پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با کاغذ و دسته چک و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۴، ۰۱:۴۷ - علیرضا
    عالی..
عضوی از راز دل

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مباحث وبلاگی» ثبت شده است

13 مهر 1390 ایده فهرست سفید را عملی کردم و چنین فهرستی را پایه گذاشتم. تا حدود یک سال پیش، کم و بیش پیشنهاداتی برای به روز رسانی فهرست می رسید. به نظرم رسید لازم است مجددا آن فهرست را در معرض دید بیاورم. به همین دلیل آن را در پیوندهای بالای صفحه اضافه کردم.

این فهرست را ببینید و پیشنهاد جدید بدهید. یا در وبلاگ خودتان شبیه آن را با خوانندگان به اشتراک بگذارید.

شاید بعد از مدتی قالب جدیدی برای این کار در نظر گرفتم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۱۹
علی اصغر جوشقان نژاد
مدت زیادی بود که گاهی از پایگاه محبوب پیوندها، به این وبلاگ ورودی داشتم. تعجب می کردم که از کجای پیوندها به اینجا می آیند.
این بود تا اینکه بالاخره امروز آن را کشف کردم. علی الظاهر، ریز، یک پایگاه خبری با موضوع ایام است!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۵۹
علی اصغر جوشقان نژاد

فعالیت فرهنگی نیازمند هم افزایی است. اگر هر نهاد فرهنگی، ساز خودش را (بدون توجه به دیگران) بزند، صدای ناسازی تولید می شود که همه را فراری خواهد داد.

اثرگذاری کار فرهنگی مرهون هم گرایی آن است. خانه، مدرسه، تلویزیون، رادیو، اینترنت و... هر کدام پیام هایی به مخاطب خود منتقل می کنند. هر اندازه این پیام ها همگراتر باشند، اثرگذارتر خواهند بود.

*

حالا خود را به جای یک مسئول فرهنگی بگذارید. چگونه می توان هم گرا و هم افزا بود؟ آیا نهادی وجود دارد که سیاست گذاری، تعیین مصادیق و تقسیم وظایف دقیقی در حوزه اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، مدارس، دانشگاه ها و حتی خانه ها داشته باشد؟ بدیهی است که چنین نهادی نداریم. پس چگونه و با چه چیزی هم گرا شویم؟

هر کدام از این حوزه ها، مسئولینی دارند و درون خود سیاست گذاری هایی خواهند داشت. آیا ما باید به این سیاست ها اعتماد کنیم؟ مثال عینی و عملی:«آیا لازم است به عنوان یک فعال فرهنگی فضای مجازی به سیاست ها و تصمیم گیری های کمیته فیلترینگ (به عنوان یکی از مسئولین حوزه اینترنت) اعتماد کنیم و طبق توصیه های آنها پیش برویم؟»

اگر به مسئولین هر حوزه اعتماد نکنیم، لاجرم هر کدام از ما با نگاه و سیاست خودمان پیش می رویم و در نتیجه، هم گرایی ضعیف تر می شود. بدیهی است وقتی هر کدام از ما نتوانسته ایم به سیاست های مسئولین بالا دستی اعتماد کنیم، نخواهیم توانست به نظرات متکثر سایرین نیز تمسک کنیم تا به هم گرایی دست پیدا کنیم.
از دیگر سو اگر به مسئولین این حوزه ها اعتماد کنیم، نمی دانیم با آنچه از نگاه ما اشتباه است چه کنیم.

در نتیجه اگر با شور و حرارت بر نظر خود پافشاری کنیم، راه حل اول را برمی گزینیم و نظر مسئولین را کنار می گذاریم. اگر به نظر خود شک داشته باشیم، یکی به نعل و دیگری را به میخ خواهیم زد. و اگر بی نظر باشیم یا نظر مسئولین را بپسندیم، آن را مبنای عمل خود قرار خواهیم داد.

