خواهد شد. اگر به خرید محصولات ایرانی اهتمام داشته باشیم، اگر وجدان کاری خود را (حتی اگر شغل آزاد داشته باشیم) بالا ببریم، اگر درخواست‌های اعضای دولت را جدی بگیریم (البته اگر اعضای دولت درخواست درست و درمانی از مردم داشته باشند)، اگر هنگام کمبود بعضی اجناس، به آنها حمله نکنیم، اگر همت ارائه گزارش تخلفات به مراجع نظارتی را داشته باشیم، و ده‌ها اگر دیگر می‌تواند کمک ما به دولت (و به معنای وسیع‌ترش آینده خودمان) باشد. سهم خودمان را در کمک به دولت دست کم نگیریم.

3- انتقاد به دولت هم در حقیقت کمک به دولت است، اما انتقادی که به جا و درست بیان شود.

فلان مسئول دولت راستگویان دروغ گفت. ما هم آن را مثل سیخ در چشم دولت محترم فرو می‌کنیم. این اشکال وجود دارد اما این شیوه که ما می‌گوییم آیا به رفع مشکل کمک می‌کند یا به ایجاد شکاف بین ما و آنها؟ این مسیر آیا خراش ناشی از آن دروغ را از چهره نظام پاک می‌کند یا آن را عمیق‌تر می‌نماید؟

باید به طور جدی راه، ادبیات و شیوه‌هایی بیابیم که بتوانیم از آن طریق نظرات خود را به صورت مستمر با دولت در میان بگداریم. البته

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

دولت نیز باید بخواهد. دولت نیز باید طالب نظرات ما باشد. اما اگر نخواست هم ما باید بگوییم. البته به ادبیاتی که دولت را جری نکند. گاهی برای نجات کسی از آتش، باید فریاد زد. اما این نباید شیوه همیشگی باشد.

به هر صورت باید دقت کرد که نقد دولت از عقده‌های باقی‌مانده از انتخابات و امثال آن مخلوط نشود. هر نقدی را با پاسخ به این سوالات بسنجیم و بعد به قلم بیاوریم یا منتشر کنیم:

  • آیا هدف من از این نقد، صرفا اصلاح است؟ آیا اغراض شخصی یا اهدافی به جز اصلاح را با نوشته‌ام مخلوط نکرده‌ام؟
  • آیا ادبیات من، نشان دهنده هدف من است؟ آیا بیش از حد تند نرفته‌ام؟
  • آیا زمان گفتن این حرف، اکنون است؟ دیرتر یا زودتر گفتن این حرف مفیدتر نیست؟

و سوالاتی مشابه که ممکن است شما اضافه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۲ ، ۲۳:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد

پرهنگ

من سرهنگ نیستم!


به مناسبت ایام استقرار دولت حقوق‌دان گرامی، دکتر روحانی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۲ ، ۰۸:۰۹
علی اصغر جوشقان نژاد
متن کامل یک گفتگوی پیامکی؛ ساعاتی قبل:
او: فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید از غرور مقدستان دست بردارید، می دانم که به شما سخت می گذرد. ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید و با غضب و خشم بر دشمنان تان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.
امام خمینی، پیام قطعنامه 598
من: دشمن کیست؟
او: نمی دونی کیه؟
من: می خوام نظر شما رو بدونم.
او: دشمنان خارجی و عوامل آنها در داخل.
من: چرا صریح صحبت نمی کنی؟ روحانی دشمن است؟
34 دقیقه بعد
من: چی شد؟ آیا روحانی دشمن است؟
او: خیلی متاسفم که برداشت شما از حرفهایم همین است. من نگفتم ایشان دشمن است اما حرکت ها و گفتارش همسو با دشمن است. اما تشکر می کنیم [می کند] از کسانی که سال 88 آن بی حرمتی رو انجام دادند.
ضمنا [در مورد] آقای روحانی نسبت به موضع هسته ای که در گذشته داشته و اینکه اسم سران فتنه را آورده و تشکر ویژه از آنان می کند، اندکی باید تامل کرد.
در آخر، اعمال گذشته ایشان فراموش نشده و اینک نیت ایشان را به فال نیک می گیریم و تا زمانی که در جهت رهبری باشد حمایت می کنیم و الا...
من: من به روحانی رای ندادم، اما گویا شما از ابتدا به سراغ بخش «و الا...» که در آخر جمله تان است رفته اید.
ما با هم همفکریم و مثل هم از یک انحراف می ترسیم، اما نوع برخورد ما می تواند آن انحراف را تشدید یا کنترل کند.
۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۲ ، ۲۳:۵۰
علی اصغر جوشقان نژاد