اینچنین، جزیره های فرهنگی شکل می گیرند. هر کدام در محدوده مخاطبان خود رشد می کنند و برای حل تناقض های خود با دیگر جزیره ها، آنها را تکذیب می کنند. در نتیجه به جای حرکت های هم گرای فرهنگی، شاهد واگرایی روز افزون خواهیم بود.

*

سوال اول (بارم 20 نمره): راه حل چیست؟ آیا لازم است از هم گرایی به نفع آن چه صلاح می دانیم چشم بپوشیم؟ یا باید بخشی از نظرات شخصی خود را فدای هم گرایی کنیم؟

سوال دوم (بارم باز هم 20 نمره): به عنوان مثال اگر شما مسئول کمیته فیلترینگ بودید، دقیقا چه معیاری را برای فیلترینگ در نظر می گرفتید؟ لطفا معیاری بیان شود که قابل تشخیص باشد و موجب هم گرایی شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۱ ، ۰۷:۵۴
علی اصغر جوشقان نژاد

اول:

امیر حسن سقا (که پیش از این نمی شناختمش) به خاطر نوشته ای در وبلاگش، بازداشت و محکوم شده است. نوشته ی او در مورد برادر رئیس دستگاه قضاست و همین نسبت فامیلی، انتقادات به برادران لاریجانی را بیشتر می کند.

بسیاری از وبلاگ نویسان در این مورد مطالبی نوشته اند. دو نکته در این نوشته ها برای من بیشتر نمود داشت: اول انتقاد به قوه قضائیه که «چرا حزب اللهی ها را محدود می کنید و نمی گذارید انتقاد کنند» و دوم نظرات مخالفان که تلاش دارند از این مسئله درون خانوادگی، ماهی خود را صید کنند و می گویند «اگر شما طرفدار جمهوری اسلامی هستید، بپذیرید که این هم نتیجه ی همان جمهوری اسلامی است»

دوم:

بارها شنیده ایم اما یک بار دیگر نیز بخوانیم:

امیرالمومنین، زره خود را در دست یک یهودی دیدند و نزد قاضی طرح دعوا کردند. حکم به نفع یهودی صادر شد!

چرا؟  آیا حق با علی نبود؟ یا قاضی اشتباه کرده بود؟

هیچ کدام. ساز و کار قانونی و شرعی که برای این کار وجود داشته، هر چند بهترین ساز و کار ممکن به نظر می آید اما به هر حال ضعف هایی ذاتی دارد که در این مورد نتیجه غلط می دهد.

ظاهراً اگر امیرالمومنین علیه السلام نارضایتی خود را در رسانه های عمومی!! فریاد می کرد، حق داشت. اما او چنین نکرد و حکم را با گشاده رویی پذیرفت.

سوم:

حق با قوه قضائیه است یا وبلاگ نویس ها؟ نمی دانم.

اما آنچه می دانم اشتباه استراتژیک ما در مقابل این ماجراست.

حق انتقاد باید برای همه (و نه فقط حزب اللهی ها) محفوظ باشد. عدالت نیز باید برای همه (و نه فقط وبلاگ نویسان) اجرا شود. اما از دیگر سو، همه (و نه فقط سبزها، بعد از شکست در انتخابات) باید به قانون گردن بگذارند. غرغرهای بعد از حکم قانونی، بیش از هر چیز به ضرر آرمان ماست.

این البته به معنای نفی نقد نیست. اما باید توجه داشت که قوه قضائیه به دو عنصر مهم نیازمند است: اقتدار و اعتماد. البته واضح است که بخش عمده این اقتدار و اعتماد از طریق عملکرد خود دستگاه قضا فراهم می شود. اما فضای رسانه ها نیز به شدت بر این دو اثرگذارند.

به بخشی از فرمایش مقام معظم رهبری دقت کنید:

نباید قوّه‏ ى قضائیّه را تضعیف کرد. قاضى‏ براى اینکه بتواند در جایگاه پیغمبر، درست و با استقرار بنشیند و عمل کند، احتیاج دارد که مورد حمایت نظام باشد؛ باید احساس کند که حمایت و تقویت مى‏ شود و در چشم مردم داراى منزلت است. قاضى، منزلت در نظر عموم و حمایت از سوى مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهاى غیر منطقى و خصمانه و عیب‏جویانه و احیاناً با انگیزه‏هاى سیاسى به سمت قوّه‏ ى قضائیّه باز شد به این هر دو نیاز ضربه خواهد خورد: قاضى و دستگاه قضاء از چشم مردم مى ‏افتد و حمایت مسئولان را هم از دست مى ‏دهد. آن‏وقت ما چطور در این فضا توقّع داشته باشیم که قاضى بیاید با شجاعت بایستد و یک ظالم و متخلّف از قانون را- که هم زور و هم زر دارد- به پاى میز محاکمه بکشاند و هیچ‏گونه تحت تأثیر او قرار نگیرد؟ این کار، آسان نیست. اگر ما بخواهیم قاضى این شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد که چنین بارهاى سنگینى را که از او توقّع داریم، بردارد، باید او و دستگاهى را که حامى اوست، اوّلًا مورد حمایت قرار دهیم؛ ثانیاً منزلتش را در چشم مردم حفظ کنیم.

چهارم:

عدالت خواهی، از پایه های انقلابی بودن ماست. اما حضرت آقا در زمینه ی روش عدالت خواهی نکته ای شنیدنی داشته اند که کمتر شنیده شده است:

شما مى ‏گوئید که ما شعار عدالت مى ‏دهیم؛ دانشجو را مى ‏گیرند، اما آن کسى را که به عدالت صدمه زده، نمى ‏گیرند. قوه‏ ى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان.

خوب، اینجا شما باید زرنگى کنید؛ یک ‏لحظه از درخواست و مطالبه‏ ى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ ى این فکر هم با همه ‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمد اللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛

شما زرنگى ‏تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏ سازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه مى ‏کنید، اولًا احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مى ‏بینم دیگر. من مواردى را مشاهده مى‏ کنم- نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون- که روى یک مصداق خاصى تکیه مى‏ کنند؛ یا به‏ عنوان فساد، یا به عنوان کج‏ روى سیاسى، یا به‏ عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلًا اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى ‏بینم این‏جورى نیست و آن کسى که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است.

بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تکیه مى‏ کنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‏ اى به دست مى‏ دهید براى اینکه آن زرنگ قانون‏ دانِ قانون‏ شکن -که من گفته‏ ام قانون‏ دان هاى قانون‏ شکن خطرناکند- بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‏ اى مى‏ توانید بکنید؟ اگر یک نفرى به‏ عنوان مفترى یک شخصى را معرفى کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ ى قانونى، آن قاضى را ملزم به انجام یک کارى مى‏ کند؛ لذا نمى‏ توانیم از او گله کنیم. شما زرنگى کنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتى پرچم را بلند کردید، آن کسى که مجرى است، آن کسى که در محیط اجراء مى‏ خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را مى‏ کنند. آن کسى هم که فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمى مى‏ کند و کار پیش خواهد رفت.

بنابراین به نظر من مشکلى در کار شما نیست؛ شما جوان هاى مؤمنى هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى که داده مى ‏شود، بعد از اتکال به خداى بزرگ که همه ‏ى دلها و زبانها و اراده‏ ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.

در ادامه: در این رابطه، نوشته جناب میثمی در تریبون را پسندیدم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۱ ، ۰۰:۲۲
علی اصغر جوشقان نژاد

* سخنرانی قدیمی ای از استاد حسن عباسی منتشر می شود که با لحنی تند به حامیان فلسفه صدرایی می تازد. در این سخنرانی نامی از علمای بزرگ حال حاضر نیز به میان می آید و بسیاری آن را به «اهانت» تعبیر می کنند.

* در مقابل عده ای از حامیان فلسفه صدرایی به پاسخگویی بر می خیزند و با لحن کنایه آمیز سعی در ساکت کردن طرف مقابل دارند.

* پایگاه اینترنتی تریبون فیلتر شده است. طبیعتاً سردبیر آن تلاش می کند پایگاهش را بازگرداند و به همین دلیل مطلبی می نویسد. در مقابل، وبلاگ دیگری مفتاح را در مقابل نیش صحبت خود می گیرد و به او انتقاد می کند. البته زیبایی کار آنجاست که مفتاح علیرغم لحن تند نویسنده مخالف، اشتباه خود را می پذیرد و عذرخواهی می کند.

* در این میان بخشی از صحبت های رئیس دستگاه قضا، سوژه ای جدید شده است تا عده ای خبرسازی کنند و با لحن انتشار خبر، طعنه و کنایه های پنهانی را نیز دنبال کنند.

***

همه آنها که در بالا از ایشان یادی کردم، درون یک گفتمان هستند (و هستیم). ما همه اگر نیک بنگریم جزء حامیان انقلاب اسلامی ایرانیم و صحبت های ما، بحث های درون گفتمانی است. به عبارت دیگر ما همسایه های هم در محله انقلابیم.

همسایه ها اگر با هم حرفی هم داشته باشند، دعوا را پیش نمی آورند. اولین حرف همسایه ها با هم بوی لغاز و لطیفه نمی دهد. همسایه ها با مهربانی با هم سخن می گویند.

آنچه دکتر عباسی در صحبت خود گفته است، یک بحث علمی است که بنده اصلا تخصصی ندارم که بخواهم در مورد موضوع صحبتش نظر بدهم. اما انتخاب لحن بین گفتمانی برای یک صحبت درون گفتمانی باعث شده است تا طرف مقابل نیز موضع گیری مشابهی داشته باشد و یک بحث علمی به دعوایی سیاسی تبدیل شود. و خب گرد و خاک دعوا از محله انقلاب که بلند می شود معلوم است چه کسی خوشحال تر خواهد بود.

همین طور است انتقاد وبلاگ ملت ابراهیم از مفتاح که هم لحن کنایه آمیزی داشت و هم می توانست خصوصی باشد.

یا برخورد ما با صحبت های رئیس قوه قضائیه که البته نمی تواند خصوصی باشد، اما می توانیم بیشتر احترام بزرگتر خودمان را نگه داریم.

*

راننده هایی که بعد از چند ساعت رانندگی در اتوبان های بین شهری به یک شهر می رسند، معمولا ابتدای شهر را با سرعت زیادی می رانند و بعد از دقایقی شرایط جدید خود را درک می کنند.

ما مدت ها با افراد بیرون از گفتمان خود بحث داشته ایم و لحن آن مناظرات و مباحثات حالا روی گفتگوهای دوستانه مان هم سایه می اندازد. برادران عزیز! به شهر رسیده ایم، سرعت را کم کنید.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۱ ، ۱۷:۱۸
علی اصغر جوشقان نژاد
[caption id="" align="aligncenter" width="400" caption="دهه بزرگداشت امام هادی علیه السلام در فضای مجازی"]دهه بزرگداشت امام هادی علیه السلام در فضای مجازی[/caption]

1- حضرت امام هادی (ع): اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.

2- مطلب پیشینی که پیرامون حضرتش نوشتم، حاوی یک قطعه مداحی زیبا بود که پیشنهاد می کنم آن را بشنوید.

3- پایگاه رادیو معارف نیز میان برنامه های زیبایی برای میلاد و شهادت آن امام قرار داده است. آنها را هم بشنوید.

4- حالا که این مقدار ارادت به ایشان -و طبعاً سایر ائمه هدی علیهم السلام- داریم می توانیم به این سوال هم بیاندیشیم. چرا ما آنهمه تحت تأثیر رسانه ها هستیم که بعضی از اسامی امامان نزد ما (بی تعارف) نازیبا دیده می شوند؟ مثلا اگر بگویند فلانی نام پسرش را گذاشته «نقی» چه عکس العملی نشان می دهیم؟ یا همچنین درباره «جعفر» و «باقر» و «جواد». در بین خویشان مذهبی مان گفتم که اگر خدا پسری به من بدهد نامش را «جعفر» می گذارم، چنان برخورد ناشایستی با این نام کردند که به گمانم اگر نام «کامبیز» را گفته بودم این عکس العمل را نشان نمی دادند.

نمی گویم باید نام فرزندان را از این اسامی گذاشت، اما حتماً لازم است احترام و عظمت کافی برای اسامی ائمه قائل شویم. اگر صدا و سیما احترام کافی قائل نیست، ما نباید تحت تأثیر قرار بگیریم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۱ ، ۰۸:۰۵
علی اصغر جوشقان نژاد

قبل از مقدمه:

آن طلبه نوپایه ای را تصور کنید که در محفلی که مراجع بزرگ تقلید نشسته اند حاضر شده و بحث آنها را پیرامون موضوعی فقهی می بیند. چطور است که آن طلبه جرأت سخن گفتن میان بزرگان را به خود نمی دهد، حال من نیز هنگام صحبت پیرامون اردوی جهادی چنان است. با این حال این اقتراح راز دل سبب شد تا این جرأت را به خویش بدهم و بنویسم.

مقدمه:

1. این متن بیشتر پیرامون رابطه جهاد و فرایض الهی است و البته اردوی جهادی یکی از مصادیق جهاد است. ذکر نمونه های این تحقیق در مورد خود اردوی جهادی برای فرصتی دیگر

2. آنچه در ادامه می آید به معنای کم کردن ارزش نماز و روزه نیست. ما از آن دسته ای نیستیم که برای دور نشدن مردم از جهاد «الصلاه خیر من النوم» را جایگزین «حی علی خیر العمل» می کنند. بلکه تأکید ما بر آن جهادی است که نتیجه فرایض و همراه با اجرای فرایض و تقویت کننده فرایض باشد. جهادی اگر رو به قبله باشد از این ها جدا نخواهد شد.

متن:

الف- جهاد و فرایض بال های یک پرنده

چرا به دنبال اجرای فرایض الهی هستیم؟ اگر ریا و سمعه را از خود دور کرده باشیم، نزدیک شدن به الله مهمترین دلیل ما خواهد بود. البته اسامی مختلفی بر این هدف می گذارند که تکامل و کسب رضایت الهی و سعادت و ورود به بهشت و... از جمله دیگر نام های تقرب الی الله است!!

به جد معتقد هستم این هدف بدون جهاد محقق نمی شود. یعنی اگر فرایض را یک بال برای پرواز الی الله بدانیم و بال جهاد را برای خود فراهم نکنیم، پرنده ای هستیم که تنها قدرت راه رفتن دارد و چنین مرغی هرگز از ابرها گذر نمی کند و به خورشید نمی رسد. برای نمونه به این موارد توجه کنید:

1. بسیاری نماز می خوانند تا هدایت شوند. اما اگر این نماز همراه با جهاد باشد، ثمره اش هدایت است و نماز بدون جهاد مانند دانه چینی مرغ بدون بال است. سوره شریف عنکبوت آیه مبارکه 69 احتمالاً برای بسیاری از ما آشناست:

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین

و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است

جالب آنکه در این آیه شریفه، خداوند جهاد را مصداق نیکوکاری معرفی کرده است.

2. ممکن است اجرای فرایض به طمع بهشت باشد. باید دانست که بهشت جزای مجاهدان و صابران است. چنان که خداوند در کتاب شریفش فرموده است:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ

آیا چنین پنداشتید که (تنها با ادّعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد، در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخصّ نساخته است؟!

این شریفه، آیه 142 از سوره آل عمران بود. اما در آیات دیگری مانند آیه 16 سوره توبه نیز همین معنا وجود دارد.

3. جالب اینجاست که آیه 110 از سوره نحل، حتی شرط پذیرش توبه (در شرایطی خاص) را جهاد می داند:

ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ

امّا پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از فریب‌خوردن، (به ایمان بازگشتند و) هجرت کردند؛ سپس جهاد کردند و در راه خدا استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام این کارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود می‌سازد)

ب- جهاد مایه پایداری فرایض

دین بدون جهاد دوامی ندارد و اگر هم باقی بماند ناچار از محتوای اصلی خود تهی خواهد شد. به عبارت دیگر اسلام ناب محمدی تنها با جهاد پایدار می ماند و اسلام آمریکایی هر چقدر هم گسترش پیدا کند، جز زحمت برای دین و دینداران نخواهد بود.

1. امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: جهاد مایه پایداری دین است

همچنین آن حضرت در جای دیگری چنین می فرمایند:

خداوند جهاد را واجب گردانید و آن را بزرگ داشت و نصر و ناصر خود قرارش داد. به خدا سوگند کار دنیا و دین جز با جهاد درست نمی شود.

2. در آیه 40 از سوره مبارکه حج نیز می خوانیم:

وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا

و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد!

البته ظاهر این آیه شریفه پیرامون یکی از مصادیق جهاد (جنگ) است اما مفهوم آن برای بعضی دیگر از انواع جهاد نیز صادق است.

3. اما آنکه گفته شد اسلام بدون جهاد اگر بماند جز زحمت برای دین و دین داران نخواهد بود در این جمله از شهید آوینی بهتر دیده می شود: خلاف آنکه بسیاری می پندارند ، آخرین نبرد ما – به مثابه سپاه عدالت- نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است. که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپاتر است.

ج- فضیلت جهاد بر سایر فرایض

خود جهاد یکی از فرایض است. اما در برخی روایات برترین فرایض دانسته شده است.

1.در آیه 18 از سوره توبه، وقتی سخن از ساخت مسجد به دست مومنانی که نماز می خوانند و زکات می دهند و از کسی به جز خدا نمی ترسند به میان می آید، خداوند می فرماید «امید است چنین گروهی از هدایت یافتگان باشد» اما هنگامی که در آیه بیستم سخن از جهاد به میان می آید احتمال ها به یقین تبدیل می شوند:

الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ

آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند

و جالب آنجاست که هر سه مولفه ایمان و هجرت و جهاد در اردوی جهادی جمع شده است.

2. مردی برای عبادت خدا به کوهی رفت و خانواده اش او را نزد پیامبر (صلوات الله علیه و آله) آوردند. پیامبر او را از این کار نهی کرد و فرمود اگر مسلمان یک روز در میدانی از میدان های جهاد پایداری ورزد برایش از چهل سال عبادت کردن بهتر است.

همان حضرت در جای دیگری می فرمایند:

اعمال همه بندگان در مقایسه با ارزش جهاد مجاهدان در راه خدا جز به اندازه مقدار آبی که پرستویی دریایی با منقار خود از دریا برداشته نیست.

لب مطلب:

این متن قصد داشت در پاسخ به اقتراح راز دل باشد:

سوال: اردوی جهادی چه شباهت و تناسبی با فرائض و شعائر اسلامی دارد؟

خلاصه پاسخ: جهاد تکمیل کننده سایر فرایض و برترین آنهاست. همه فرایض به خاطر جهاد است که باقی مانده اند. اردوی جهادی نیز یکی از مصادیق جهاد است و می تواند جامع همه این صحبت ها شود به شرط آنکه رو به قبله باشد!!

پی نوشت:

1. ترجمه های قرآن از آیت الله العظمی مکارم شیرازی انتخاب شده اند.

2. همه احادیث در باب جهاد اصغر از کتاب منتخب میزان الحمکه یافت می شوند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۱ ، ۰۹:۲۹
علی اصغر جوشقان نژاد

سال 91 مانند چند سال گذشته نامی اقتصادی یافت تا بدانیم این عرصه، محل جهاد است. سال گذشته مقادیر معتنابهی در مورد تولید ملی نوشته بودم که اکنون در دسترس است. اما در سال جاری من و شما چه می توانیم انجام دهیم؟

1- اولین کاری که هر انسانی در مقابل دستور ولی امر خود می تواند انجام دهد، شعر ساختن درباره آن یا شعار دادن نیست. اولین کار اجرا کردن آن دستور است. بنابراین از هم اکنون خرید کالای خارجی را جزء «اعمال قبیحه» بدانیم مگر آنکه در یافتن مشابه ایرانی اش بمانیم.

2- طبیعتاً اگر همه به بند اول عمل کنند نیازی به بندهای بعدی نیست. اما چون بعضی تصورات اشتباهی از فرمایش آقا پیدا می کنند، بر من و شما فرض است که یک رسانه تحلیل گر باشیم. نه آنکه فقط در وبلاگ خودمان بنویسیم؛ بلکه در بین فامیل و آشنا و غیره و ذلک بحث خرید کالای ایرانی را راه بیندازیم و (با مطالعات قبلی) سعی در تبیین این فرمایش حضرت آقا داشته باشیم.

3- انتشار فهرست سپید، به نظر من تبلیغی مناسب است. من سال گذشته یک بار چنین کاری انجام دادم و از نتیجه آن (در حد وسع ریز وبلاگ خودم) راضی بودم. شما هم از این ایده استفاده کنید.

4- خوب است با شرکت های تولید کننده ایرانی تماس بگیریم. که چه بشود؟ اول اینکه آنها را دلگرم کنیم و دوم آنکه پیشنهادهایی برای بهبود محصولاتشان به ایشان بدهیم. مثلا با شرکت تولید ماشین لباس شویی تماس بگیریم و از او ایجاد امکان آبکشی شرعی طبق نظر مراجع را بخواهیم. یا از گوشی جی ال ایکس تقویم شمسی و اوقات اذان را طلب کنیم. اینگونه پیشنهادها که مطابق الگوی زندگی خودمان است، به کالاهای ایرانی مزیت رقابتی خوبی در مقابل کالاهای خارجی خواهد داد.

حساس بودن نسبت به تولیدات ملی چه در هنگام خرید و چه در مواجهه با دیگران، شاه کلید موضوع است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۱ ، ۱۹:۵۰
علی اصغر جوشقان نژاد
حالا یکی نیست بگه گودر تعطیل شده، تو چرا نطقت کور شده نمی تونی چیزی بنویسی؟ یعنی چهار تا خواننده و لایک زن گودری اینهمه مهم بود؟
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۰ ، ۱۸:۴۹
علی اصغر جوشقان نژاد
اینهمه جوالدوز وبلاگمان به تن صدا و سیما و دولت و مجلس خورد که انقلابی نیستید و به وظیفه تان عمل نمی کنید...
حالا به نظرم بد نباشد که به خودمان سوزنی بزنیم و ببینیم
بیشتر دغدغه وبلاگ مان برای چیست
و چقدر با دغدغه رهبرمان هماهنگ است
حواس وبلاگ ما بیشتر به جریان انحرافی است
یا تکه پرانی در مورد تخلف بزرگ بانکی
یا نقد فلان نماینده مجلس
و یا
جهاد اقتصادی
و بیداری اسلامی
و حتی بیداری جهانی که در آمریکا و اسرائیل هم دیده می شود
*
فکر می کنم خیلی از دنیا عقب افتاده ایم، آنقدر که دشمن در حال احتضار را رها کرده ایم و به درگیری های خودمان چسبیده ایم.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۰ ، ۲۲:۱۵
علی اصغر جوشقان نژاد